شرکت مشاوره مدیریت IranMCT https://iranmct.com مشاوره بازاریابی و فروش ، آموزش فروش ، مشاوره برندسازی تبلیغات Wed, 15 Sep 2021 03:37:08 +0000 fa-IR hourly 1 https://iranmct.com/wp-content/uploads/2016/05/cropped-fave-32x32.png شرکت مشاوره مدیریت IranMCT https://iranmct.com 32 32 کمپین بازاریابی چیست ؟طراحی کمپین بازاریابی [مطالعه موردی] https://iranmct.com/news/%da%a9%d9%85%d9%be%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c Sat, 28 Aug 2021 09:44:34 +0000 https://iranmct.com/?p=16512     کمپین بازاریابی کارآمد در بخش های درست طراحی کمپین بازاریابی (مارکتینگ کمپین) Marketing Campaign Design بیشتر سازمان ها معمولا به دلیل اتخاذ یک استراتژی ضعیف و به خوبی برنامه ریزی نشده در خصوص کمپین های تبلیغاتی خود در موضوع تبلیغات ناکام هستند. این تلاش های تبلیغاتی نامناسب فاقد الهام بخشی لازم در محتوای […]

نوشته کمپین بازاریابی چیست ؟طراحی کمپین بازاریابی [مطالعه موردی] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
 

 

کمپین بازاریابی کارآمد در بخش های درست

طراحی کمپین بازاریابی (مارکتینگ کمپین) Marketing Campaign Design

بیشتر سازمان ها معمولا به دلیل اتخاذ یک استراتژی ضعیف و به خوبی برنامه ریزی نشده در خصوص کمپین های تبلیغاتی خود در موضوع تبلیغات ناکام هستند.

این تلاش های تبلیغاتی نامناسب فاقد الهام بخشی لازم در محتوای تبلیغاتی خود می باشند و بدین وسیله در به اشتراک گذاشتن کلمات کلیدی استراتژیک و موثر در زمان به نمایش گذاشتن محصولات خود از کارآیی لازم درست عمل نمی کنند. همانطور که در بیشتر موارد دیده شده است، بخش قابل توجهی از منابع مالی در کمپین های تبلیغاتی اتلاف می شود.

بیائید تامل بیشتری در باب علل این ناکامی ها داشته باشیم. همانطور که در بیشتر موارد دیده شده است، درک درستی از ماهیت بازاریابی، استراتژی های بازاریابی و اهداف مورد نظر آنها وجود ندارد. اگر از یک مهندس بپرسید، او بر این باور است که یک محصول به خوبی ساخته شده خود به خود توسط مخاطبان هدف مورد پذیرش قرار می گیرد.

ذهنیت کلی آنها نسبت به تبلیغات و کمپین های مرتبط عمدتا منفی است. این امر جای تاسف دارد و قضاوتی بی پایه و اساس با توجه به آنچه در دنیای واقعی اتفاق می افتد می باشد.

Marketing Campaign کمپین بازاریابی

Marketing Campaign کمپین بازاریابی

بیائید با تعریف بازاریابی با توجه به اهداف آن شروع کنیم.

هدف اصلی بازاریابی دیده شدن توسط مخاطبان هدف می باشد. شیوه های بازاریابی درونگرا شما همراه با استراتژی اتوماسیون همگی به منظور یافت شدن در جستجوهای مربوط به کلمات کلیدی کسب و کار، درگیر کردن بازدیدکنندگان جدید، تبدیل آنها به مشتری راغب، پروراندن این مشتری های راغب، و نهایتا سوق دادن آنها به درون قیف بازاریابی و به سمت تبدیل طراحی شده است.

البته، انجام این کار به راحتی گفتن آن نیست. تمامی کمپین های بازاریابی برتر شامل یک سری مراحل به خوبی طراحی شده یا سلسله ای از گام ها می باشند که اهداف فوق الذکر را مد نظر قرار می دهند.

برای فهم بهتر، این مقاله به دو بخش تقسیم شده است:

نخست علل ناکامی ایده های اصلی بازاریابی مورد بحث قرار می گیرند و سپس موضوعات مرتبط با برنامه ریزی یک کمپین بازاریابی شامل ایجاد پروفایل برای مشتریان، طبقه بندی آنها، تولید پیام های محتوایی، پرورش دادن مشتریان بالقوه، بازاریابی چند کاناله با بررسی منابع کانال، محاسبه بازگشت سرمایه و نیز بهینه سازی به طور مشروح مورد بحث قرار می گیرند.

چرا کمپین های بازاریابی شکست می خورند؟

شمار زیادی از کمپین های تبلیغاتی علیرغم بودجه سنگین و علیرغم اینکه افراد زیادی در این تیم های تبلیغاتی مشارکت دارند، شکست می خورند. چرا این اتفاق می افتد؟

در حالیکه استرتژی بازاریابی را با شماری از مدیران بازاریابی در چندین سازمان مورد بحث قرار می دادم، متوجه شدم که استراتژی بازاریابی برای بیشتر این بازیکنان بیشتر نمایش یک طرح ایجاد شده توسط اکسل همراه با ردیابی مشتریان در رسانه های اجتماعی، تبلیغات محتوایی، سئو، بازاریابی موتورهای جستجو، ایمیل مارکتینگ، جذب مشتری از طریق کانال های پولی، غیره می باشد.

منابع زیادی در دسترس هستند که استراتژی هایی را در خصوص بهترین راهها برای بهبود دادن صفحه ورود، انتخاب و تست کردن یک عنوان، جذاب ترین عبارت هایی که می توانند مورد استفاده قرار گیرند، میزان موفقیت در جذب مخاطب، و غیره در اختیار شما قرار می دهند.

اطلاعاتی نیز در خصوص استفاده از سایه زنی و تصاویر به منظور بهبود دادن نرخ جهت یابی وجود دارند که می توان آنها را آموخت.

بر همین اساس، حیاتی ترین بخش فرایند بازاریابی نیاز به یک شالوده بازاریابی قوی است که پروفایل های مشتریان، فرایندهای ارسال پیام، و کلمه بندی و تثبیت موقعیت تهاجمی و رقابتی را با هم تلفیق کند.

نبود یک طرح بندی بازاریابی

همانگونه که مشاهده شده است، بیشتر سازمان ها فاقد یک روند بازاریابی تعریف شده یا یک رویکرد مشخص می باشند.

البته، این امر در خصوص یک شرکت استارت آپی که در آن موضوعات خیلی مهمتری برای مد نظر قرار دادن وجود دارند قابل درک است.

با این وجود، حتی زمانی که سازمان به بلوغ می رسد قضیه همینطور ادامه پیدا می کند و مدت های مدیدی فعالیت بدون وجود رویکرد مشخص بازاریابی ادامه پیدا می کند. این بازیگران بزرگ اغلب سیستمی را به منظور بازاریابی طراحی نمی کنند.

هر چند من از داشتن اسنادی حجیم و الزام آور برای یک شرکت کوچک با تعداد مشتریان محدود حمایت نمی کنم، اما قویا به داشتن یک چارچوب حداقلی با تعداد صفحاتی محدود اعتقاد دارم.

این چارچوب باید هدف بازاریابی سازمان شما، پروفایل مشتریان، طبقه بندی بازار، موضوعات محتوایی، کانال های بازاریابی کلیدی و شاید ارسال پیام استراتژیک را شامل باشد.

یک کتاب قانون بازاریابی قابل درک و مختصر نه تنها سازمان را قادر خواهد ساخت تا متمرکز عمل کند، بلکه در زمان انتخاب و استخدام منابع انسانی لازم جهت بازاریابی همچون چراغ راهی عمل خواهد کرد.

کتاب قانون بازاریابی ابزاری خود آموز برای هر کارمند جدید بخش بازاریابی خواهد بود.

تمرکز بر کانال ها و نه بر مشتریان

امروزه، شمار زیادی از سازمان ها تیم های تخصصی بزرگی دارند که بر کانال های مختلف مثل رسانه های اجتماعی، کانال های پولی، و غیره تمرکز دارند.

هر چند مزایای مشخص و قابل سنجشی را می توان برای داشتن تیم های ساختاریافته و تفکیک شده ای که در حوزه های تخصصی خود فعالیت دارند در نظر گرفت، تمرکز بر کانال ها اغلب توجه را از مشتریان بر می دارد.

نگرانی اصلی در طراحی یک کمپین بازاریابی باید همواره حول نیازها و تجربیات مشتریان بگردد.

برداشته شدن تمرکز بر مشتریان اغلب منجر به نوساناتی در استراتژی بازاریابی، بودجه ها و غیره می شود. ما اغلب با سناریوهایی روبرو می شویم که در آنها کتاب های قوانین بازاریابی به خوبی مستندسازی نشده اند تا بتوان کار را با آنها شروع کرد.

مشاهده شده است اولین گامی که بیشتر سازمان ها در حوزه بازاریابی بر می دارند برنامه ریزی برای هزینه کردن پول است.

اینکه کجا هزینه کنیم، چطور هزینه کنیم، و چه پیام هایی مورد استفاده قرار گیرند برخی از نگرانی های اصلی این سازمان ها هستند. حیاتی ترین سوال، یعنی اینکه چه کسانی باید هدف قرار گیرند اغلب آخرین موضوعی است که به آن پرداخته می شود.

برنامه های بازاریابی باید با شناسایی مشتریان هدف و نیازهای آنها، طبقه بندی کمپین و تولید پیام شروع شوند و سپس به سراغ کانال های بازاریابی بروند.

حوزه های کلیدی که باید قبل از طراحی یک کمپین بازاریابی واقع بینانه بر آنها تمرکز شود و به صورت انتقادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند ارائه شده اند:

  1. شناسایی مشتریان هدف
  2. تعیین اهداف بازاریابی
  3. غربال کردن پیام های کلیدی به منظور آزمودن تاثیر آنها بر رفتار مشتریان
  4. لیست کردن بهترین کانال های ممکنی که می توانند در دستیابی به گروه های هدف مورد نظر سودمند باشند.
  5. گام هایی به منظور همسو کردن بازاریابی و فروش
  6. لیست کردن مجموعه ای از ارزیاب ها به منظور چک کردن و محاسبه کردن موفقیت یک کمپین بازاریابی.
  7. عدم درک طبقه بندی بازار.

نیاز به بخش بندی بازار اغلب در بیشتر سازمان ها به درستی درک نمی شود.

زمانی که به حداکثر رساندن بازده سرمایه مد نظر است، این یکی از عواملی است که نباید نادیده گرفته شود.

با این وجود، حتی برای سازمان هایی که مشتریان مورد نظر خود را می شناسند، کمپین های بازاریابی همچنان به موفقیت چندانی دست پیدا نمی کنند.

اهداف و نیازهای مشتریان مورد نظر متفاوت هستند. تیم های فروشی که به صنایع مختلف بستگی دارند ممکن است چالش های کاملا متفاوتی داشته باشند و از این رو نیازهای متفاوتی از یک کمپین بازاریابی را مرتفع سازند.

ما در اینجا تنها به شمار معدودی از علل ناکامی کمپین های بازاریابی پرداختیم. علت های خیلی بیشتری وجود دارند، از قبیل عدم دسترسی به محتوای مناسب و جذاب، دعوت به اقدام های ضعیف، مدیریت ضعیف هزینه های جذب مشتری، موضوعات مرتبط با بودجه و غیره.

مهمترین علل ناکامی کمپین های بازاریابی در بیشتر موارد، همچنان همان علت های بحث شده در این بخش هستند که شامل عدم شناسایی مشتریان هدف و درک ضعیف از بخش بندی بازار می باشند.

طراحی کمپین های بازاریابی

شناسایی مشتریان هدف و نیازهای آنها، و بهره گیری از آن برای کمپین های بازاریابی کارآمد

بیشتر تیم های بازاریابی از اهمیت ایجاد و درک پروفایل مشتری ایده آل آگاه هستند و بدون تردید این می تواند شالوده دستیابی به موفقیت باشد زمانی که موضوع کمپین های بازاریابی در میان است.

یک پروفایل مشتری ایده آل، سازمان را قادر می سازد تا اهدافش را تعیین کند، نیازهای طبقات مختلف بازار را درک کند و آنها را به طور موثری ایجاد کند، پیام های مورد نظر را تولید کند، و کانال های ایده آلی را برای تلاش های تبلیغاتی خود انتخاب کند.

فرایند خرید یک محصول نه تنها سطوح مدیریت ارشد، بلکه گروه های ذینفع در سطوح مختلف و اهداف مختلف را در می گیرد.

این موضوع به طور خاص در مورد سازمان های بزرگتری که تلاش می کنند تا محصولات تاثیرگذارتری را تبلیغ کنند صدق می کند. از این رو لازم است که پروفایل مشتری ایده آلی برای هر فرد در فرایند خرید ایجاد شود تا بدین وسیله اطمینان حاصل شود که سازمان نیازهای فردی هر یک از طرف های درگیر را درک کرده است.

گام های کلیدی در جهت طراحی یک پروفایل مشتری ایده آل کدام ها هستند؟

روش ایده آل نگاه عمیق به مشتری و نیز تیم شما می باشد. ارزیابی های مبتنی بر پرسشنامه باید از مشتریان هدف صورت گیرد تا نیازهای آنها درک شود.

روش مناسب دوم برای درک بیشتر پروفایل مشتریان تعمق در خصوص اطلاعات مدیریت روابط مشتریان و بررسی این موضوع است که کدام نوع از مشتریان بیشترین ارزش طول عمر و کوتاه ترین سیکل های فروش را دارا می باشند.

شرکت های بازاریابی خاصی وجود دارند که از طرف یک مشتری داده های مربوط به مشتریان موجود و آتی را جمع آوری می کنند. این شرکت ها همه نوع اطلاعات مبسوطی را ارائه می کنند، از جمله مشارکت مدیریت روابط مشتریان، تحلیل حساب های رسانه های اجتماعی مشتریان و حتی تحلیل بازار.

سازمان ها زمانی که با این داده ها تجهیز شوند در موقعیت بهتری برای ایجاد پروفایل مشتری ایده آل خود قرار می گیرند و احتمالا به شکل بهتری مشتریان خود را بر اساس ارزش طول عمر مشتریان و سیکل های فروش کوتاه آنها انتخاب کنند.

با این وجود، چیزهای خیلی بیشتری در خصوص ایجاد پروفایل مشتریان ایده آل و انتخاب مشتریان هدف برای کسب و کارتان وجود دارد.

اغلب زمانی که یک سازمان صرفا بر پروفایل مشتریان موجود تمرکز می کند، فرصت به دست آوردن مشتریان جدیدی که ممکن است با محصولات تولیدی همخوانی داشته باشند را از دست می دهد.این می تواند نتیجه دو چیز باشد؛ تحلیل ضعیف بازار یا استفاده از ابزار های ارسال پیام ناکارآمد.

این امر گاهی اوقات باعث جذب مشتریان اشتباه، یا بهتر بگوییم، مشتریانی که سودآوری کمتری دارند می شود. نظر ما رصد کردن داخل و خارج سازمان و ایجاد پیام های مناسب به منظور جذب بهترین مشتریان در بازار می باشد.

 بیشتر تکنیک های فوق الذکر در مورد استارت آپ های جدید صدق نمی کنند.

در مورد این سازمان های تازه متولد شده، تمرکز باید بر یافتن یک مشتری ایده آل و بلند مدت باشد. از این رو، زمانی که موضوع ایجاد پروفایل مشتری ایده آل به میان می آید، آنها باید تمرکزشان را محدود کنند. گستره تمرکز می تواند با رشد سازمان به تدریج افزایش داده شود.

محور کمپین های بازاریابی بخش بندی بازار است

این اغلب یکی از گام هایی است که در مبحث برنامه ریزی استراتژی های بازاریابی توجه لازم به آن معطوف نمی شود.

تعریف بخش بندی بازار از نام آن مشخص است؛ جدا کردن، بخش بندی یا تقسیم کردن بازار به بخش هایی مشخص بر اساس کیفیت ها و ارزش ها.

بخش بندی بازار موضوعی بسیار حیاتی است که فراتر از بازاریابی می باشد. یک بخش بندی به خوبی برنامه ریزی شده بر استراتژی، پیام های محتوایی، ایجاد برنامه یا نقشه راه محصولات و نیز ساختاردهی به تیم های فروش تاثیر دارد.

مطالعه موردی زیر تلاش دارد تا نیاز به تقسیم بندی بازار را به صورت مفصل تری توضیح دهد و همچنین مزایای حاصل را به کار گیری ملاحظات دقیق در بخش بندی بازار را نشان دهد:

مطالعه موردی کمپین بازاریابی

زمانی که من در سال 2009 به تیم بازاریابی تازه تشکیل شده در شرکت سوفوس پیوستم، پروفایل شغلی اصلی من شامل ایجاد و مدیریت کمپین های جذب مشتری از طریق کانال های پولی بود، چرا که برنامه هایی که قبل از آن اجرا می شدند از نظر معیارهای عملکردی با شکست مواجه شده بودند.

موضوعات اصلی که در خصوص این ناکامی ها شناسایی شده بودند، هزینه بالای تبلیغات پرداخت به ازای هر کلیک بود. موضوع از این قرار بود که شمار زیادی از افرادی که از این طریق به سمت شرکت هدایت می شدند ارزشی برای شرکت نداشتند.

همچنین، به دلیل اینکه پایگاه مشتریان شرکت بسیار گسترده بود، سازمان می بایست هزینه بالای تبلیغات به ازای هر کلیک و نیز مصرف کنندگان را در نظر می گرفت زمانی که لیست فعالیت های کلیدی خود برای جذب مشتریان را ایجاد می کرد.

بیائید عمق این موضوع را بر حسب اعداد درک کنیم.

میانگین هزینه به ازای هر کلیک برای برخی از کلمات کلیدی رایج از 5 تا 10 دلار می باشد. برای یک هزینه 5 دلار به ازای هر کلیک که شامل یک نرخ تبدیل 5%  نیز می باشد، 100 دلار هزینه بابت جذب هر مشتری می باشد.

این هزینه مخصوصا زمانی که شما می بایست مشتریان بسیار زیادی را اضافه کنید رقم بالایی است. حال، با وجود چنین ارقام بالایی، بودجه بازاریابی می تواند به طور قابل توجهی افزایش پیدا کند و این امر بازگشت سرمایه کمپین را غیر قابل کنترل می کند.

علاوه بر این، در یک سناریو که در آن تنها 70% افراد جذب شده واقعی هستند، هزینه جذب هر نفر به 143 دلار می رسد.

هر چند در شرکت سوفوس، اندازه معامله به اندازه کافی بزرگ بود تا پرداخت حدود 150 دلار به ازای جذب هر مشتری را سودآور کند، با این حال، سیکل های فروش طولانی 6-12 ماهه اثبات بازگشت سرمایه بازاریابی را دشوار می کرد.

دلیل این امر این بود که یک دوره 12 ماهه انتظار برای کسب عایدی لازم بود حتی زمانی که 40 هزار دلار ماهانه هزینه می شد.

حال ما چطور این موضوع را حل کردیم؟

ما با یک آژانس بازاریابی وارد رابطه شدیم که پبج های مقصد ما را طراحی می کرد اما Adwords ما را هم مدیریت می کرد.

این آژانس برای همه کمپین های پولی که توسط تیم بازاریابی داخلی ما حمایت می شدند توصیه و طبقه بندی بازار انجام داد. ما با ایجاد صفحاتی هدفمند برای مشتریان هدفی که دنبال محصولات تخصصی می گشتند شروع کردیم.

در زمان ایجاد این صفحات ارجاع برای مثلا راه حل آنتی ویروس، ما صفحاتی هدفمند برای شرکت های مختلف مانند شرکت های مالی، خرده فروشی، آموزشی و غیره ایجاد کردیم.

یک کمپین بازاریابی منفرد از هر یک از این صفحات ارجاع پشتیبانی می کرد. همچنین، تمرکز ما بر محدود کردن کلمات کلیدی مرتبط با محصولات مان در رابطه با هر شرکت خاص بود تا بدین وسیله محتوایی منحصر به فرد را برای هر مصرف کننده ایجاد کنیم.

حال، از آنجا که تبلیغات را مرتبط تر کرده بودیم، هزینه به ازای هر کلیک و هزینه به ازای هر مشتری جذب شده کاهش پیدا کرد.

ما نه تنها این کار را انجام دادیم، بلکه به سمت طبقه بندی جزئی تر بازار در یک صنعت خاص بر اساس عملکردها کردیم و حتی کمپین های تبلیغاتی خیلی خاص تری ایجاد کردیم. ما طی تنها چند ماه، چندین صفحه ارجاع ایجاد کردیم که بر صنایع و محصولاتی مجزا تمرکز داشتند.

حتی با وجود افزایش هزینه های صفحات ارجاع چندگانه، با کاهش هزینه کلیک به ازای هر مشتری جذب شده، خیلی زود به یک سطح سر به سر دست پیدا کردیم. ما نهایتا با دست یابی به یک میانگین بالاتر از 100% برای هزینه به ازای هر مشتری جذب شده، کمپین Adwords خود را بهبود دادیم.

این مطالعه در پی بردن به ارزش طبقه بندی بازار، ایجاد صفحات ارجاع اختصاصی، و تمرکز بر صنایع مجزا بر اساس تقاضای منحصر به فردشان کمک کرد.

ما همچنین ترافیک کلی وب سایت مان را افزایش دادیم و یک پلتفرم سلف سرویس برای مصرف کنندگان ایجاد کردیم که از طریق آن مشتریان می توانستند خودشان را بر اساس نیازها و صنعت شان تفکیک کنند و صفحات ارجاع مناسب را چک کنند.

پیش از اینکه از این جلوتر برویم، بیائید این موضوع را درک کنیم که:

تمرکز اصلی بخش بندی باید همواره بر محدود کردن بازار و عمیق تر شدن بر پایگاه های مصرف کنندگان منتخب باشد.

به عنوان یک مثال قابل فهم، این بدان معنی است که اگر شمار منتخبی از کلیک ها وجود دارند که یک سازمان مایل است بابت آنها هزینه کند، این سازمان باید به جای افزایش دادن تعداد مصرف کنندگان بر شمار محدودی از آنها تمرکز کند اما تعداد کلیک ها به ازای مصرف کننده را کاهش دهد.

هدف نفوذ عمیق در میان حلقه های محدودتری از مصرف کنندگان یا بهتر از آن ایجاد توازنی مناسب بین هر دو می باشد. نیاز به گسترش دادن تعداد مصرف کنندگان باید همواره به خوبی مورد تحقیق قرار گیرد.

کمپین بازاریابی مطالعه موردی

با در نظر گرفتن مطالعه موردی شرکت سوفوس به عنوان یک مثال، با فرض آن سناریو، ایده بدی خواهد بود که بخش بندی هایی صورت گیرد که حفاظت از داده ها برای سازمان های غیر انتفاعی را هدف قرار دهند، مخصوصا آنهایی که در آسیای جنوب شرقی بیش از 100 کارمند دارند.

این ایده نتایج خوبی به همراه نخواهد داشت مگر اینکه تعداد زیادی از اینگونه سازمان ها در بخش غیر انتفاعی وجود داشته باشند.

توازن در بخش بندی بازار

در زیر دو عامل مهم مطرح شده اند که می بایست به دقت مورد بررسی قرار گرفته و به آنها پاسخ داده شود پیش از آنکه بخش بندی بازار صورت گیرد:

  1. داشتن تعداد کافی از مشتریان در داخل بخش برای سودآور ساختن آن
  2. تفکیک کردن مشتریان به اندازه کافی در داخل بخش بر حسب ارزش

حال این مقاله دلایل مبسوطی از روش های مختلف و منحصر به فرد در خصوص بخش بندی بازار ارائه خواهد کرد.

بخش بندی عمودی

مطالعه موردی شرکت سوفوس که در بالا مورد بحث قرار گرفت یک مثال روشن از تقسیم بندی عمودی می باشد.

در اینجا تمرکز بر تقسیم بندی های عمودی خاص در درون چندین صنعت می باشد. سازمان های بزرگ مختلف موفقیت قابل توجهی در استفاده از طبقه بندی عمودی داشته اند.

بخش بندی مبتنی بر درد

همانطور که از نام آن پیداست، زمانی که بخش بندی مبتنی بر دردها یا ارزش های مرتبط با هر یک از مشتریان باشد، بخش بندی مبتنی بر درد یا مبتنی بر ارزش نامیده می شود.

این حالت بخش بندی می تواند به طور قابل توجهی در بهبود کمپین های بازاریابی نقش داشته باشد.

همانطور که پیشتر بحث شد، ما می دانیم که پروفایل ایده آل مشتری را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد:

  1. عایدی، حفظ، و مشارکت
  2. رضایت مشتری
  3. هدف کسب و کار یا تصمیمات نقشه راه محصول

مولفه های یک کمپین بازاریابی ایده آل که بر طبقه بندی مبتنی بر درد تمرکز دارد هر طبقه را مورد آزمون قرار می دهد و گاهی اوقات حتی طبقه اول را به سه طبقه فرعی مختلف بخش بندی می کند، یعنی عایدی، مشارکت، و حفظ کردن.

مشتریان می توانند سه ارزش کمتر داشته باشند که خرید آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. در هر مورد، اولویت این ارزش ها می توانند بسته به یک بخش خاص تغییر کند.

بخش بندی مبتنی بر رقابت

هدف اول حفظ موقعیت یک محصول در بازار و نگه داشتن آن در یک موقعیت پیشرو نسبت به رقبا می باشد.

زمانی که محصول جایگاه مناسبی پیدا کرد، کمپین های بازاریابی آتی می توانند بر اساس رقابت و رقبا طبقه بندی شوند.

شگرد کار دانستن نکات مثبت و منفی فرد و بهره گیری از آنها به نحوی مطلوب می باشد.

کلید کار در اینجا تشخیص دادن نقاط ضعف و قوت خود و بازی کردن کارت های تان بر اساس آنها می باشد. به جای بی ارزش کردن رقابت، تمرکز باید بر نمایش دادن محصولات تان به صورت محصولاتی منحصر به فرد می باشد تا بدین وسیله تصور مشتری از آنها را تغییر دهید.

محصول باید از درد خاصی که از مشتری شناسایی شده است حرف بزند و خودش را به مشتری بنماید.

افراد چگونه ولوو و بی ام و را مقایسه می کنند؟ آنها هر دو نقاط ضعف و قوت خود را دارند. با این وجود، ولوو بر ارزش ایمنی خود تمرکز دارد در حالیکه بی ام و بر ارزش عملکردش تمرکز دارد.

نکته اینکه، گاهی اوقات کم ارزش نشان دادن رقبا نیز می تواند به عنوان یک استراتژی کارآمد عمل کند. ما این شیوه را بارها در صنایع مختلف دیده ایم.

نبرد بازاریابی کوکاکولا به خوبی شناخته شده است. با این وجود، به طور قطع باید به صورت استثنائی بازی شود تا در بازار کالاهای مصرفی عملکردی موفقیت آمیز داشته باشد.

همانطور که پیشتر بحث کرده ایم، برای استارت آپ های جدید، تمرکز باید بر یافتن و حفظ کردن مشتریان بلند مدتی باشد و نه بر توسعه کمپین های بازاریابی. با این وجود، گاهی اوقات این فکر بدی نیست که گروه خود را در لیست گروه های مورد توجه قرار دهید تا نام سازمان را در بازار بر سر زبان ها بیندازید.

برای برندهای جا افتاده، ایده ایجاد کمپین های بازاریابی در برابر گروه های کوچک تر اغلب یک تلاش نافرجام است.

این کار نه تنها به برند دیگر اعتبار می بخشد، بلکه ادراک های شکل گرفته از برند در میان مصرف کنندگان را نیز مخدوش می کند.

از همین روست که اغلب به برندهای بزرگ توصیه می شود که صرفا استارت آپ ها و کمپین های بازاریابی آنها را نادیده بگیرند و تلاش نکنند تا کمپینی علیه آنها شکل دهند.

طبقه بندی مبتنی بر فن آوری

این نوع طبقه بندی در سناریوهایی بهتر جواب می دهد که یک محصول به سطوح بالایی از حیث فروش دست پیدا کرده است یا زمانی که محصول در آن واحد با مدیریت های روابط مشتریان متعددی تلفیق شده باشد. سازمان های مختلف تولید کننده محصولات برتر مانند PandaDoc، با چندین مدیریت روابط مشتریان در هم می آمیزند و صفحات ارجاع اختصاصی برای هر تعامل ایجاد می کنند.

هر چند، همانطور که در بالا بحث شد، صفحات ارجاع انفرادی ممکن است گزینه ای خیلی پر هزینه باشند، اما با این حال سود بلند مدت آنها بر هزینه های ایجاد آنها می چربد. چنین طبقه بندی های مبتنی بر فن آوری، کمپین های بازاریابی متمرکز بر فن آوری اتخاذ شده توسط محصول شما ایجاد می کنند.

زمانی که تمرکز بر فن آوری می باشد، کمپین ها نهایتا به مخاطبان هدفی دست پیدا می کنند که به استفاده از همان تکنولوژی نیاز دارند.

ارتباطات استراتژیک

بعد از اینکه طبقه بندی بازار به صورت موفقیت آمیز انجام شد، موضوعی که به خودی خود یک مرحله حیاتی در برنامه ریزی استراتژی های بازاریابی می باشد، نیاز بیشتری به ایجاد ارتباطات استراتژیک و ارسال پیام به نحوی که با نیاز هر بخش و مشتریان آن همخوانی داشته باشد وجود دارد.

  • طبقه های مبتنی بر فناوری باید با توصیفی جامع از فرایند تلفیق محصول با مشتری دنبال شود. ارسال پیام باید غنی سازی ارزش یا مدیریت زمان فراهم شده توسط محصول را نمایان سازد.
  • در خصوص طبقه های عمودی، ارتباطات باید همواره شامل چالش هایی باشد که هر یک از ورتیکال های سازمان با آن روبرو هستند.

یک پیام رسانی به خوبی تعبیه شده تاثیرات قابل توجهی بر محتوای صفحات وب ارجاعی، تبلیغات و غیره دارد.

کمپین بازاریابی Marketing Campaign Design

کانال های بازاریابی

همانطور که از نام آن پیداست، کانال بازاریابی رسانه ای است که برای انتقال محصولات از نقطه شروع، یعنی تولید، تا نقطه نهایی، یعنی مصرف کننده، مورد نیاز است.

در دنیال امروز با فن آوری های نوین رو به رشد، کمبودی از نظر کانال های بازاریابی وجود ندارد.

همانطور که پیشتر بحث شد، حائز اهمیت است که نخست مشتریان هدف شناسایی و فهمیده شوند، پروفایلی ایجاد شود، مشتریان با استفاده از تکنیک های مناسب مختلفی که در بالا بحث شد طبقه بندی شوند، برنامه ای برای پیام رسانی تعبیه شود و سپس حرکت به سمت کانال های بازاریابی صورت گیرد.

کانال های بازاریابی مختلف را می توان بر اساس مشخصات محصول، نیاز و مصرف کننده انتخاب کرد. این کانال های می توانند بازه ای از رسانه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر، و غیره یا دیگر کانال ها را شامل شوند.

با این وجود، یکسره به سراغ چنین کانال های بازاریابی رفتن و ایجاد کردن کمپین های بازاریابی قبل از شناسایی و درک مشتری یک اشتباه قطعی است.

این بدان دلیل است که هر کانال نقاط قوت و محدودیت های خاص خود، مخاطبان هدف و ظرفیت های مختلف و نیز خط مشی های دعوت به اقدام (CTA) خاص خود را دارا می باشد.

دعوت به اقدام (CTA) در کمپین های بازاریابی

هر مدل جذب مشتری روش دعوت به اقدام، پیج مقصد و نیز دارایی های بازاریابی خاص خود را دارد. در مورد محصولات ساده، می توان کمپین های بازاریابی را می توان به سمت حالت های آزمایشی رایگان سوق داد.

بسیاری از سازمان هایی که از رویکرد آزمایشی رایگان استفاده می کنند از لزوم عضو شدن استفاده می کنند.

مثال های مختلفی از اینگونه موارد وجود دارند که در آنها از مشتریان خواسته می شود تا آدرس ایمیل شان را وارد کنند تا به استفاده آزمایشی از یک محصول دست پیدا کنند.

با این وجود، در مورد محصولات بزرگتر و گران قیمت تر، ساخت حالت های آزمایشی اغلب کار ساده ای نیست. در چنین سناریوهایی، محتوای محافظت شده یک روش موفقیت آمیز است.

با این وجود، این محتوای محافظت شده بدون محدودیت های خاص خود ارائه نخواهد شد. برای صاحبان کسب و کارهای کوچک، دادن ایمیل و دستیابی به اطلاعات مورد نیاز آسان است و از این رو عضو شدن در نسخه آزمایشی بعید است.

در اینجا هدف به دست آوردن درکی جامع از فرایند جذب مشتری و سپس ایجاد صفحات ارجاع و CTA مناسب می باشد.

انطباق محصولات

این بخش بر مورد بحث قرار دادن تطبیق دادن فروش و بازاریابی به طور مبسوط تمرکز دارد. برای شروع، لازم است این موضوع را درک کنیم و مد نظر داشته باشیم که وقتی طبقه بندی بازار انجام شد و پیام رسانی استراتژیک مطابق با آن صورت گرفت، نمایندگان باید با آن همسو شوند.

به عنوان مثال، باعث آبروریزی خواهد بود که یک ارزش کلی تبلیغ شود اگر  سازمان به یک بخش مالی تعلق داشته باشد.

کل تیم فروش و تولید می بایست به صورت تنگاتنگ در فرایند طبقه بندی بازار مشارکت داشته باشند. این امر به بررسی دقیق و تهیه نقشه راه و اعمال تغییرات ضروری که از بازخوردهای داخلی ناشی می شوند کمک خواهد کرد.

یک ایده بهتر، دخیل کردن مدیران تولید در زمان ایجاد ICP، تولید پیام های استراتژیک، طبقه بندی ها، و کمپین بازاریابی می باشد.

هم تیم بازاریابی و هم تیم فروش باید با مجموعه ای از سوالات با کیفیت در خصوص هر موضوع آماده باشند.

لازم به گفتن نیست که بازخورد مشتریان می تواند ارزش زیادی به کمپین بیفزاید. در طول مرحله ابتدایی، مدیریت روابط مشتریان می تواند برای یک صنعت خاص مشخص شود و سپس تیم فروش می تواند تماس های باکیفیتی را مطابق با آن تنظیم کند.

با نگاه مجدد به مطالعه موردی سوفوس، این سازمان متوجه اهمیت طبقه بندی عمودی شد و از آن نهایت بهره را برد. گروه فروش با درکی از تمرکز بر شمار محدودی از بازارهای عمودی شکل گرفت. این امر چگونه سودمند واقع شد؟

این کار به تیم فروش درکی جامع و عمیق از موضوعاتی که صنعت با آنها روبرو بود داد. آنها همچنین از شرایط رقابتی صنعت و دیگر شرایطی که صنعت را تحت تاثیر قرار می دهند آگاه شدند.

رهگیری کمپین های بازاریابی

فایده مطرح کردن یک پروپوزال کمپین بازاریابی چه خواهد بود اگر نتوان به طور موثری آن را رهگیری کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ از این رو ضرورت دارد که روش های رهگیری و تجزیه و تحلیل کارآمدی وجود داشته باشد. برخی سطوح حیاتی می بایست در یک کمپین بازاریابی رهگیری شوند:

  • سطح کانال (هزینه به ازای هر کلیک، هزینه به ازای جذب هر مشتری، غیره)
  • سطح پیج مقصد/ارجاع
  • سطح مدیریت روابط انسانی

رهگیری مشتریان و درک تاثیر طبقه بندی و غیره بر ارزش طول عمر مشتری در طول زمان از اهمیت بالایی برخوردار است.

این امر بازخورد مورد نیاز برای تنظیم و بهبود هر چه بیشتر کمپین های بازاریابی را فراهم می کند.

اولین تماس/آخرین تماس در برابر تحلیل الگو

این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار نیست زمانی که موضوع درک یک مشتری در میان باشد. ت

مرکز بر الگوهای اولین یا آخرین تماس در استراتژی بازاریابی شما باعث تغییر تمرکز از درک مشتری به صرفا مطالعه الگوها می شود. کلید این مشکل داشتن درک بهتر از مشتریو عدم تمرکز بر چنین الگوهایی می باشد.

بیائید این موضوع را از طریق مثالی از دنیای واقعی روشن کنیم: برای یک ورزشکار، تصمیم گرفتن در خصوص اینکه آیا اولین یا آخرین تمرین از اهمیت حیاتی برخوردار است دشوار است.

در حالیکه اولین تمرین برای دستیابی به ورزش انتخابی اهمیت دارد، دومی برای بردن مدال طلا حیاتی است. با این وجود، حقیقت هیچ یک از این دو نیست. واقعیت آن است که جلسات تمرین انجام شده در طول سالیان دراز آن چیزی است که باعث یک عملکرد برنده شده است.

به طور مشابه، در حالیکه در بازاریابی، تمرکز باید بر درک مشتریان احتمالی و تعامل آنها با محتوای استراتژیک باشد، محصولات و نیز کمپین بازاریابی مدت ها قبل از اینکه به دست مشتری برسند شکل گرفته اند.

این مطالعه در خصوص الگوها و روندهای بلند مدت یک مشتری احتمالی خیلی حیاتی تر از اولین تماس یا آخرین تماس می باشد. این روند، تمرکز بر اینکه چند بار مشتری احتمالی یک وب سایت را بازدید کرده است، خیلی مهم تر از اولین یا آخرین تماس یا کلیک می باشد.

بودجه

برآورد یا محاسبه بودجه برای بازگشت سرمایه در بازاریابی کار آسانی نیست. به عنوان مثال، در سناریوهایی که در آن عضو شدن رایگان وجود ندارد و تنها درخواست های نسخه آزمایشی در قبال یک آدرس ایمیل یا اطلاعات تماس دریافت می شوند، برآورد کردن بازگشت سرمایه امری دشوار و گمراه کننده است.

همانطور که در مطالعه موردی شرکت سوفوس دیدیم، با وجود سیکل های فروش طولانی تر از 12 ماه، نمونه های آزمایشی یا عضویت های رایگان گزینه های ایده آلی نیستند، چرا که باید مدت زمانی طولانی صبر کرد تا شاهد عایدی ها باشیم.

از این رو، محاسبه جذب مشتری با توجه به سیکل عمر فروش اغلب کار آسانی نیست. در مورد شرکت سوفوس، یک گام میانی ایجاد شد که این الزام را ایجاد می کرد که گروه فروش اعداد عایدی احتمالی را برای هر فرصت تعیین کنند.

این عدد مربوط به عایدی بعدا به منظور محاسبه بازگشت سرمایه مورد استفاده قرار گرفت.

بیائید این موضوع را با کمک یک مثال درک کنیم

اگر ما 1000 مشتری راغب را با نرخ 50 دلار به ازای هر مشتری راغب بین ماه های ژانویه و مارس تولید کنیم، همه این مشتریان راغب می بایست وارد فرایند فروش شوند.

حال، اگر 25 فرصت ایجاد شده جمعا به 200 هزار دلار برسند، جمع عایدی به ازای هر فرصت 200 هزار دلار تقسیم بر 25 فرصت می باشد، که برابر خواهد بود با 8000 دلار.

همچنین، از آنجا که 1000 مشتری راغب وجود داشتند، که با آنها شروع کرد، فرصت به ازای هزینه هر مشتری راغب 200 هزار دلار تقسیم به 1000 می باشد که 200 دلار می شود. از این رو هزینه درآمد به ازای هر مشتری راغب 200 دلار است.

تست کردن و بهینه سازی

مهم است که حتی بهترین کمپین های بازاریابی ایمیلی را بهینه سازی کرده و مورد آزمون قرار دهیم تا به موفقیت دست پیدا کنیم.

 بازاریابی مبتنی بر حساب کاربری (ABM)

 فروش مبتنی بر حساب کاربری چیست؟ نکته کلیدی در اینجا تمرکز بر استراتژی های بازاریابی در خصوص لیستی از مشتریان هدف شناسایی شده است که ارزش طول عمر مشتری (CLV) نسبتا بالایی را فراهم می کنند.

این مفهوم ایده ای نسبتا جدید است که نتایجی عالی در پی دارد زمانی که استراتژی های بازاریابی با تیم های فروش و بازاریابی همسو شده باشند.

کمپین های بازاریابی چگونه بر اساس ABM ابداع می شوند؟ این ایده مبتنی بر ایجاد استراتژی های بازاریابی متمرکزتر و طبقه بندی شده تر از تبلیغ یک کمپین تبلیغاتی عمومی می باشد.

رویکرد ABM رویکردی محدود و عمیق ارائه می کند که همانطور که پیشتر بحث شد برای برنامه ریزی موثر یک استراتژی بازاریابی مورد نیاز است.

آنها به جای هدف قرار دادن کل بخش، مصرف کنندگانی که به طور خاص در طبقه بندی های منتخب لیست شده اند تمرکز می کنند. از این رو، اگر تمرکز بر بخش مالی است، این تیم توجه خود را به لیست خاصی از سازمان های حاضر در این بخش معطوف می کند و نه به همه سازمان ها.

این موضوع را بهتر می توان با یک مثال درک کرد. اگر هدف فروش سطح VP در یک سازمان با حدود 20 پرسنل فروش می باشد، تیم ها می بایست در زمان انتخاب سازمان های هدف خیلی محتاط باشند.

به طور کلی، هدف انتخاب مشتریان موجود و به خوبی شناخته شده است. هر چند این نیز می تواند در برخی موارد ایده خوبی باشد، هدف باید تمرکز بر اهدافی باشد که ارزش طول عمر مشتری بالایی دارند. همچنین، تمرکز باید بر انتخاب سازمان هایی با سیکل های فروش کوتاه مدت باشد.

زمانی که استراتژی های بازاریابی با تمرکز بر ورتیکال های فردی ساخته می شوند، پیام های استراتژیک و منحصر به فردی می بایست ایجاد شوند.
علاوه بر این، همانطور که پیشتر تاکید شد، تمرکز باید بر همه گروه های ذینفع دخیلی باشد که بر تصمیم نهایی خرید تاثیر دارند. یک خط ارتباطی می بایست با هر یک از آنها به صورت مجزا ایجاد شود.

نهایتا، سازمان ها همچنین می بایست تیم های بازاریابی، فروش و تولید همسو سازی شده اختصاصی داشته باشند تا مشتریان هدف شان را هر روز در معرض چندین پیام قرار دهند.

مشتریان باید در شروع شیفت کاری صبح گاهی ایمیل های خود را دریافت کرده باشند. همچنین این پیغام ها می بایست حاوی آگهی هایی در پلتفرم های شبکه های اجتماعی باشند که به ارائه یک دارایی بازاریابی کمک کند.

در کمپین های جدید، مشتریان می توانند در انتهای روز پیام یا آگهی های تبلیغتی را بر روی شبکه های اجتماعی دریافت کنند.

اینگونه است که تغییر در تصورات به وجود خواهد آمد، چیزی که ما در شروع این مقاله آن را مورد بحث قرار دادیم. این امر امکان هزینه کرد مناسب بودجه و تاثیرگذاری مثبت بر ذهن مشتریان را فراهم خواهد کرد.

موفق ترین کمپین ها زمانی هستند که تیم های فروش و بازاریابی بر یک لیست متمرکز از سازمان ها در یک بخش از قبل تصمیم گیری شده توافق می کنند و با یکدیگر استراتژی ها و کمپین های بازاریابی را برای هر یک از مشتریان در کانال های بازاریابی مختلف طراحی می کنند.

تالیف و گردآوری

یک کمپین بازاریابی خوب همواره باید به خوبی تالیف و گردآوری شود.

حوزه های تمرکز کلیدی همانطور که در این مقاله اشاره شد ایجاد یک پروفایل مشتری ایده آل، طبقه بندی بازار با شیوه های مختلف مبتنی بر نیاز (همانطور که ذیل بخش طبقه بندی ذکر شد)، ایجاد پیج های ارجاع و محتوای پیام استراتژیک به منظور جذب مشتریان احتمالی می باشد.

چنین کمپینی همچنین شامل انتخاب کانال های بازاریابی مناسب، ایجاد دعوت به اقدام (CTA)، همسو کردن بازاریابی، و واحدهای فروش، رهگیری و تجزیه و تحلیل کارآمد، برآورد بودجه و محاسبه بازگشت سرمایه و نهایتا بهینه سازی و تست کمپین بازاریابی می باشد.

شناسایی مشتری هدف از اهمیت بالایی برخوردار است. هیچ کمپین بازاریابی نمی تواند با حرکت بر خلاف این موضوع، یعنی نخست شناسایی کانال ها و بعد ایجاد پروفایل مشتری ایده آل (ICP)، به موفقیت دست پیدا کند.

درک پروفایل مشتری باید همواره در گام اول صورت گیرد.

طبقه بندی برای موفقیت کمپین های بازاریابی حیاتی است. راه های منحصر به فرد مختلفی برای طبقه بندی وجود دارند (برخی از انواع اصلی آنها در این مقاله مورد بحث قرار گرفت) که ارزش بررسی و تست کردن دارند تا بتوان به مجموعه از مشتریان که به لحاظ اقتصادی کفایت می کنند دسترسی پیدا شود.

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته کمپین بازاریابی چیست ؟طراحی کمپین بازاریابی [مطالعه موردی] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد Customer & Income Churn Rate https://iranmct.com/news/calculate-customer-churn-and-revenue-churn https://iranmct.com/news/calculate-customer-churn-and-revenue-churn#respond Sat, 07 Aug 2021 09:05:27 +0000 https://iranmct.com/?p=16484 نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد Churn چیست ؟ کلمه churn به از صنعت لبنیات آماده و به معنی کره گیری است، یعنی جدا سازی و تبدیل شدن. اما ما معادل فارسی مناسبی برای آن نداریم. در عمل به معنای کاهش چیزی است. بنابراین بر اساس زبان محاوره ای بازار ایران ، ما نیز […]

نوشته نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد Customer & Income Churn Rate اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
نرخ ریزش مشتری نرخ ریزش درآمد

Churn چیست ؟

کلمه churn به از صنعت لبنیات آماده و به معنی کره گیری است، یعنی جدا سازی و تبدیل شدن. اما ما معادل فارسی مناسبی برای آن نداریم.

در عمل به معنای کاهش چیزی است. بنابراین بر اساس زبان محاوره ای بازار ایران ، ما نیز آن را “ریزش” ترجمه مینماییم، اما واژه مناسبتر برای آن ” از دست رفتن” است.

10 علت اصلی از دست رفتن مشتری را اگر بررسی نمایید خواهید دید که چگونه بر درآمد شما نیز اثر منفی خواهد داشت.

فرمول محاسبه نرخ ریزش مشتری درآمد از دست رفتن مشتری نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد

نرخ ریزش مشتری چیست؟

آن را نرخ رکود مشتری | نرخ فرسایش مشتری | نرخ از دست رفتن مشتری نیز می نامند.

نرخ ریزش مشتری Customer churn به درصد مشتریانی گفته می شود که در یک بازه زمانی معین رابطه خود را با یک کسب و کار قطع میکنند.

در زبان عمومی انگلیسی آن را به عنوان “نرخ فرسایش Attrition Rate” نیز مینامند ، اگرچه در صنعت، فرسودگی بیشتر به از دست دادن کارکنان اشاره می کند.

فرمول نرخ ریزش مشتری (نرخ از دست رفتن مشتری)

نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد کلمه churn به از صنعت لبنیات آماده و به معنی کره گیری است، یعنی جدا سازی و تبدیل شدن. اما ما معادل فارسی مناسبی برای آن نداریم. در عمل به معنای کاهش چیزی است. بنابراین بر اساس زبان محاوره ای بازار ایران ، ما نیز آن را "ریزش" ترجمه مینماییم، اما واژه مناسبتر برای آن " از دست رفتن" است. نرخ ریزش مشتری چیست؟ آن را نرخ رکود مشتری | نرخ فرسایش مشتری | نرخ از دست رفتن مشتری نیز می نامند. نرخ ریزش مشتری Customer churn به درصد مشتریانی گفته می شود که در یک بازه زمانی معین رابطه خود را با یک کسب و کار قطع میکنند. در زبان عمومی انگلیسی آن را به عنوان "نرخ فرسایش attrition rate" نیز مینامند ، اگرچه در صنعت، فرسودگی بیشتر به از دست دادن کارکنان اشاره می کند. فرمول نرخ ریزش مشتری (نرخ از دست رفتن مشتری) X100 تعدا مشتریانی موجود در ابتدای همان بازه زمانی / تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی مشخص = درصد ریزش مشتری مثال فرض که شما فروشنده روغن خودرو هستید و در مردادماه در حدود 32 نماینده فروش دارید. اما به علت تغییر فرمول روغن و عدم وجود واحد کنترل کیفی در کارخانه خود ، روغنی بی کیفیت به بازار عرضه مینمایید، در این حالت مشتریان ناراضی شده و حدود 12 نماینده فروش، محصول را مرجوع و سفارش جدید ندهند.در این حالت نرخ ریزی مشتری عبارت است از : 12/32 *100 = 37.5% این به این معنا است که شما بیش از 37% مشتریان خود را از دست داده اید. فرمول نرخ خالص ریزش مشتری (نرخ خالص از دست رفتن مشتری) اگر در فرمول فوق تعداد مشتریانی که در طول همان ماه به دست می آورید را از مشتریان از دست رفته کم نمایید. در این حالت فرمول به شکل زیر تغییر شکل داده و جواب نهایی آن نیز بیانگر نرخ خالص ریزش مشتری است. X100 تعدا مشتریانی جذب شده در طول همان بازه زمانی / تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی مشخص - تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی مشخص = درصد ریزش مشتری

X100تعداد مشتریان موجود در ابتدای همان بازه زمانی / تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی مشخص = درصد ریزش مشتری

مثال :

فرض که شما فروشنده روغن خودرو هستید و در مردادماه در حدود 32 نماینده فروش دارید.

اما به علت تغییر فرمول روغن و عدم وجود واحد کنترل کیفی در کارخانه خود ، روغنی بی کیفیت به بازار عرضه مینمایید، در این حالت مشتریان ناراضی شده و حدود 12 نماینده فروش، محصول را مرجوع و سفارش جدید ندهند.

در این حالت نرخ ریزی مشتری عبارت است از :

12/32 *100 = 37.5% این به این معنا است که شما بیش از 37% مشتریان خود را از دست داده اید.

 

فرمول نرخ خالص ریزش مشتری

اگر در فرمول فوق تعداد مشتریانی که در طول همان ماه به دست می آورید را از مشتریان از دست رفته کم نمایید.

در این حالت فرمول به شکل زیر تغییر شکل داده و جواب نهایی آن نیز بیانگر نرخ خالص ریزش مشتری است.

فرمول محاسبه درصد خالص مشتری از دست رفته نرخ ریزش مشتری

X100تعداد مشتریان موجود در طول همان بازه زمانی /  تعداد مشتریان جذب در یک بازه زمانی مشخص – تعداد مشتریان از دست رفته در یک بازه زمانی مشخص = درصد ریزش مشتری

 

در مثال فوق

فرض که فروشنده ای در این بازه زمانی ، توانسته باشد با بازاریابی خود 2 نماینده فروش را جذب نماید. در این حالت:

32/[12-2]*100 = 31.25%

این به این معنا است که شما بیش از 31% مشتریان خود را از دست داده اید.

 

نرخ ریزش درآمد چیست؟

ریزش مشتری بر در آمد نیز اثر مستقیم دارد. ردیابی و درک رشد درآمد برای اندازه گیری عملکرد و چشم انداز مالی شرکت مهم است.

نرخ ریزش درآمد Revenue churn نشان دهنده میزان درآمد از دست رفته بر اثر از دست رفتن مشتریان در طول دوره زمانی مشخص است.

معمولا این نرخ را برای یک ماه در نظر میگیرند که به آن نرخ ریزی درآمد MRR churn rate {Monthly Recurring Revenue (MRR)} نیز گفته میشود.

برای این محاسبه پرداخت های از مشخص مشتری ، بسیار مهم میشود. مثل پرداخت آبونمان برای استفاده از یک نرم افزار.

MRR درآمدی است که به صورت مستمر در طول ماه از مشتری حاصل میگردد.

فرمول نرخ ریزش درآمد

فرمول محاسبه درصد ریزش درآمد فرسایش درآمد از دست رفتن مشتری

X100 میزان درآمد ابتدای دوره/ تغییرات درآمدی در طی دوره – درآمد ابتدای دوره =  نرخ ریزش درآمد

 

مثال:

شرکت شما دارای 90 مشتری است که ماهانه 1 دلار برای اشتراک و 10 مشتری که ماهیانه 100 دلار برای اشتراک پرداخت می کنند. (MRR شما 1090 دلار است.)

  • اگر شرکت شما 10 نفر از مشتریان فعلی خود را که ماهانه 1 دلار می پردازند از دست بدهد ، نرخ ریزش مشتری شما 10 درصد و نرخ ریزش درآمد شما 1 درصد است.

1090-10=1080

1090-1080*100% =1%

  • اگر شرکت شما یکی از مشتریان خود را که 100 دلار در ماه می پردازد از دست بدهد ، نرخ ریزش مشتری شما 1 درصد و نرخ ریزش درآمد شما 10 درصد است.

1090-100=990

1090-990*100%=10%

 

 

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

مشاور فروش

نوشته نرخ ریزش مشتری – نرخ ریزش درآمد Customer & Income Churn Rate اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/calculate-customer-churn-and-revenue-churn/feed 0
محاسبه سرعت فروش Sales velocity https://iranmct.com/news/sales-velocity https://iranmct.com/news/sales-velocity#respond Wed, 21 Jul 2021 14:07:24 +0000 https://iranmct.com/?p=16450 سرعت فروش چیست و چگونه باید سرعت فروش را اندازه گیری نمود ؟ فروش اغلب شاخص اندازه گیری میزان موفقیت اکثر مشاغل است. هرچه سریعتر بتوانید مشتری راغب (لیدز) خود را به مشتری بالفعل تبدیل نمایید، موفقیت کسب و کار شما نیز بیشتر خواهد شد. اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید […]

نوشته محاسبه سرعت فروش Sales velocity اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
سرعت فروش چیست و چگونه باید سرعت فروش را اندازه گیری نمود ؟

فروش اغلب شاخص اندازه گیری میزان موفقیت اکثر مشاغل است. هرچه سریعتر بتوانید مشتری راغب (لیدز) خود را به مشتری بالفعل تبدیل نمایید، موفقیت کسب و کار شما نیز بیشتر خواهد شد.

اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که آیا فرایند فروش شما اثربخش است یا خیر ؟

خیلی از مدیران کسب و کارها، فروش را بیش از هر چیز دیگری در اولویت فعالیت خود قرار میدهند.

اگرچه فروش مهم است ، اما فرآیند فروش باید کارآمد باید باشد که به سود و رشد منطقی دست یابید.

بنابراین ، موفقیت بخش فروش خود را چگونه ارزیابی می کنید؟

سرعت فروش

سرعت فروش یکی از معیارهایی است که بسیاری از مشاغل از آن برای محاسبه بازده و سودآوری بخش های فروش خود استفاده می کنند.

بیشتر مشاغل بر دستیابی به فرصت های بیشتر در زمان کمتر تلاش میکنند. تلاشی که به دنبال حداکثر نمودن بازده استفاده از این فرصت ها متمرکز است.

اما این یک مشکل ایجاد می کند.

صرف زمان بیش از حد روی پر کردن قیف فروش ممکن است به این معنی باشد که می توانید هزینه های کمتری را برای بهبود معاملات قبلی خود انجام دهید.

کمک به مشتریان جدید بسیار خوب است ، اما ابتدا مشتریان موجود را راضی نگه دارید و به کاهش مدت زمان فروش ( چرخه فروش ) توجه نمایید. زیرا هزینه حفظ مشتری در مقابل هزینه جذب مشتری جدید بسیار پایین تر است.

نتایج معادله سرعت فروش نشان دهنده اثربخشی کلی تیم فروش است همان جایی که شما میتوانید برای بهبود بهره وری فروش و سلامت کسب و کار خود، روی آن کار کنید.

در این مقاله به دنبال نشان دادن معنای واقعی سرعت فروش، نحوه محاسبه آن با یک فرمول ساده و استفاده از آن برای افزایش درآمد خواهیم بود.

 

فرمول محاسبه سرعت فروش چیست Sales Velocity

سرعت فروش چیست ؟

سرعت فروش Sales velocity معیاری است که برای اندازه گیری سرعت تبدیل و افزایش “فرصت ها” به “فروش ماه به ماه” استفاده کنید.

وقتی به سرعت فکر می کنید ، اولین چیزی که به ذهن شما خطور می کند ممکن است “کیلومتر در ساعت” باشد ، در حالی که سرعت فروش “درآمد ماهانه” را نشان می دهد.

اندازه گیری سرعت فروش یکی از مهمترین استراتژی ها برای بررسی سرعت درآمد شما در کسب و کار است و برای افزایش سرعت باید بدانید که کدام اهرم ها را بکشید.

مدت زمان چرخه فروش / (تعداد فرصت X ارزش متوسط هر فرصت X درصد فروش موفق)=سرعت فروش

 

چهار متغیر اصلی فرمول

تعداد فرصت N

نشان دهنده تعداد مشتریان راغبی است که میتوانند فرصتی برای تیم بازاریابی برای دوره زمانی خاص باشند.

تلاش های تیم فروش و سایر استراتژی های تولید مشتریان راغب، مستقیماً بر تعداد مشتریان بالقوه و راغب جذب شده در دهانه قیف فروش تأثیر می گذارد.

ارزش متوسط هر فرصت $

در مدل های تجاری مبتنی بر اشتراک (سابسکرایب)، متوسط ​​اندازه پرداختی به عنوان میانگین ارزش طول عمر مشتری یا متوسط ​​ارزش خرید نیز شناخته می شود.

این معیاری است که در مورد متوسط ​​هزینه فروش هر معامله در یک دوره خاص صحبت می کند. میانگین معامله بیشتر مربوط به محصولات مبتنی بر اشتراک و شرکتهای SaaS است.

درصد فروش موفق %

همان نرخ تبدیل است.

این به درصدی از مشتریان راغب اشاره دارد که در یک دوره خاص با پرداخت هزینه به مشتری تبدیل می شوند.

برای محاسبه نرخ تبدیل خود ، تعداد کل تبدیل ها را در یک دوره گرفته و آن را بر تعداد کل بازده ها در همان زمان تقسیم کنید.

به عنوان مثال ، اگر در مجموع با 100 مشتری راغب شروع کنید و 50 مورد از آنها به مشتری تبدیل شوند ، پس نرخ تبدیل شما 50٪ است.

مدت زمان چرخه فروش T

مدت زمان چرخه فروش شما به “میانگین زمان تبدیل” اشاره دارد. مدت زمانی که اولین مشتری بالقوه خود را به دست می آورید. چرخه فروش معمولاً در بر اساس ماه اندازه گیری می شود.

مثال :

اگر

  1. تعداد مشتریان راغب یک فروشگاه مانتو 10 نفر در ماه باشد.
  2. متوسط ارزش معاملاتی 100 تومان باشد.
  3. نرخ تبدیل مشتری راغب به مشتری بالفعل 25% باشد.
  4. مدت زمان تبدیل شتری راغب به مشتری بالفعل 1 ماه باشد.

– در این حالت :  سرعت فروش 250 میباشد.

سرعت فروش مدت زمان لازم برای عبور مشتری از قیف فروش است. هر چه تعداد مشتریان تبدیلی بیشتر باشد.

هر چه سرعت فروش بیشتر ، رسیدن به اهداف فروش سریعتر

چرا سرعت فروش مهم است ؟

سرعت فروش عاملی اساسی است که باید برای رشد و شکوفایی کسب و کار در نظر گرفته میشود.

اگر مشتری بالقوه در مدت زمان کمتری در مسیر قیف فروش شما حرکت کند ، معاملات را سریعتر به نتیجه میرسانید و مشتری سریعتر به لوله فروش منتقل میشود.

سرعت فروش بالاتر به این معنی است که در زمان کمتری فروش بیشتری خواهید داشت.

نظارت بر سرعت فروش به شما امکان می دهد سرعت فروش کسب و کار خود را در برابر سایر شرکت ها ارزیابی کنید ، اثربخشی تک تکرارها را مقایسه کنید و نحوه تأثیر روندهای فروش و مدیریت بر کسب و کار خود را تعیین نمایید.

داشتن دانش روشن در مورد سرعت فروش می تواند به شما کمک کند پیش بینی های دقیق تری داشته باشید و دریابید که چگونه می توانید روند فروش خود را برای فروش سریعتر و نرخ تبدیل بالاتر در هر مرحله از فرآیند خرید مصرف کننده بهینه کنید.

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته محاسبه سرعت فروش Sales velocity اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/sales-velocity/feed 0
محاسبه بازده فروش Return On Sales https://iranmct.com/news/return-on-sales https://iranmct.com/news/return-on-sales#respond Fri, 09 Jul 2021 13:19:27 +0000 https://iranmct.com/?p=16435 چگونه بازده فروش را اندازه گیری نماییم ؟ زمانیکه صحبت از فروش پبش می آید همه بازاریابی ، میزان درآمد و توزیع محصول یا ارائه خدمات می اندیشمند . اما مدیر یک سازمان به چیزهای بیشتر باید فکر نمایند. از جمله اینکه : آیا حاشیه سود مناسبی دارد ؟ آیا فروش مناسبی در مقایسه با […]

نوشته محاسبه بازده فروش Return On Sales اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
چگونه بازده فروش را اندازه گیری نماییم ؟

زمانیکه صحبت از فروش پبش می آید همه بازاریابی ، میزان درآمد و توزیع محصول یا ارائه خدمات می اندیشمند . اما مدیر یک سازمان به چیزهای بیشتر باید فکر نمایند. از جمله اینکه :

  • آیا حاشیه سود مناسبی دارد ؟
  • آیا فروش مناسبی در مقایسه با رقبای خود دارد ؟
  • چگونه میشود فروش خود را افزایش دهد ؟
  • چگونه میتواند میزان هزینه ها را کاهش دهد ؟

یکی از نسبت هایی که میتواند با در نظر داشتن تمام سوالات فوق به مدیرعامل یا مدیر فروش اطلاعاتی مناسبی دهد ، بازده فروش است.

بازده فروش چیست ؟

بازده فروش Return On Sales = ROS، درآمد عملیاتی کسب و کار (درآمد قبل از کسر بهره و مالیات) که به عنوان درصدی از درآمد (درآمد ناخالص) بیان می شود.

این معیاری برای اندازه گیری میزان درآمد واقعی یک کسب و کار از طریق فروش خود است. با تقسیم درآمد عملیاتی بر درآمد محاسبه می شود.

فرمول بازده فروش به شرح زیر است:

بازده فروش درآمد عملیاتی درآمد ناخالص Return On Sales

درآمد نیز در صورت سود و زیان یافت می شود. ممکن است فروش یا گردش مالی نامیده شود.

چگونه بازده فروش را محاسبه می کنید؟

صورت حساب درآمد

درآمد ( درآمد ناخالص) 440,000
هزینه فروش 176,000
سود ناخالص 264,000
هزینه های سربار 200,000
درآمد عملیاتی 64,000
بهره 20,000
مالیات 9,000
درآمد خالص 35,000

در مثال بالا درآمد عملیاتی 64،000 و درآمد 440،000 است.

بازده فروش = درآمد عملیاتی / درآمد

 64،000 / 440،000 = 14.55٪

بازده فروش چه چیزی را نشان می دهد؟

بازده فروش نشان می دهد که پس از کسر هزینه فروش و هزینه های اضافی عملیاتی و استهلاک ، چه میزان از درآمد باقی مانده است.

بازده فروش توانایی یک شرکت را برای مدیریت کارآمد هزینه ها و سربار خود و مقاومت در برابر شرایط نامساعد تجاری اندازه گیری می کند.

نکات مفیدی برای استفاده از بازده فروش

بازده فروش خالص از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت خواهد بود ، بنابراین مهم است اعداد کسب و کار خود را با مشاغل مشابه در بازار خود مقایسه نمایید. اگر بازده فروش شما با سایر مشاغل موجود در بخش شما متفاوت باشد ، برای بررسی دلیل این امر نیاز به تحقیق دارد.

  1. بازده کم فروش ممکن است نشان دهد که قیمت فروش شما بسیار پایین است یا هزینه های شما در مقایسه با رقبا بسیار زیاد است.
  2. بازده بسیار بالای فروش نسبت به رقبا ممکن است نشانگر این باشد که شما هزینه های خود را کاملاً درک نکرده اید و موارد حذف شده است.

هدف این است که بازده فروش خالص را تا آنجا که ممکن است بیشتر کنید. اگر بازار اجازه دهد ، می توان با کاهش هزینه های محصول با طراحی یا بهره وری تولید ، با کاهش هزینه های اضافی یا با افزایش قیمت فروش و حجم فروش ، به این مهم دست یافت.

موارد اول باید از درآمد و درآمد عملیاتی حذف شود ، زیرا بازده فروش معیار عملکرد عملیاتی کسب و کار است.

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

بازاریابی

نوشته محاسبه بازده فروش Return On Sales اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/return-on-sales/feed 0
مدت زمان ویدیو برای ویدیو مارکتینگ و تبلیغات چقدر باشد ؟ https://iranmct.com/news/how-long-video-time https://iranmct.com/news/how-long-video-time#respond Mon, 28 Jun 2021 15:30:58 +0000 https://iranmct.com/?p=16424 مدت زمان ویدیو برای ویدیو مارکتینگ و تبلیغات چقدر باشد ؟ تولید محتوای ویدیوی در بازاریابی ویدیویی و تبلیغات ATL بسیار مهم است. یکی از سوالات تکراری و نکات مدنظر کارفرمایان در هنگام تعیین استراتژی ویدیو مارکتینگ این است که : مدت زمات ویدیو چقدر باشد ؟ طول ویدیو چقدر باشد ؟ تعیین مدت زمان […]

نوشته مدت زمان ویدیو برای ویدیو مارکتینگ و تبلیغات چقدر باشد ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
مدت زمان ویدیو برای ویدیو مارکتینگ و تبلیغات چقدر باشد ؟

تولید محتوای ویدیوی در بازاریابی ویدیویی و تبلیغات ATL بسیار مهم است. یکی از سوالات تکراری و نکات مدنظر کارفرمایان در هنگام تعیین استراتژی ویدیو مارکتینگ این است که :

  • مدت زمات ویدیو چقدر باشد ؟
  • طول ویدیو چقدر باشد ؟
  • تعیین مدت زمان درست ویدیو
  • مدت زمان ویدیوهای بازاریابی

اول باید درک نمایید که دامنه توجه انسان کوتاه است. و به لطف حواس پرتی بزرگی که تحت عنوان اینترنت شناخته می شود ، تمرکز همزمان بر روی یک چیز دشوارتر از هر زمان دیگری است.

نتیجه تحقیقات SumoMe نشان میدهد که دامنه توجه تأثیر مستقیمی بر بازاریابی محتوا و ویدئو دارد. در واقع تنها 20٪ از افراد یک مقاله تا انتها میخوانند.

به همین علت نیز ما مقالات خود را تا جای ممکن کوتاه نگه میداریم.

نتایج تحقیقات تیم مشاوران مدیریت ایران با نمونه 1800 کاربر ایرانی نیز به نتایج حاصله از مطالعات بین المللی رسید.

مطالعه ای در خصوص مدت زمان ویدیو و میزان برقراری و حفظ تعامل مخاطبان صورت پذیرفته است.

میزان طول فیلم ویدیو مارکتینگ چقدر باشد

مدت زمان ویدیو – سطح تعامل بیننده با ویدیو

مدت زمان ویدیو در مقابل تعامل با ویدیو

از آنجا که هر ویدئو مدت زمانی متفاوتی دارد ، ما تصمیم گرفتیم مدت و تعامل را بررسی کنیم.

قصد ما این بود که بفهمیم :

از چه زمانی به بعد تماشاگر ویدیو ، رغبت خود به تماشا را از دست میدهد.

ما انتظار داشتیم که میزان تعامل با طول فیلم رابطه عکس داشته باشد. به عبارت دیگر ، انتظار داریم مردم تماشای یک ویدیو یک دقیقه ای را به ویدیوی دو دقیقه ای ترجیح دهند.

نتیجه حاصله نشان میدهد که میزان تعامل در بین دقیقه 1 تا 2 بیش از دقیقه 9 تا 10 است.

ما انتظار داشتیم که رابطه خطی نباشد.

در تحقیقات SumoMe ، داده های زیادی برای استخراج وجود دارد – زیرا حدود 564،710 فیلم بررسی شده است و بیش از 1.3 میلیارد نمایش را برای این تحقیق انجام شده است.

ویدیوها چه مدت باید باشند؟

دقیقه 2 نقطه پایان شیرینی است. پس از آن ، افت تعاملی قابل توجه است. در اینجا چند نکته مهم از این داده ها آورده شده است.

فیلم های حداکثر 2 دقیقه ای با تعداد زیادی تعامل روبرو می شوند

میزان تعامل تا 2 دقیقه ثابت است ، به این معنی که یک ویدیوی 90 ثانیه ای به اندازه یک فیلم 30 ثانیه ای توجه بیننده را جلب می کند. این اطلاعات برای بازاریابان ویدئو شگفت آور است. اگر فیلم کوتاه تهیه می کنید ، نیازی به استرس در مورد تفاوت چند ثانیه ای ندارید. فقط آن را زیر 2 دقیقه نگه دارید.

افت تعاملی قابل توجهی بین 2 تا 3 دقیقه وجود دارد

بعد از 2 دقیقه ، هر ثانیه حیاتی میشود. این جایی است که نزول نمودار شروع می شود. این بدان معنا نیست که شما باید یک فیلم 10 دقیقه ای را به 2 دقیقه کاهش دهید – برخی از محتواها باید دارای ویدیوهای طولانی تر باشند – اما این نشان می دهد که در دو دقیقه اول باید بتوانید که جذب را انجام دهید.

6 تا 12 دقیقه نقطه شیرین شماره 2 است

تعامل نزولی واقعاً پس از پایان دقیقه 6 شروع به تراز شدن می کند. اگر ویدیوی شما به جای 7 دقیقه 8 دقیقه باشد ، نباید تأثیر قابل توجهی در تعامل داشته باشد.

 بعد از 12 دقیقه با احتیاط ادامه دهید

درست مثل نوشتن یک فیلمنامه باید به اندازه لازم باشد. فیلم های بیش از 12 دقیقه یا خلاصه یک داستان هستند و یا آموزش های فشرده. در هر دو مورد ، بینندگان انتظار دارند که ویدیو طولانی تر باشد.

هنوز هم ، هر دقیقه بیش از 12 به معنای از دست دادن افراد است. و اگرچه افت از 12 دقیقه تا بیست دقیقه کمتر از افت از 2 دقیقه به 6 دقیقه است.

 

 

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

بازاریابی

نوشته مدت زمان ویدیو برای ویدیو مارکتینگ و تبلیغات چقدر باشد ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/how-long-video-time/feed 0
4 نوع شخصیت: D و A ، B ، C https://iranmct.com/news/4-personality-types Fri, 18 Jun 2021 13:57:51 +0000 https://iranmct.com/?p=16396 4 نوع شخصیت: A ، B ، C و D هر فرد ترکیبی منحصر به فرد از چهار تیپ شخصیتی است. در طول قرن ها ، این دسته های اساسی در کشورهای متفاوت با صورتهای متفاوتی نامگذاری شده اند. شخصیت شناسی یکی از تکنیک های اصول و فنون مذاکره است. چه این شخصیت شناسی مدیران […]

نوشته 4 نوع شخصیت: D و A ، B ، C اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
4 نوع شخصیت: A ، B ، C و D

هر فرد ترکیبی منحصر به فرد از چهار تیپ شخصیتی است. در طول قرن ها ، این دسته های اساسی در کشورهای متفاوت با صورتهای متفاوتی نامگذاری شده اند. شخصیت شناسی یکی از تکنیک های اصول و فنون مذاکره است. چه این شخصیت شناسی مدیران باشد و یا شخصیت شناسی مشتریان .

در این مقاله ، افراد به عنوان فردی مدیر ، اجتماعی ، متفکر و پشتیبان شناخته و دسته بندی می شوند.

این تیپ های شخصیتی به ترتیب D و A ، B ، C یاد می نامیم.

یادگیری نحوه شناسایی افراد براساس تیپ شخصیتی می تواند سطح بالاتری از درک را در روابط بین فردی و تیم سازی ایجاد کند ، خصوصاً برای کارفرمایانی که به دنبال راه هایی برای بهبود استخدام و نگهداری کارمندان هستند.

چهار نوع شخصیت A B C D

4 نوع شخصیت: A ، B ، C و D

 

شخصیت تیپ A چیست؟

یک شخصیت نوع A علاقه به مسئولیت پذیری و کنترل محیط و زندگی خود را دارد. آنها معمولاً جزئی گرا نیستند. تصمیم می گیرند جزئیات را به دیگران تفویض کنند. آنها معمولاً در راه حل های خود بسیار هدف گرا و عمل گرا هستند.

نقاط قوت شخصیتی نوع A چیست؟

  • تغییر را در آغوش می کشد
  • مسئولیت را به عهده بگیرید
  • سریع
  • کارآفرینی
  • سبک مدیریت مستقیم
  • جاه طلب
  • به طور مستقل خوب کار می کند
  • پرشور
  • حداکثر آزادی را می طلبد
  • غالب
  • مهارتهای اداری خوب
  • بسیار رقابتی
  • مهارت های خوب تفویض اختیار
  • چند وظیفه ای

نقاط ضعف شخصیتی نوع A چیست؟

  • یک دنده
  • معتاد به کار
  • بی صبر
  • ناگهانی
  • سرسخت
  • به راحتی عصبانی می شوید
  • بی احساس
  • بد خلقی
  • بی تحمل
  • سلطه طلبی

انگیزه شخصیت تیپ A چیست؟

  • پول
  • فرصت
  • آزادی / استقلال
  • نسبت ریسک و پاداش مطلوب
  • چالش ها
  • فوریت
  • موفقیت
  • رهبری

برخی از کلمات یا عبارات رایج که توجه شخصیت تیپ A را تحریک یا جلب می کنند کدامند؟

  • “بگذارید این کار را انجام دهیم.”
  • سریع
  • نتایج
  • فوری / امروز / اکنون
  • جمع بندی
  • “شما در این مورد چه فکر می کنید ___؟”
  • “بهترین (جدیدترین ، پیشرفته ترین و غیره)”
  • به چالش کشیدن
  • بازگشت بزرگ سرمایه گذاری

عواملی که در شخصیت تیپ A نمی پسندد و  او را نگران مینماید ؟

  • چیزهایی حسی/احساس بازی
  • توضیحات طولانی
  • توضیح موارد در قالب احساسات یا بیش از یک بار برای همان شخص
  • نگاهی از روی حس آسیب پذیری
  • افتادن در روتین ها
  • مورد سو استفاده قرار گرفتن
  • از دست دادن

کدام شغل ها شخصیت تیپ A را جذب می کنند؟

  • رئیس جمهور / مدیر عامل
  • پیمانکار عمومی
  • فروشنده یا مدیر فروش
  • صاحب مشاغل
  • سیاستمدار
  • کار آفرین
  • افسر پلیس / ارتش
  • مدیر
  • مدیر اجرایی

ویژگی های شخصیتی نوع A در کار چگونه است؟

افراد با شخصیت نوع A را می توان به طور معمول با ویژگی های زیر شناسایی کرد:

  • هدف گرا
  • ریسک پذیری
  • تحت استرس خوب عمل میکند

شخصیت های نوع A محدودیت ها زیادی را که برای آنها اعمال می شود دوست ندارند. در عوض ، آنها ترجیح می دهند مستقل کار کنند و برنامه های خود را تنظیم کنند.

از آنجایی که آنها اغلب تمایل به اعتیاد به کار دارند ، غیر معمول نیست آنها برای تحقق اهداف خود هر زمان و تلاشی را انجام می دهند.

ممکن است بعضی اوقات بی حوصله به نظر برسند ، به خصوص اگر فکر کنند کسی وقت زیادی را صرف جزییات با آنها می کند یا مانع از موفقیت در رسیدن به هر هدف یا پروژه ای می شود که در حال حاضر روی آن تمرکز کرده اند.

از دیدن این تیپ شخصیتی در موقعیت نظارتی یا مدیریتی تعجب نکنید. آنها به دنبال کار آفرینی هستند ، ممکن است صاحب مشاغل باشند یا تلاش کنند تا مالک کسب و کار خود شوند. شخصیت تیپ A به راحتی دلسرد نمی شود و به طور معمول اعتماد به نفس خواهد داشت.

اگر شخصیتی از نوع A کار روزمره خود را عادی یا تکراری ببیند ، به راحتی خسته می شود و از کار لذت نخواهد برد.

آنها می خواهند دیگران در این شرایط به عنوان یک فرد سخت و قوی دیده شوند ، اما اگر کار بیش از حد معمولی باشد ، درونش سرشار از ناامیدی است.

شخصیت های نوع A برای جلوگیری از افتادن خود در الگوها یا برنامه های روزمره هر کاری لازم باشد انجام می دهند تا به آزادی و استقلال برسند. اگر باور کنند کسی در تلاش است از آنها استفاده کند یا آنها را عقب نگه دارد بسیار ناراضی خواهند بود.

شخصیت نوع A ممکن است در شناخت احساسات و نیازهای همکار خیلی خوب نباشد.

لزوماً به این دلیل نیست که آنها اهمیتی نمی دهند. بلکه آنها در رسیدن به اهدافشان بسیار متمرکز هستند و ممکن است متوجه نشوند. اگر به دنبال شخصی هستید که تحت فشار خوب کار کند و به نظر می رسد در موقعیت های پر استرس عالی است ، شخصیت نوع A احتمالاً همان چیزی است که به دنبال آن هستید.

شخصیت تیپ B چیست؟

شخصیت تیپ B فردی بسیار پرانرژی و سریع است که دوست دارد در کنار مردم باشد و از قرار گرفتن در مرکز توجه لذت می برد. روابط خوبی با دیگران برقرار میکنند و اکثر مردم فوراً به آنها علاقه مند میشوند.

تأیید موفقیت های آنها ، تحسین و حتی تشویق آنها، مهمترین کاری است که می توانید برای آنها انجام دهید.

نقاط قوت شخصیتی نوع B چیست؟

  • اشتیاق
  • دوست داشتنی
  • اقناع
  • به راحتی توسط اکثر مردم دوست داشتنی شناخت میشوند
  • دوستی
  • کاریزماتیک
  • ایده پرداز
  • محرک
  • خیال باف
  • با نشاط
  • مردم گرا
  • خود جوش
  • سریع تر
  • اعتماد به نفس

نقاط ضعف شخصیتی نوع B چیست؟

  • بیش از حد خود درگیر است
  • ممکن است سعی کند کارها را یک باره را انجام دهد
  • بی صبر
  • گاه غیرواقعی است
  • مشکل تنها بودن
  • آنچه شروع شده تمام نمی شود
  • دامنه توجه کوتاه
  • مغرور
  • به راحتی حوصله اش سر میرود
  • خودخواه
  • مستعد کلی گویی
  • تکانشی
  • به تأخیر انداختن
  • وسواسی

انگیزه شخصیت تیپ B چیست؟

  • شناخت عمومی
  • جوایز ، لوح ها ، گواهینامه ها
  • عکس گرفتن با افراد مشهور
  • موفقیت ، به ویژه فراتر از همسالان
  • مرکز توجه ، سخنران عمومی ، مدیر
  • پذیرش – پذیرفته شدن
  • جدیدترین سبک ها و / یا روندها

چند کلمه یا عبارت رایج که توجه شخصیت تیپ B را برانگیخته یا جلب می کند کدامند؟

  • “عالی به نظر می آیی.”
  • “تو بهترینی”
  • “مردم شما را دوست دارند.”
  • “این سرگرم کننده خواهد بود.”
  • سرگرم کننده

ناخرسندی ها و ترس های شخصیت تیپ B چیست؟

  • تحقیر عمومی
  • بی تقدیر بودن
  • شامل نشدن
  • غیر اجتماعی
  • غیر جذاب به نظر رسیدن
  • افراد و چیزهایی که توجه را منحرف می کنند
  • ناموفق به نظر رسیدن
  • غیر قابل قبول به نظر رسیدن

کدام شغل ها شخصیت تیپ B را جذب می کنند؟

  • روابط عمومی
  • فروشنده
  • سرگرمی
  • مصاحبه کننده
  • مجری برنامه تلویزیونی
  • سیاستمدار
  • مدیر شرکتهای تفریحی
  • هماهنگ کننده مهمانی
  • خدمات / روابط با مشتری

ویژگی های شخصیتی تیپ B در کار چگونه است؟

افراد با شخصیت های نوع B را می توان به طور معمول با ویژگی های زیر شناسایی کرد:

  • رابطه محور
  • برون گرا
  • مشتاق

شخصیت های نوع B دوست دارند در مورد خودشان صحبت کنند. برخی ممکن است این را خودخواهانه بدانند ، اما انگیزه واقعی نوع B دوست داشتن است. برای یک مثال افراطی (و خنده دار) .

بزرگترین ترس شخصیت نوع B تحقیر شدن در جمع است ، زیرا ممکن است باعث شود بسیاری از مردم آنها را نپذیرند و آن ویرانگر است.

شخصیت B نیز نمی خواهد جذاب و ناموفق به نظر برسد ، بنابراین آنها مطمئن خواهند شد که ظاهر آنها بی عیب و نقص است و همیشه تصور می کند که در انجام هر کاری ، خواه ناخواه ، بسیار موفق است.

برخی از نقاط قوتی که می توانید از شخصیت تیپ B به آنها اعتماد کنید ، اشتیاق ، رفتار برون ریز ، دوستی با دیگران و توانایی آنها در ترغیب حتی بدبین ترین افراد است.

آنها تمایل به رویاپردازی دارند و اغلب می توانند آن خواب ها را به ایده های بسیار عملی در محل کار تبدیل کنند. شخصیت های نوع B به طور معمول خودجوش هستند و از شوخ طبعی سریع خود برای جذب مردم استفاده می کنند. آنها در پنهان کردن احساسات خود خیلی خوب نیستند ، بنابراین اگر صدمه ببینند یا ناامید شوند ، احتمالاً قادر خواهید بود که ببینید.

برخی از نقاط ضعف طبیعی که با شخصیت تیپ B در ارتباط هستند ، شامل بی حوصلگی ، مدت توجه نسبتاً کوتاه و جزئیات گرا نبودن است. در تجارت ، شخصیت های نوع B ممکن است تمایل به فعالیت اجتماعی بیش از حد داشته باشند و زمان زیادی را برای انجام کار خود صرف نکنند زیرا آنها برای تعامل اجتماعی تلاش می کنند.

شخصیت تیپ C چیست؟

شخصیت نوع C فردی بسیار جزئی گرا است که دوست دارد درگیر مواردی شود که کنترل شده و با ثبات هستند. آنها به دقت ، منطق و علاقه مند هستند.

افرادی که به نظر نمی رسد احساسات خود را کنترل کنند ، آنها را آزار می دهند زیرا شخصیت های نوع C معتقدند که احساسی بودن ، عینیت/واقعیت را دشوار یا شاید غیرممکن می کند. آنها همچنین از بودن در کنار افرادی که پر از هیاهو هستند ، بدشان می آید ، زیرا آنها خواهان حقایق ، دقت و منطق هستند.

احساسات دیگران ممکن است برای آنها در اولویت نباشد ، زیرا آنها تمایل دارند برای رسیدن به حقایق تلاش کنند و اجازه دهند که بختشان ، یارشان باشد.

نقاط قوت شخصیتی نوع C چیست؟

  • دقت
  • خلاق
  • قابل اعتماد
  • تخیلی
  • مستقل
  • مفصل
  • چیزی را تا اخر دنبال کردن
  • طبق قوانین بازی می کند
  • سازمان یافته
  • باهوش
  • تحلیلی
  • متفکر انتقادی
  • کنترل کیفیت
  • متفکر

نقاط ضعف شخصیتی نوع C چیست؟

  • نگران پیشرفت
  • می تواند غیر اجتماعی به نظر برسد
  • رفتار انتقادی
  • دوست دارد کارها را به روش خود انجام دهد
  • رفتار جدا از دیگران
  • می توانید نیمه خالی لیوان را ببینید
  • شکاک ، بی ایمان
  • ممکن است هرگز انتظارات شخصیش برآورده نشود

انگیزه شخصیت تیپ C چیست؟

  • کنترل
  • فرصتهای مستقل و تحلیلی بودن
  • چالش ها
  • حل مسئله

برخی از کلمات یا عبارات رایج که توجه شخصیت نوع C را برانگیخته یا جلب می کنند کدامند؟

  • کمال
  • “چطور کار میکند؟”
  • ساکت ، خلوت
  • “درباره ____ بیشتر بگو.”

موارد عدم علاقه و ترس در شخصیت تیپ C چیست؟

  • احساسات کنترل نشده
  • اعمال غیر منطقی
  • بلاتکلیفی
  • افرادی که خودمحور یا خود بزرگ بینی هستند
  • از دست دادن کنترل
  • تحت کنترل یا نظارت توسط افرادی که به آنها اعتماد و احترام ندارند
  • حواس پرتی

کدام شغل ها شخصیت تیپ C را جذب می کنند؟

  • پیش بینی کننده
  • عیب یابی
  • منتقد
  • محقق (پلیس ، صحنه جرم ، خصوصی و غیره)
  • مهندس
  • پشتیبانی فنی
  • دانشمند تحقیق
  • طراح بازی
  • تحلیلگر داده
  • خلبان
  • برنامه نویس / تحلیلگر
  • هنرمند
  • مجری
  • نوازنده
  • حسابدار / حسابرس
  • مخترع

ویژگی های شخصیتی نوع C در کار چگونه است؟

افراد با شخصیت های نوع C را می توان به طور معمول با ویژگی های زیر شناسایی کرد:

  • جزئی گرا
  • منطقی
  • تهیه شده

شخصیت های نوع C تمایل دارند که کاملاً کنترل کننده باشند ، هم خودشان و هم دیگران را. آنها چیزهایی از کنترل خارج شوند را دوست ندارند، زیرا آنها واقعاً نمی خواهند احساسات زیادی از خود نشان دهند.

آنها بسیار نتیجه محور هستند و برای ادامه کار به پروتکل انجام کار ، ایمان دارند. آنها متفکرانی دقیق ، مدبر و مهمتر از همه ، عالی هستند که قبل از موضع گیری به تمام جنبه های یک موضوع نگاه می کنند.

آنها دوست دارند شغلشان به وضوح مشخص شود و می خواهند بدانند دقیقاً چه انتظاری از آنها می رود. با دانستن این حقایق ، آنها قادر خواهند بود وظایف خود را در اولویت قرار دهند و تا پایان کار را ببینند.

وقتی در نقش های تصمیم گیری هستند ، آنها محتاط و منطقی هستند و قبل از تصمیم گیری به بسیاری از جزئیات و حقایق نیاز دارند. افرادی که سعی می کنند چیزی را به آنها بفروشند با تلاش برای درگیر کردن عاطفی آنها ، معمولاً شکست می خورند. شخصیت نوع C چنین تلاشی را بیهود تلقی می کند و شخص مقابل چه به تلاش برای مخفی کردن واقعیت هایی متهم میکند.

در نقش های عمومی تر ، شخصیت C برای اصالت ، زیرکی و منحصر به فرد بودن در همه چیز تلاش خواهد کرد.

به دلیل جزئی نگر بودن ، آنها کاملاً آماده دفاع از تصمیمات خود در برابر هرگونه اعتراض احتمالی هستند.

به عنوان مثال بسیاری از حسابداران و وکلا شخصیت های نوع C هستند. آنها برای هر شغلی که نیاز به تفکر خلاقانه مبتنی بر صبر ، حقایق و دقت داشته باشد عالی هستند.

شخصیت تیپ D چیست؟

شخصیت تیپ D سرعت کمتری در کار و زندگی دارد.

آنها به دنبال امنیت در کار هستند و از انجام کار تکراری روز به روز بسیار خوشحال هستند. تکرار به آنها امکان می دهد در کارهایی که انجام می دهند بسیار ماهر شوند. به همین ترتیب ، اگر قوانین تغییر کنند ، کار را خود دوست نخواهند داشت ، زیرا این برخلاف میل آنها برای به حداقل رساندن تغییرات و پایبند بودن به آنچه می دانند موثر است.

برای شخصیت تیپ D ، حتی اگر راه فعلی ناخوشایند باشد ، آنها نگرانند که  راه جدید ناشناخته حتی بدتر باشد.

 

نقاط قوت شخصیتی نوع D چیست؟

  • خوشتن دار
  • مراقبت
  • مخلص – بی ریا – صمیمانه
  • دلسوز
  • پایدار
  • منصفانه و عادلانه
  • آرام
  • بدون تحمیل
  • نزدیک به نظر می رسد
  • قابل اعتماد
  • ظاهر قدرت
  • اعتماد کردن
  • حداقل تغییرات خلقی
  • اعتماد به نفس
  • قابل اعتماد
  • استوار
  • ناظر
  • در کارهای معمول و تکراری تبحر دارید

نقاط ضعف شخصیتی نوع D چیست؟

  • بلند صحبت نکردن
  • به راحتی توسط دیگران استفاده می شود
  • وقتی موافق نیستند ، میتوانند خود تطبیق دهد
  • با تغییر مداوم ناخوشایند است
  • قصد جلوگیری از رویارویی
  • کمتر قاطعانه
  • احساسات را جریحه دار می کند
  • کم رو
  • مقاوم در برابر تغییر

انگیزه شخصیت تیپ D چیست؟

  • ثبات
  • فواید
  • امنیت
  • ریسک کم
  • روتین
  • فرصت های تیمی / گروهی
  • فضای کار آرام

برخی از کلمات یا عبارات رایج که توجه شخصیت تیپ D را برانگیخته یا جلب می کنند کدامند؟

  • “به دیگران نیازمند کمک کنید.”
  • فضای آرام
  • منطقی
  • گویا

جابجایی ها ، عدم پذیرش ها و ترس های شخصیت تیپ D چیست؟

  • خطرات
  • مردم پر فشار
  • تغییر (به خصوص تغییر مکرر)
  • بی ثباتی
  • بی نظمی
  • رفتار خشونت آمیز
  • ایجاد اختلال در کارهای روزمره
  • شگفتی
  • ناشناخته
  • تعارض

کدام شغل ها شخصیت تیپ D را جذب می کنند؟

  • موقعیت تیم امن
  • مدیر
  • خدمات مالی
  • مدیریت منابع انسانی
  • کارگر اجتماعی
  • دیوان سالار
  • پزشک خانواده / پرستار
  • کارگر خط مونتاژ
  • خدمات مسکونی / اجتماعی
  • مکانیک
  • معلم
  • مشاور
  • دستیار شخصی / منشی
  • وزیر
  • عامل بیمه
  • سرپرست
  • کتابدار
  • گارد امنیت
  • نماینده خدمات مشتریان

ویژگی های شخصیتی نوع D در کار چگونه است؟

افراد با شخصیت نوع D را می توان به طور معمول با ویژگی های زیر شناسایی کرد:

  • وظیفه گرا
  • تثبیت کننده
  • محتاط

آنها به دنبال احترام ، تحسین صادقانه و پذیرش دیگران هستند. شخصیت تیپ D خوشبختانه سخت تلاش خواهد کرد تا از افرادی که برای وی کار میکنند. خوشحال باشند.

آنها به آن احساس امنیت نیاز دارند. شخصیت های نوع D اغلب فکر می کنند شخصیت تیپ A دیوانه است که این همه ریسک می کند و زیاد نگران امنیت و طول عمر نیست.

شخصیت های نوع D معمولاً بسیار منظم هستند. بودن در اطراف یک محیط نامرتب یا بی نظمی آنها را آزار می دهد. آنها همچنین در ایفای نقش بسیار حمایتی مهارت دارند و به طور معمول بسیار دلسوز ، متفکر و دلسوز هستند. آنها صبورند ، شنونده خوبی هستند. آنها به ویژه کار در یک گروه یا تیم را دوست دارند و در این سناریوها یک نیروی تثبیت کننده خواهند بود.

اگرچه ممکن است به سرعت دیگران نباشد ، اما دقیق هستند. آنها معمولاً احساسات خود را حفظ می کنند و تمایلی به ابراز وجود ندارند.

برای جذب شخصیت تیپ D ، حتما در مورد بسته مزایای شرکت و پتانسیل رشد بلند مدت در شرکت صحبت کنید. داشتن یک محیط امن و پایدار برای شخصیت تیپ D بسیار مهم خواهد بود.

 

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

مشاور مدیریت

نوشته 4 نوع شخصیت: D و A ، B ، C اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند https://iranmct.com/news/brand-awareness-kpi Sun, 06 Jun 2021 09:51:47 +0000 https://iranmct.com/?p=16387 شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند | شاخص های آگاهی از برند | Brand Awareness KPI شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند برای تبدیل یک برند کوچک و ناشناخته به یک برند کاملاً شناخته شده که مردم آن را دوست دارند و به آن اعتماد دارند ، به زمان ، تلاش و تفکر […]

نوشته شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند | شاخص های آگاهی از برند | Brand Awareness KPI

شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند

برای تبدیل یک برند کوچک و ناشناخته به یک برند کاملاً شناخته شده که مردم آن را دوست دارند و به آن اعتماد دارند ، به زمان ، تلاش و تفکر هوشمندانه نیاز داریم. علاوه بر این ، برای رشد مداوم ، یک استراتژی محکم لازم است.

امروزه روش های سنتی بازاریابی مانند تبلیغات بیلبورد همچنان مورد استفاده قرار می گیرند ، اما مزایای عصر دیجیتال بدان معنی است که اکنون بازاریابان کنترل بسیار بیشتری بر استراتژی رشد خود دارند.

چطور؟

با استفاده از معیارهای سنجش میزان آگاهی از برند.

شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند

آگاهی از برند چیست؟

به زبان ساده ، آگاهی از برند میزان دانش مشتری یا آشنایی با برند شما ، تصاویر ، محصولات و خدمات آن است.

  • شناخت برند – توانایی مصرف کنندگان در شناختن برند باشد. این می تواند از نام ، آرم یا شعارهای تجاری باشد.
  • یادآوری برند – این اوج آگاهی از برند است. اگر کسی به دنبال یک هدفون جدید است و فوراً نام تجاری شما را به یاد می آورد ، پس شما به هدفتان رسیده اید.

اندازه گیری آگاهی از برند

اندازه گیری آگاهی از برند می تواند چالش برانگیز باشد ، زیرا ارتقاء میزان آگاهی از برند همیشه به طور مستقیم به تلاش های شما مربوط نمی شود. روش های مختلفی برای افزایش آگاهی از نام تجاری وجود دارد – و لیستی از دلایل جذاب که چرا باید این کار را انجام دهید.

ایجاد آگاهی از برند به مخاطبان کمک می کند تا کسب و کار شما را شناسایی ، به یاد بیاورند و با آن ارتباط برقرار کنند. مجموعه ای از مراحل را به حرکت در می آورد که افراد را از غریبه های کنجکاو به سمت مشتریانی راضی می برد.

حتی اگر استراتژی های آگاهی از برند مناسبی داشته باشید ، مهم است که بدانید چگونه آگاهی از برند را اندازه گیری کنید و ابزارهای مناسب برای اندازه گیری برند را انتخاب کنید.

تعیین سطح آگاهی از برند چالش بزرگی است. رویکرد شما در اندازه گیری آگاهی از برند به عوامل مختلفی از جمله اهداف میان مدت و بلندمدت ، رفتارهای مخاطبان و کانالهای توزیع بستگی دارد.

با این حال ، نمی توانید از این چالش پا پس بکشید. یادگیری نحوه اندازه گیری کمپین های آگاهی از برند به شما در بهبود بازگشت سرمایه (ROI) و درک بهتر نحوه دستیابی به مخاطب هدف کمک می کند.

در اینجا شاخص های کلیدی عملکرد برای تعیین میزان آگاهی از برند – و ابزارهایی را که برای جمع آوری این معیارها نیاز دارید ، بیان مینماییم.

1- برداشت برند Brand Impression

اولین برداشت از برند

این شاخص برای سنجش آگاهی از برند استفاده میگردد. برداشت ها به شما نشان می دهند که محتوای کمپین شما چند بار نمایش داده می شود. برداشت برند پایه محکم برای درک عملکرد کمپین آگاهی از برند شما هستند.

چرا می توان برداشت ها را اندازه گرفت؟

برداشت ها نشان دهنده تعداد افرادی که محتوای شما را مشاهده یا جذب کرده اند ، نیست، اما به شما نشان می دهد که چند نفر آن را دیده اند.

از اینجا ، می توانید معیارهایی مانند تعامل ، کلیک و بازدید وب سایت را بررسی کنید تا درک کنید چطور مخاطبان شما محتوای کمپین شما را دریافت می کنند.

ابزارهای آگاهی از برند برای اندازه گیری برداشت ها

می توانید برداشت ها را از طریق کانال توزیع انتخابی خود ، مانند یک سایت اجتماعی مانند فیس بوک ، Google AdWords اندازه بگیرید.

2- ترافیک وب سایت

ترافیک برای یک وب سایت

ترافیک وب سایت به شما می گوید که چه تعداد از سایت شما بازدید می کنند.

کاربران با تایپ کردن ادرس وب سایت شما در نوار جستجو یا با کلیک بر روی تبلیغات، جستجو یا شبکه اجتماعی وب سایت شما را بازدید کرده اند.

 به زبان ساده ، اگر این میزان ترافیک به مرور افزایش یابد – به ویژه بلافاصله بعد از راه اندازی یک کمپین – این نشانه خوبی برای ایجاد آگاهی از برند است.

برای دانستن اینکه این ترافیک از کجا می آید ، مهم است که منابع ارجاع خود را بررسی کنید. این به شما نشان می دهد که کدام پلتفرمها بیشترین میزان بازدید را می آورند و کدام یک از تاثیری زیادی ندارند.

چرا میزان بازدید از وب سایت را اندازه گیری می کنیم؟

ترافیک وب سایت نشان می دهد که مردم نه تنها از برند شما آگاهی پیدا می کنند ، بلکه علاقمند به یادگیری بیشتر هستند. آنها پیام شما را پردازش کرده و برای مطالعه بیشتر کلیک کردند یا نام تجاری شما را به خاطر آوردند و محصولات شما را بررسی می نمایند.

ابزارهای آگاهی از برند برای سنجش میزان بازدید وب سایت

Google Analytics به شما کمک می کند ترافیک وب سایت را با گذشت زمان اندازه گیری کنید ، منابع ارجاع را بررسی کنید و با توجه به آمارهای خاص و رفتارهای خاص ، بازدیدکنندگان خود را دسته بندی نماید.

3- تعامل رسانه های اجتماعی

مردم از چندین کانال رسانه اجتماعی استفاده می کنند

سیستم عامل های اجتماعی ، به ویژه برای تبلیغات و مطالب دارای اسپانسر ، تعداد زیادی معیار و ابزار تحلیلی قوی ارائه می دهند.

هنگام ایجاد آگاهی از برند به صورت ارگانیک یا از طریق گزینه های پولی مانند تبلیغات و توصیه افراد موثر (اینفلوئنسر)، اندازه گیری معیارهای اجتماعی مهم است. این موارد عبارتند از: مواجه با مطلب ، برداشت ها ، لایک ها، اشتراک ها ، نظرات ، کلیک ها و موارد استفاده از هشتگ.

چرا تعامل اجتماعی را اندازه گیری کنیم؟

معیارهای اجتماعی (شاخص های اجتماعی) نشان می دهد که چگونه گفتگو در اطراف برند شما جریان دارد.

  • آگاهی از برند شما مثبت است یا منفی؟
  • کدام یک از اینفلوئنسرها یا هشتگ ها باعث افزایش این آگاهی می شوند؟
  • آیا این آگاهی باعث ایجاد انگیزه در افراد می شود تا حساب شما را دنبال کرده و از تجربیات خود بگویند؟

معیارهای اجتماعی به شما کمک می کنند تا به این سوالات پاسخ دهید. نکته منفی این است که این داده ها به پلتفرم های اجتماعی خاص محدود می شوند. اما شیوه توزیع آگاهی از برند در سراسر وب چگونه است.

ابزارهای آگاهی از برند برای اندازه گیری مشارکت اجتماعی

هر پلتفرم اجتماعی فردی تجزیه و تحلیل هایی را برای کمپین های آگاهی از برند ارائه می دهد. همچنین می توانید از ابزارهای مدیریت رسانه های اجتماعی مانند Hootsuite و Buffer برای پیگیری عملکرد خود در کانال های اجتماعی استفاده کنید.

4- حجم داده ها

برای جستجو گوگل کنید

اگر به دنبال ایجاد آگاهی از برند در یک موتور جستجوی مانند Google هستید ، مهم است که حجم جستجو را در اطراف کلمات کلیدی کسب و کار و صنعت خود بسنجید. این به شما می گوید که چند نفر در جستجوی نام شرکت ، محصولات یا راه حل هایی مانند پیشنهادهای شما هستند.

چرا داده های جستجو را اندازه گیری می کنیم؟

داده های جستجو به شما در تعیین میزان علاقه به صنعت و برند را تعیین میکند. همچنین نشان می دهد که چگونه میزان جستجوی شما با رقبای شما جمع می شود و چقدر فرصت ایجاد آگاهی در مورد کلمات کلیدی خاص وجود دارد. می توانید از این داده ها برای راه اندازی کمپین های آگاهانه و هدفمندتر استفاده نمود.

ابزارهای آگاهی از برند برای اندازه گیری داده های جستجو

برای تعیین کلمات سرچ شده و نقاط اشتراک آن با کلمات مدنظر شما از ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی مانند Google Trends ، Google Keyword Planner ، Moz Keyword Explorer و SEMrush استفاده کنید.

5- نظرسنجی های مربوط به آگاهی از برند

نظرسنجی برای آگاهی از برند

داده ها ارزشمند هستند ، اما در صحبت مستقیم با مخاطبان و جمع آوری بازخورد کیفی از آنان، اطلاعات زیادی درباره مخاطبان به دست می آید. این کار به راحتی از طریق نظرسنجی های مربوط به آگاهی از برند انجام می شود.

چگونه مطالعه آگاهی از برند را انجام می دهید؟

هنگام انجام یک نظرسنجی ، سوالاتی مانند این را بپرسید:

  • درباره برند ما (به عنوان مثال ماموریت ، محصولات ، خدمات) چه می دانید؟
  • وقتی به نام تجاری ما فکر می کنید ، چه چیزی به ذهن شما خطور می کند؟
  • نام کدام رقبا را شنیده اید؟

چرا باید از نظرسنجی درباره آگاهی از برند استفاده کرد

از پرسشنامه آگاهی از برند برای رسیدن به داده های کمی استفاده نمایید. با برقراری ارتباط با مخاطبان و ارائه پیشنهاد یا تخفیف ویژه آن را به شرکت در این تحقیق ترغیب نمایید.

ابزارهایی برای انجام یک نظرسنجی درباره آگاهی از نام تجاری

از نظرسنجی های انجام شده از طریق ایمیل ، تلفن یا فرم های وب سایت استفاده کنید. ابزارهایی مانند SurveyMonkey و Typeform برای بررسی آگاهی از برند استفاده نمایید.

6- رسانه های کسب شده

رسانه های به دست آمده به عنوان تبلیغاتی توسط شخص ثالث توصیف می شود که ما برای آن پولی پرداخت نکرده ایم – این می تواند شامل اشاره به نام برند در یک مقاله، ذکر نام در شبکه های اجتماعی ، ذکر در یک وبلاگ و موارد دیگر باشد.

چرا رسانه های بدست آمده را اندازه گیری می کنیم

اندازه گیری رسانه های بدست آمده راهی است که بفهمیم چه کسی ، چه چیزی و چه وقت در مورد ما صحبت میکند. شما می توانید از این سوابق برای جلب توجه مشتریان حساس و جزئی نگر استفاده نمایید.

ابزارهای آگاهی از برند برای اندازه گیری رسانه های کسب شده

برای کشف رسانه های کسب شده ، ابزارهایی مانند Cision’s Media Monitoring در دسترس هستند.

7- لینک خارجی

مشابه تعیین رسانه های کسب شده ، اندازه گیری لینک به وب سایت شما روش دیگری برای اندازه گیری آگاهی از برند است.

چرا لینک خارجی را اندازه گیری می کنیم

مکانهایی را که وب سایت شما به طور نامناسب پیوند داده شده است ، کلمه ای به اشتباه نوشته شده است و موارد دیگر ، بنابراین این فرصت های ارزشمند آگاهی از برند را از دست ندهید.

ابزارهای آگاهی از برند برای اندازه گیری پیوندهای خارجی

می توانید از ابزارهایی مانند Link Explorer از Moz یا Linkody’s Backlink Checker استفاده کنید تا مسئولیت مدیریت بک لینک را به درستی انجام دهید.

  • چگونه شاخص آگاهی از مارک تجاری را به درستی انتخاب نماییم

معیارهایی برای اندازه گیری آگاهی از برند

هر یک از این معیارها برای اندازه گیری آگاهی از برند نقاط ضعف و قوت دارند. نظرسنجی ها بازخورد کیفی به شما ارائه می دهند ، اما داده های کمی نیاز به تحلیل صحیح دارند.

 شاخص تعامل اجتماعی میزان دسترسی ، برداشت ها و بازخورد را ردیابی می کند ، اما داده های هر پلتفرم به همان پلتفرم محدود میشود و باید آن را به تنهایی تحلیل نمود.

شما باید اهداف آگاهی از برند خاص خود را تعریف نمایید. ابزار مناسب برای اندازه گیری آگاهی از برند بر اساس شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و مخاطبان خود پیدا کنید.

هنگامی که این شاخص های آگاهی از برند را در تعیین نمودید ، می توانید از آنها برای راه اندازی کمپین های بازاریابی عملکردی و محاسبه هزینه جذب مشتری استفاده کنید – با این کار عملیات بازاریابی خود را به سطح بالاتری می رسانید.

از کدام KPI برای اندازه گیری کمپین های آگاهی از برند استفاده می کنیم؟

برای اندازه گیری صحیح و جامع آگاهی از برند و تجزیه و تحلیل KPI آگاهی از نام تجاری خود می توانید از یک بستر کشف محتوا مانند Taboola استفاده کنید.

Taboola با راه اندازی و تبلیغ کمپین خود این معیارهای آگاهی از مارک تجاری را دنبال می کند:

  • برداشت ها – تعداد کل بازدید افراد از محتوای کمپین شما
  • کلیک ها – تعداد کل کلیک هایی که بر روی محتوای شما دریافت شده و باعث می شود افراد به وب سایت شما هدایت شوند
  • نرخ کلیک – درصد افرادی که روی محتوای کمپین شما کلیک کرده اند
  • متوسط ​​هزینه برای هر کلیک (CPC) – متوسط ​​هزینه برای هر کلیک
  • هزینه به ازای هر هزار (CPM) – مبلغی که شما به ازای هر هزار نمایش از محتوای کمپین خود پرداخت می کنید.

نوشته شاخص های کلیدی عملکرد آگاهی از برند اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
بازاریابی رفتاری Behavioral Marketing https://iranmct.com/news/behavioral-marketing https://iranmct.com/news/behavioral-marketing#respond Thu, 13 May 2021 15:35:50 +0000 https://iranmct.com/?p=16380 استراتژی بازاریابی رفتاری Behavioral Marketing همانطور که در صفحات برخی وب سایتها در حال جستجو هستید ، چشمانتان یه تبلیغی در کنار صفحه می افتد که تمام مدت در آنجا بوده است – تبلیغاتی که در واقع برای شما جالب به نظر می رسد. بازاریابی رفتاری به عنوان هدف گیری رفتاری Behavioral Targeting نیز شناخته […]

نوشته بازاریابی رفتاری Behavioral Marketing اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
استراتژی بازاریابی رفتاری Behavioral Marketing

همانطور که در صفحات برخی وب سایتها در حال جستجو هستید ، چشمانتان یه تبلیغی در کنار صفحه می افتد که تمام مدت در آنجا بوده است – تبلیغاتی که در واقع برای شما جالب به نظر می رسد.

بازاریابی رفتاری به عنوان هدف گیری رفتاری Behavioral Targeting نیز شناخته می شود.

در این نوع بازاریابی رفتار قبلی کاربران آنلاین را تحلیل تا مشخص کند کدام تبلیغات در دفعات بعدی به کاربران باید نمایش داده شود. این برای سطح عمیق تری از سفارشی سازی تبلیغات ، امکانات جالبی را فراهم می کند ، همچنین به کسب و کار این امکان را میدهد که از عادات و خواسته های مصرف کنندگان آگاهی مناسبی داشته باشند.

به نظر می رسد تبلیغات هدفمند برای کاربران نیز جالب است . برنامه نویسان برای نمایش محتوای مرتبط ، تنظیمات فردی هر مشتری مدنظر قرار میدهند. درک نحوه اجرای کمپین های بازاریابی رفتاری به بازاریابان اجازه می دهد تا مخاطبان پذیرش بیشتری داشته باشند.

Behavioral Marketing بازاریابی رفتاری

استراتژی بازاریابی رفتاری چیست ؟

بازاریابی رفتاری یکی از انواع بازاریابی است.

برخلاف بازاریابی مستقیم ، جایی که تبلیغ کنندگان پیام مشابهی را برای همه مخاطبین ارسال می کنند – و انتظار دارند بخش بزرگی از آن پیام را نادیده بگیرند – بازاریابی رفتاری ، اطلاعات آنلاین کاربران را می گیرد و از آنها برای متناسب سازی پیام با کاربر استفاده می کند.

هدف گیری رفتاری مخاطبین با بهره گیری از تجزیه و تحلیل داه های وب سایت، افزونه ها و کوکی ها ، تاریخچه موجود در مرورگر و نتایج جستجو و IP برای ایجاد پروفایل های کاربری فردی استفاده می کند.

با استفاده از این اطلاعات ، سرور آگهی وب سایت محتوای مناسب و هدفمند یا تبلیغاتی را تولید می کند که مورد توجه علاقه مندان آنها قرار گیرد.

به عنوان مثال ، کسانی که به بخش خودروهای یک سایت خبری مراجعه می کنند ، هنگام مرور سایر بخشهای آن سایت ، تبلیغات اتومبیل را مشاهده می کنند – و این تبلیغات با گذشت زمان تغییر می کنند و “هدفمندتر” می شوند.

فیس بوک را در نظر بگیرید ، جایی که کاربران هر روز اطلاعات مختلفی را به اشتراک می گذارند – نه تنها در مورد علاقه های خود ، بلکه در مورد دوستانشان. این اطلاعات برای برقراری ارتباط مصرف کنندگان با تبلیغات در مناطق مورد علاقه ، و ایجاد فشار گروهی به عنوان ابزاری برای برای فشار بر مخاطبین به صورت” X این را مطلب پسندید” استفاده می شود .

تبلیغاتی که برای مصرف کنندگان در حال تماشای فیلم های YouTube پخش میشود نیز اغلب نتیجه بازاریابی رفتاری است.

در هنگام ارائه آگهی “مناسب” برای سلیقه و مکان ، موارد پسندیده ، موقعیت IP و حتی نظرات مصرف کننده در نظر گرفته می شوند.

هدف گذاری رفتاری در دید در مقابل هدف گیری رفتاری شبکه

Onsight Behavioral Targeting  – Network Behavioral Targeting

هدف گذاری رفتاری بر تک تک کاربران تمرکز دارد. با تجزیه و تحلیل پاسخ های کاربر و اطلاعات جمعیتی ، تبلیغات می توانند نیازها و علایق هر فرد را هدف قرار دهند.

از طرف دیگر ، هدف گیری رفتاری شبکه بیشتر بر روی انواع کاربر متمرکز است.

 به عنوان مثال ، یک بازدید کننده از یک سایت فوتبال-فانتزی احتمالاً مرد است و بنابراین تبلیغات برای مخاطبان مرد انجام می شود. علاوه بر این ، برای تعیین دقیق ترجیحات هر کاربر ، می توان از هدف گذاری رفتاری نیز استفاده کرد.

چه کسی بازاریابی رفتاری را به کار می گیرد؟

بسیاری از بزرگترین خرده فروشان آنلاین و سایتهای رسانه های اجتماعی در حال حاضر از روش بازاریابی رفتاری استفاده می کنند – و همچنین شرکتهایی که سایتها از آن تبلیغات خریداری می کنند.

با این حال ، بازاریابی رفتاری صرفاً برای “فروش چیزهایی به شما” استفاده نمی شود.

با هدف قرار دادن کاربران با نمایش تبلیغات خاصی در مورد نیازهای خاص، شرکت ها می توانند کالاها و خدماتی را ارائه دهند که نه تنها کمدهای مصرف کنندگان را پر نماید بلکه کیفیت زندگی آنها را بهبود بخشد.

به عنوان مثال ، یک شرکت دارویی می تواند تبلیغاتی را ایجاد و اجرا کند که افراد را به استفاده و ادامه مصرف داروی جدید سرطان یا بیش فعالی ترغیب کند.

از آنجا که بازاریابی رفتاری بسیار هدفمند است ، این استراتژی درمورد محصولی که مخاطبان عام بیشتری را مجذوب خود می کند ، به خوبی کار نمی کند. علاوه بر این ، به دلیل استفاده از داده ها ، مسائل مربوط به حریم خصوصی – و قوانینی برای حل این مسائل – روی رویکردهای استفاده شده توسط بازاریابان در آینده تأثیر می گذارد.

با این وجود ، در صورت استفاده صحیح ، هدف گیری رفتاری می تواند راهی بسیار موثر برای دستیابی به مشتریان مناسب با محصولات و خدمات مناسب باشد.

چگونه یک برنامه بازاریابی رفتاری تهیه و به کار گرفته می شود؟

استراتژی های بازاریابی رفتاری معمولاً توسط شرکت هایی استفاده می شود که به فناوری مورد نیاز دسترسی دارند.

شرکت ها از داده هایی ناشی از بازدید از وب سایت ، نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) و تجزیه و تحلیل ایمیل استفاده می کنند. مصرف کنندگان چه چیزی می خرند – و چرا آن را می خرند؟

با استفاده از این اطلاعات ، نمودارهای جریان رفتاری مشتری تهیه میشود.

مثلا یک مشتری چند بار از وب سایت بازدید کرده و برای چه کاری؟ وی قبل یا بعد از بازدید از چه وب سایت هایی آمده یا به آنها مراجعه کرده است؟ وی درباره چه چیز دیگری پست ، وبلاگ یا توئیت نوشت؟ آیا ارتباط مستقیمی با مشتری برقرار شده است؟

با ایجاد پیام های تبلیغاتی مناسب و سریع برای هدف قرار دادن مصرف کنندگان، با گذشت زمان میزان پاسخ مشتری افزایش می یابد. با تعامل بیشتر مشتریان با یک وب سایت ، شرکت ها بهتر می توانند تجربه وب سایت را با رفتارهای گذشته وی شخصی سازی کنند.

برندها می توانند بر اساس اقدامات گذشته هر بازدید کننده ، بلوک های محتوایی را در وب سایت های خود ایجاد کنند که تبلیغات ، متن و ویدیو را ارائه می دهند. ( بازاریابی مفهومی Contextual Marketing )

چه نوع مشاغلی با استراتژی های بازاریابی رفتاری کار می کنند؟

در سطح ابتدایی ، بیشتر متخصصانی که در کمپین های بازاریابی رفتاری فعالیت می کنند، به عنوان تحلیلگر تحقیقات بازاریابی فعالیت می کنند.

تحلیلگران داده های مصرف کننده را بررسی می کنند و برای هدف قرار دادن آنان از همان داده ها در ابتکارات بازاریابی استفاده میکنند.

بسته به سطح تحقیق ، ممکن است بدون تجربه قبلی ، خود را در وسط کار تحقیقات بازاریابی و عنوان یک محقق بیابید ، اگرچه این موقعیت معمولاً به مدرک کارشناسی نیاز دارد.

چشم انداز شغل در این زمینه امیدوارکننده است و انتظار می رود تا 5 سال آینده این بخش از بازار در حدود 41% رشد کند – بسیار سریعتر از میانگین ملی برای همه مشاغل. طبق آمار اداره کار ، متوسط ​​حقوق و دستمزد سالانه تحلیلگران تحقیقات بازار در آمریکا حدود 60 هزار دلار است.

بسیاری از تجزیه و تحلیل تحقیقات بازاریابی به عنوان پایه تصمیمات مدیریت بازاریابی مورد استفاده واقع میشود.

مدیران بازاریابی کمپین ها و ابتکارات بازاریابی، راهکارهای موازی و مدیریت پایگاه داده و همچنین موجودی کالا و مدیریت فروشنده را از طریق همین داده ها طراحی نماید.

افراد مبتدی با مهارت های ارتباطی عالی ، چند وظیفه ای و با مهارت حل مسئله در این موقعیت ها به خوبی عمل خواهند کرد.

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته بازاریابی رفتاری Behavioral Marketing اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/behavioral-marketing/feed 0
15 دلیل استفاده از بیزینس پلن https://iranmct.com/news/reasons-you-need-a-business-plan Thu, 29 Apr 2021 16:15:43 +0000 https://iranmct.com/?p=16357 بیزینس پلن چه بخواهید یک کار جدید شروع کنید ، چه کار خود را رونق دهید و چه بخواهید از سرمایه گذاری از خارج از کشور کمک بگیرید ، به یک بیزینس پلن ( طرح توجیهی Business Plan طرح تجاری) خوب به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفتان نیاز دارید. چرا شما به بیزینس […]

نوشته 15 دلیل استفاده از بیزینس پلن اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
بیزینس پلن

چه بخواهید یک کار جدید شروع کنید ، چه کار خود را رونق دهید و چه بخواهید از سرمایه گذاری از خارج از کشور کمک بگیرید ، به یک بیزینس پلن ( طرح توجیهی Business Plan طرح تجاری) خوب به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفتان نیاز دارید.

چرا شما به بیزینس پلن نیاز دارید ؟

 شما از قبل برخی دلایل را میدانید ، اما دلایل بسیار زیادی برای ایجاد یک بیزینس پلن وجود دارد که بسیاری از صاحبان مشاغل از آنها اطلاع ندارند. بنابراین ، بیایید ابتدا دلایل کمتر واضح را بررسی کنیم و با دلایلی که احتمالاً قبلاً در مورد آنها را می دانید پایان دهیم.

بیزینس پلن Business Plan

10 دلیل نوشتن بیزینس پلن

تعیین اهداف برای مدیران

مدیریت خوب مستلزم تعیین اهداف خاص و سپس رصد و پیگیری است. من تعجب می کنم که چگونه بسیاری از مشاغل موجود بدون برنامه مدون میتوانند مدیریت کنند. چگونه آنچه را که قرار است اتفاق بیفتد را پیاده خواهید نمود ؟

در حقیقت ، باید یک راه کوتاه و عملی در نظر گرفت و برای پیاده سازی آن ، برنامه ریزی نمود. اما همانطور که کسب و کار شما رشد میکند ، به سازماندهی و برنامه ریزی بهتری و اولویت ها مشخص تری نیاز است. تفکر استراتژیک داشته باشید و برنامه ای تدوین و فی البداهه اجرا نمایید.

استراتژی ، از مشاور مدیریت استفاده نمایید.

 زندگی تجاری شما خیلی سریع می گذرد: سرعت در پاسخگویی به تماس های تلفنی مانند سرعت در خاموش کردن آتش است. برای اینکه در این سرعت چیزی را فراموش نکنید و زمان از دست نروید با یک مشاور صحبت نمایید. بیزینس پلن را با مشورت مشاور تهیه نمایید. در طی مسیر این طرح تجاری هست که شما را راهنمایی مینماید.

جایگزینی

در بیزینس پلن باید مشخص شود که چه اقدام یا محصولی را جایگزین چه چیزهایی منمایید. جایگزینی در جهت بهینه سازی در قلب تمام استراتژی های مشاغل کوچک ، زندگی می کند.

تصمیم بگیرید که فضای جدید اجاره کنید یا خیر.

اجاره یک تعهد جدید است ، معمولاً یک هزینه ثابت. آیا چشم اندازها و برنامه های رشد شما پذیرش این هزینه ثابت افزایش یافته را توجیه می کند؟ آیا این نباید در برنامه کاری شما باشد؟

استخدام نیروی کار

 این یک تعهد جدید دیگر (هزینه ثابت) است که ریسک شما را افزایش می دهد. بیزینس پلن باید نشان دهد که افراد جدید چگونه به رشد و شکوفایی کسب و کار شما کمک می کنند؟ دقیقاً قرار است چه کار کنند؟ منطق استخدام باید در برنامه کاری شما باشد.

دارایی

در مورد نیاز به دارایی های جدید ، تعداد آنها و خرید یا اجاره آنها تصمیم بگیرید. از بیزینس پلن خود برای تصمیم گیری در مورد اتفاقات طولانی مدت استفاده کنید ، که باید موجب ایجاد درآمد یا کاهش هزینه ای شود. این خرید مهم در برنامه شما چه مدت طول می کشد؟

به اشتراک گذاری اهداف با مدیران

اهداف تجاری را با تیم مدیریتی ، کارمندان و نیروهای استخدامی جدید خود به اشتراک بگذارید. بخشهای منتخب بیزینس پلن خود را بخشی از آموزش کارمندان جدید خود قرار دهید.

توسعه همکاری

 از برنامه خود برای تعیین اهداف برای توسعه شبکه ارتباطی و از بخشهای منتخب برنامه خود برای برقراری ارتباط تجاری استفاده کنید.

با حرفه ای ها ارتباط برقرار نمایید

نکات با اهمیت حقوقی و مالی بیزینس پلن خود را با وکلا و حسابداران در میان بگذارید و از آنان مشاوره بگیرید.

معرفی صحیح کسب و کار به مشتری

 معمولاً بیزینس پلن قسمت بسیار مهمی از شیوه معرفی یک بیزینس به مشتری هستند. در طرح توجیهی باید توضیح دهید که  چگونه محصولات و خدمات شما به خریداران کمک میکند ، چرا ارزشی برای مشتری دارند و چرا مشتریان این محصولات و خدمات را میخواهند.

ارزیابی کسب و کار برای معاملات رسمی مربوط به طلاق ، ارث ، برنامه ریزی املاک و مسائل مالیاتی.

 ارزیابی اصطلاحی است برای تعیین میزان ارزش تجارت شما بکار میرود. معمولاً برای مسائلی که مرتبط با طلاق ، ارث ، برنامه ریزی املاک و مسائل مالیاتی است ، میتواند از تجربه یک متخصص و مشاور در قالب یک بیزنس پلن استفاده نمود. این بیزینس پلن به کارشناس ارزیابی دادگاه یا وکلا می گوید که تجارت شما چه کاری انجام می دهد ، چه زمانی ، چرا و چقدر هزینه دارد و چقدر تولید می کند.

کسب و کار جدیدی راه اندازی نمودن

برای درک صحیح از مراحل شروع یک کسب و کار ، از جمله مجوزها ، اقدامات اولیه ، منابع مورد نیاز و آنچه انتظار دارید اتفاق بیفتد ، از یک بیزینس پلن استفاده کنید.

جستجو برای سرمایه گذار ، خواه یک شرکت نوپا باشید یا نه.

 سرمایه گذاران قبل از تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری خود ، نیاز به دیدن یک بیزینس پلن دارند. آنها انتظار دارند که این طرح همه نکات اصلی را پوشش دهد.

بیزینس پلن برای وام تجاری

 وام دهندگان مانند سرمایه گذاران می خواهند این بیزینس پلن را ببینند و انتظار دارند که این طرح نکات اصلی را پوشش دهد

کسب و کار موجود خود را رشد دهید.

 یک استراتژی تعیین و منابع را با توجه به اولویت استراتژیک تخصیص دهید.

دانلود فرم خام طرح توجیهی Word

15 دلیل استفاده از بیزینس پلن

نوشته 15 دلیل استفاده از بیزینس پلن اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
هزینه حفظ مشتری در مقابل هزینه جذب مشتری جدید https://iranmct.com/news/customer-acquisition-vs-retention-costs Sat, 17 Apr 2021 09:44:51 +0000 https://iranmct.com/?p=16336 هزینه حفظ مشتری موجود در مقابل مشتری جدید مساله این است مشتری جدید یا حفظ مشتریان قبلی؟   چه چیزی مهمتر است : جذب مشتری جدید یا حفظ مشتریان موجود؟ این یک سوال کلاسیک در زمینه فروش و بازاریابی در ذهن هر مدیر فروش یا مدیر بازاریابی است. سوالی است که اکثر مدیران عامل به سرعت […]

نوشته هزینه حفظ مشتری در مقابل هزینه جذب مشتری جدید اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
هزینه حفظ مشتری موجود در مقابل مشتری جدید
مساله این است مشتری جدید یا حفظ مشتریان قبلی؟

 

چه چیزی مهمتر است : جذب مشتری جدید یا حفظ مشتریان موجود؟

این یک سوال کلاسیک در زمینه فروش و بازاریابی در ذهن هر مدیر فروش یا مدیر بازاریابی است. سوالی است که اکثر مدیران عامل به سرعت با “البته هر دو” به آن پاسخ می دهند.

اما به همین سادگی نیست. منابع محدود هستند و شما باید بتوانید زمان و تلاش برای مشتریان جدید در مقابل کسانی که قبلاً داشته اید را اندازه گیری نمایید. آیا واقعاً 50-50 عدد درستی است؟

طبق یک مطالعه ، شرکت ها بیش از حفظ مشتری بر جذب مشتری جدید تمرکز دارند ، حتی اگر جذب مشتریان جدید برای آنان 7 برابر بیشتر هزینه داشته باشد.

retention cost acquisition costs هزینه حفظ مشتری موجود در مقابل هزینه جذب مشتری جدید

هزینه جذب مشتری جدید می تواند پنج برابر بیشتر از حفظ مشتری موجود باشد.

افزایش 5% در ​​حفظ مشتری می تواند سود را از 25%-95% افزایش دهد.

میزان موفقیت در فروش به مشتری که قبلاً داشته اید 60%-70% است ، در حالی که میزان موفقیت در فروش به مشتری جدید 5%-20% است.

  • به طور متوسط 9.5 دقیقه زمان برای فروشنده نیاز است تا با تلفن به مخاطب مدنظر برسد
  • 61٪ از مصرف کنندگان وقتی رابطه تجاری خود را خاتمه می دهند، تقاضای خود را پیش برند رقیب می برند
  • 71٪ از مصرف کنندگان به دلیل دریافت خدمات ضعیف ، رابطه خود را با یک شرکت به پایان رسانده اند
  • در سطح جهانی ، میانگین ارزش مشتری از دست رفته 243 دلار است
  • 83 میلیارد دلار ، هزینه خدمات ضعیف به مشتریان در ایالات متحده است
  • اشتباهات افراد تازه کار در Twitter می تواند موجب از دست رفتن مشتری شود
  • درصد شرکتهایی که به حفظ مشتری در مقابل با بر جذب مشتری تمرکز دارند بیشتر است
  • 63٪ از بازاریابان احساس کردند که جذب مشتری جدید مهمترین هدف تبلیغاتی است

چرا جذب و کسب مشتری جدید مهم است

افزایش مشتری سریع ترین راه برای رشد کسب و کار و بارزترین راه برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت درآمد است.

تصور نکنید که این تنها راه است ، زیرا فروش بالا به مشتری موجود (مشتریان فعلی) می تواند پردرآمدتر از مشتری جدید باشد. و این قبل از رسیدن به “ارزش عمر مشتری” است.

جذب مشتری همیشه محرکی برای هر کسب و کاری است ، که دلیل اصلی بازاریابی درونگرا است که شامل ابزارهای ورودی برای جذب مشتریان بالقوه واجد شرایط و تبدیل آنها به مشتری بالفعل است.

چرا حفظ مشتری مهم است

با کنار گذاشتن نگرانی های مربوط به سود خالص ، حفظ مشتری یکی از بهترین راه ها برای سنجش میزان اطمینان شرکت از جریان ارائه خدمات است.

به زبان ساده ، شرکت هایی که میزان ماندگاری بالایی در بین مشتریان خود دارند حتما ارائه دهندگان خدمات و کالاهای خوبی هستند و  مشتریان نیز میفهمند که شرکت بدون آنها وضعیت بدی خواهند داشت.

نرخ بالای نگهداری مشتری همچنین می تواند از طریق مشتری معرف (بازاریابی ارجاعی) صورت پذیرد که  شانس جذب مشتری را افزایش میابد.

وقتی نوبت به درآمد می رسد ، حفظ مشتری برای رشد مداوم و برنامه ریزی مالی بسیار مهم است. هرچه مشتری های متعهد تری برای سه ماهه مالی بعدی داشته باشید ، تصمیم گیری در مورد بودجه راحت تر است.

یکی دیگر از مزایای مشتریان حفظ شده نسبت به مشتریان اکتسابی این واقعیت است که آنها معمولاً به هزینه های نگهداری کمتری نیاز دارند.

محاسبه هزینه های جذب مشتری جدید (CAC) و هزینه نگهداری مشتری کنونی (CRC)

هزینه جذب مشتری و هزینه نگهداری مشتری بر اساس معادلات قابل محاسبه است که در صورت استفاده ، ارقامی را به شما ارائه می دهد که ممکن است برای رشد کسب و کار آینده شما حیاتی باشد.

Customer Acquisition Costs (CAC)      Retention Costs (CRC)

CAC = کل هزینه های فروش و بازاریابی ÷ تعداد مشتریان جدیدی که در یک بازه زمانی خرید نموده اند.

مقدار هزینه شده شامل :  حقوق کارکنان بازاریابی ، کمیسیون فروشندگان و هزینه های تبلیغات باشد.

CRC = کل هزینه نگهداری ÷ تعداد مشتریان حفظ شده.

مثال :

اگر یک شرکت در طول سال یک میلیون دلار برای هزینه های مختلف نگهداری هزینه کند و 10 هزار مشتری را در خود نگه دارد ، در این صورت به طور متوسط 100 دلار برای هر مشتری در طول سال هزینه کرده است.

محاسبه هزینه های نگهداری آسان نیست زیرا یک فرمول کلی توسط همه معمولاً پذیرفته نشده است. مولفه قابل پیش بینی معادله این است که حفظ مشتری مستقیماً بر ارزش عمر مشتری تأثیر می گذارد.

هزینه ها حفظ مشتری اگر زیاد باشد ، در اصل حاشیه سود کمتری را به همراه دارد زیرا هر خرید بعدی در واقع در کل ارزش کمتری دارد.

هزینه کسب مشتری (CAC) چیست و نرخ جذب مشتری چطور محاسبه می‌شود؟

بیایید از همان مثال بالا استفاده کنیم.

جایی که شرکت 1 میلیون دلار صرف هزینه های حفظ و نگهداری مشتری کرده و 10 هزار مشتری را را نگه داشته است.

اما همچنین فرض کنیم که آنها در طول سال 2000 مشتری جدید به دست آورده اند و تعداد کل مشتریان خود را به 12000 نفر افزایش داده اند.

با توجه به این اطلاعات ، سه روش برای محاسبه این فرمول وجود دارد – فقط یک روش روش صحیح برای محاسبه متوسط ​​هزینه نگهداری مشتری است.

1 میلیون دلار (هزینه های نگهداری) / 12000 (کل مشتری) = 83 دلار (نادرست)
1 میلیون دلار (هزینه های نگهداری) / 11000 (متوسط ​​تعداد مشتری در سال) = 91 دلار (نادرست)
1 میلیون دلار (هزینه های نگهداری) / 10000 (فقط مشتریان باقیمانده) = 100 دلار (صحیح)

همانطور که مشاهده می کنید ، انتخاب معیار اشتباه خطر تعیین واقعی هزینه های ​​نگهداری مشتری را به دنبال دارد که احتمالاً اثر قابل توجهی بر ارزش عمر مشتری CLV ایجاد خواهد کرد – که ممکن است منجر به سرمایه گذاری بیش از حد در برخی از فعالیت های بازاریابی شود .

 

ایجاد تعادل بین هزینه حفظ مشتری موجود و هزینه جذب مشتری جدید

محاسبه و تصمیم گیری در مورد بودجه مورد نیاز برای CAC و CRC توسط یک مدیر بدون تحصیلات و تجربه در بازاریابی میتواند سبب زیان شود.

اما متعادل نگه داشتن این هزینه ها برای هر شغلی یک ضرورت است. همچنین ، ردیابی ROI برای هر دو این هزینه ها هنگام توجیه هزینه و تلاش انجام شده برای هر یک از این موارد ضروری است.

نسبت های ضعیف در هر دو زمینه می تواند بیانگر این باشد که تحقیقات اضافی باید هم در داخل شرکت و هم در سطح بازار انجام شود.

 

کمپین های Up-selling نیز بخشی از هزینه های نگهداری هستند

 طبق اهداف بازاریابی می خواهیم درآمد حاصل از مشتری و سهم مشتری را افزایش دهیم. یک شرکت این کار را از طریق ترکیبی از: بازاریابی مستقیم ، تبلیغات فروش ، محصولات جدید ، مشوق های قیمت ، فروش شخصی و غیره انجام خواهد داد.

این کمپین های “up-sell” برای مشتری نیز خود جزء هزینه نگهداری محسوب میشوند.

احتمالاً ساده ترین تعریف از هزینه حفظ مشتری :

هزینه های نگهداری مشتری عبارت است از هر سرمایه گذاری در بازاریابی که برای مشتریان فعلی هدف گذاری شده است.

 

مشاور فروش

هزینه حفظ مشتری در مقابل هزینه جذب مشتری جدید

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته هزینه حفظ مشتری در مقابل هزینه جذب مشتری جدید اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
چگونه اهمیت برند در ذهن مشتری را افزایش دهیم https://iranmct.com/news/the-importance-of-the-brand-in-the-mind-of-the-customer Sat, 03 Apr 2021 09:31:35 +0000 https://iranmct.com/?p=16321 چگونه اهمیت برند در ذهن مشتری را افزایش دهیم القای اهمیت برند در ذهن مشتریان هدف ، هدف نهایی تلاش های بازاریابی و تبلیغات یک شرکت است. این امر معمولاً با ایجاد تصویر تجاری برای تجارت یا محصول شما آغاز می شود. با گذشت زمان ، با انواع اهداف و استراتژی های برندسازی، مشتریان درک […]

نوشته چگونه اهمیت برند در ذهن مشتری را افزایش دهیم اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
چگونه اهمیت برند در ذهن مشتری را افزایش دهیم

القای اهمیت برند در ذهن مشتریان هدف ، هدف نهایی تلاش های بازاریابی و تبلیغات یک شرکت است. این امر معمولاً با ایجاد تصویر تجاری برای تجارت یا محصول شما آغاز می شود.

با گذشت زمان ، با انواع اهداف و استراتژی های برندسازی، مشتریان درک میکنند که برند شما بهترین ارزش را به آنها ایجاد مینماید.

اهمیت برند

برندینگ

یکی از مهمترین و اساسی ترین اهداف بلند مدت بازاریابی ، برندینگ شرکت یا محصولات است.

استفاده از تکنیک های تبلیغاتی برای ایجاد شهرت خاصی است که بتواند مورد توجه مشتریان هدف قرار گیرد. بنابراین اهمیت برند در نزد مشتری به برنامه ریزی واحد بازاریابی بستگی دارد. برای مثال :

  • Lexus خود را به عنوان یک برند اتومبیل لوکس برای افرادی از طبقه متوسط با درآمد متوسط توسعه داده است.
  • Target یک خرده فروشی مد ، پوشاک و کالاهای خانگی است.
  • Wal-Mart برند خود را با فروش محصولات ارزان قیمت ساخته است.

صرف نظر از این تصویر ، مصرف کنندگان ترجیح می دهند محصولات و خدماتی را خریداری کنند که ارزش پیشنهادی مشخصی را ارائه دهند در مقایسه با آنهایی که دارای عدم اطمینان یا پیام های مختلط هستند.

نقش تحقیقات بازار در ایجاد اهمیت برند

تحقیقات بازار برای افزایش اهمیت برند تجاری مهم است ، زیرا هرچه بیشتر در مورد انگیزه مشتریان خود اطلاعات داشته باشید ، جذابیت بیشتری برای آنها میتوان ایجاد نمود.

شناخت نحوه نگرش مشتریان در مورد محصول شما یک عامل بسیار مفید است. به عنوان مثال ، مشتریانی که محصولات لاکشری سطح بالای بازار را خریداری می کنند معمولاً انتظار دارند سطح بالایی از خدمات را دریافت کنند و قیمت بالایی را پرداخت کنند.

درک این موضوع به شما کمک می کند تا پیشنهاد بهتری برای مشتری محیا ، مزایای خوبی به وی معرفی و سود مناسبی کسب کنید.

بر مزایا برند تأکید کنید

تبدیل یک خریدار عادی به یک مشتری وفادار که از نظر عاطفی به برند شما گره خرده باشد ، عمدتا در بین مشتریانی است که ارزش حس شده از برندشان در سطح بالایی است. به بیان دیگر سطح درک اهیمت برندشان بالاست.

شناخت ویژگی ها و مزایای محصول یا خدمات ترجیحی بازار هدف به شما کمک می کند تا پیشنهاد خود را بهینه کرده و مفهومی از محصول را که با علاقه بازار نزدیک است ، ترویج دهید.

به عنوان مثال ، به عنوان یک کافی شاپ برتر ، مشتریان شما ممکن است مزایایی مانند کیفیت طعم ، دانه های قهوه برتر و خدمات سریع به مشتری را ترجیح دهند.

درگیر نمودن

“درگیر نمودن” در اوایل قرن بیست و یکم به کلمه بسیار مهم در حوزه مدیریت برند تبدیل شد.

درگیر نمودن مشتری با برند با استفاده از ارتباط مستقیم و تعاملی با وی . فروش شخصی ، ایمیل و و بازاریابی تلفنی از اشکال رایج و سنتی ارتباطات بین فردی است.

رسانه های اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک مفهوم و اهمیت تعامل با برند را به طور قابل توجهی گسترش داده اند.

مشتریان در این مکانهای اجتماعی بی درنگ به سرعت جابجا می شوند و با دیگران تبادل تجربیات می کنند. حضور در عرصه رسانه های اجتماعی به شما کمک می کند تا مستقیماً مشتریان را درگیر خود کنید و به بحث های منفی را پیدا و از خود دفاع نمایید زیرا که می تواند از طریق دهان به دهان برند شما را تحت تأثیر قرار دهد.

 

نوشته چگونه اهمیت برند در ذهن مشتری را افزایش دهیم اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
گیمیفیکیشن Gamification و کاربرد آن در بازاریابی و برندینگ https://iranmct.com/news/gamification https://iranmct.com/news/gamification#respond Tue, 23 Mar 2021 08:26:49 +0000 https://iranmct.com/?p=16305 گیمیفیکیشن در بازاریابی Gamification گیمیفیکیشن چیست احتمالاً با اصطلاح “Gamification” مواجه شده اید ، اما آیا واقعاً می دانید معنی آن چیست؟ این روش فراتر از “فقط ادغام مکانیسم بازی” در یک وب سایت یا برنامه است Gamification فرایندی است که شما ذات بازی که ” جذاب و غیرقابل مقاومت بودن” است، را در تجارب […]

نوشته گیمیفیکیشن Gamification و کاربرد آن در بازاریابی و برندینگ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
گیمیفیکیشن در بازاریابی Gamification

گیمیفیکیشن چیست

احتمالاً با اصطلاح “Gamification” مواجه شده اید ، اما آیا واقعاً می دانید معنی آن چیست؟

این روش فراتر از “فقط ادغام مکانیسم بازی” در یک وب سایت یا برنامه است

Gamification فرایندی است که شما ذات بازی که ” جذاب و غیرقابل مقاومت بودن” است، را در تجارب کاملا جدی خود ادغام می کنید.

بازاریابی از طریق بازی را “بازاریابی گیمی شده”  Marketing Gamified نامیده میشود.

زمانی که گیمیفیکیشن را مدنظر دارید ، عناصری را به سایت یا برنامه خود اضافه می کنید: جوایز ، چالش ها و موارد دیگر.

این امر باعث ایجاد حس موفقیت و استفاده از طبیعت رقابتی در افراد می شود و آنها را ترغیب می کند حتی بیشتر از برنامه / وب سایت استفاده کنند ، زیرا از این کار لذت خواهند برد.

مخاطبین احساس می کنند که پیروز شده و قهرمان هستند ، چه کسی این را دوست ندارد؟

با استفاده از گیمیفیکیشن ، تعامل بلند مدت ، وفاداری به برند و نتایج ارزشمندی را برای کسب و کارتان تضمین می کند.

عناصری  را که میتوان به این بازی اضافه کنید: امتیازات ، تابلوهای امتیازات ، رتبه بندی ، ارز مجازی ، عناصر مجازی و موارد دیگر

Gamification گیمیفیکیشن بازی بازاریابی گیم

گیمیفیکیشن در استراتژی بازاریابی

تمام ابعاد جادوی گیمیفیکیشن را بررسی نمایید به اهداف ، میزان ترافیک بیشتر ، مشارکت بیشتر فکر کنید.

به خواسته مخاطب خود توجه کنید ، مهم این است که وقتی به بازی فکر می کنید مخاطب خود را در ذهن داشته باشید. چه چیزی برای آنها مفید خواهد بود و چه چیزی بیشتر مورد توجه آنها قرار می گیرد؟ بازی برای مخاطبان مسن تر با مخاطبان جوان یکسان نخواهد بود.

وقتی فقط به اجرای گیمیفیکیشن فکر می کنید ، زیاده روی نکنید ، در عوض با قدم های کوچک شروع کنید. با یک بازی ساده شروع کنید تا ببینید چطور پیش می رود. به مشتریان خود اجازه دهید چالش ها و مسابقه های برای دریافت پاداش داشته باشند.

آنچه را می خواهید به عنوان پاداش بدهید ، به خوبی یررسی نمایید. این پاداش می تواند پاداش پولی یا غیر پولی باشد.

در بازی سازی کمی جسور باشید و ریسک کنید ، نترسید که بازی خود را به مرحله بعدی برسانید و موارد جالب مانند واقعیت افزوده را پیاده کنید.

مزایای گیمیفیکیشن برای بازاریابی

در بازاریابی مدرن ، روش های امتحان شده و واقعی همراه با آزمون و خطاها و فرآیندهای ساخته شده بر اساس کلمات زبانی.

 حقیقت این است که ، بازاریابی همیشه با جهانی که در آن زندگی می کند در حال تکامل است.

گیمیفیکیشن عامل سرگرم کننده

بازی لذت را برای کاربران به ارمغان می آورند. خواه گذر زمان باشد و هم نوعی فرار ، بازیها نوعی سرگرمی است که گویای اصل بشریت است.

ما به عنوان موجودات اجتماعی عمیقاً به سمت ماجراجویی ، موفقیت و پیروزی سوق داده می شویم. از طریق دسترسی به یک بازی می توان به همه آنها رسید. به طور خلاصه ، بازی ها امکان تفریح را به مردم می دهند و سرگرمی قابل ارائه به بازار است.

برقراری ارتباط قوی

یکی از قوی ترین عوامل درون یک بازی کوچک ، توانایی آن در داشتن تعامل قابل اندازه گیری است.

بستر نرم افزاری Gamify به شما امکان می دهد تا داده های مربوط به تعداد بازیکنان منحصر به فردی را که با این کمپین درگیر می شوند، چه کسی اطلاعات خود را ارسال میکند ، چه کسی محتوا را با دیگران به اشتراک می گذارد و چه کسانی پاداش های کسب شده خود را بازخرید می کند.

برخلاف بازاریابی سنتی ، بازی ها نمی توانند به طور غیر منتظره در فیدهای کاربر ظاهر شوند تا توجه کاربران را جلب کنند. در عوض ، کاربران هم گزینه و هم انگیزه ای برای انجام بازی دارند – آنها کنترل می کنند و آنها تصمیم می گیرند با شرکت تعامل کنند.

با درگیر شدن کاربران با بازی ها و تعامل ناخواسته آنها با مشاغل ، این فرصت برای کسب و کارها وجود دارد که در تمام مدت زمانی که کاربر در گیم پلی شرکت می کند ، پیام های خود را به روش های مختلف نمایش دهد.

بازی ها سطحی از تعامل را فراخوانی می کنند که در بازاریابی ویدیویی / تبلیغات تلویزیونی نمی توان به آن دسترسی پیدا کرد. در حقیقت ، مطالعات نشان داده است که اگرچه تلویزیون های عادی همچنان بیننده زیادی دارند ، اما در بازار 72 میلیارد تلویزیون دلاری مردم معمولاً در هنگام پخش تبلیغات به تلفن های خود نگاه می کنند.

در عصری که مردم برای سرگرمی به صفحه نمایش نگاه می کنند. اکثر کاربران بازی هایی را که بازی می کنند اصلاً به عنوان بازاریابی نمی دانند. بازی ها می توانند با تحریک سریع ضمن ایجاد آگاهی از محصول / انتقال اطلاعات جدید منجر به کسب و کارها ، به آنها کمک کنند.

مقرون به صرفه

اکثر بازاریاب ها تأیید می کنند که بودجه مورد نیاز برای بازاریابی سنتی بسته به برند می تواند نجومی باشد. منابع مورد نیاز هم از بخشهای داخلی و هم از منابع مستقل به منظور دستیابی به نتایج مورد انتظار می تواند به یک فرآیند طاقت فرسا و پرهزینه تبدیل شود. در حالی که پلتفرم نرم افزاری برنده جایزه Gamify دارای سیستم های داخلی است که به شما امکان می دهد تا طریق ترافیک مصرف کننده و اطلاعات مشتری راغب خود را ردیابی کنند.

یکی از رایج ترین دلایل آغاز ناهموار Gamification ، تصور غلط بازاریابان مبنی بر اینکه ایجاد یک بازی قابل فروش ، فرآیندی پرهزینه و زمانبر است. این ممکن است زمانی واقعیت داشته باشد که فناوری تلفن های هوشمند برای اولین بار محبوب شد ، اما اکنون این نمی تواند دور از حقیقت باشد.

نرم افزار Gamify به ایجاد یک فروشگاه واحد برای تمام عناصر مورد نیاز یک کمپین بازاریابی موفق کمک می کند و باعث می شود بازاریابان از دردسر ، وقت و هزینه ای صرف نظر کنند.

چند پلت فرم

این روزها بیشتر افراد صاحب چندین دستگاه هستند که همه به اینترنت ، رسانه های اجتماعی و برنامه ها دسترسی دارند. هر جا این عناصر یافت شوند ، بازی ها قابل پیاده سازی هستند. اعم از تلفن همراه ، تبلت ، لپ تاپ یا رایانه رومیزی ، بازی ها می توانند متناسب با هر سیستم عامل قالب بندی و تبدیل شوند و دسترسی به یک کمپین Gamification را نامحدود کنند.

دسترسی به بازار گسترده

بازی ها چند نسلی هستند و پیر و جوان به یک اندازه جذاب میشوند. اگر مشاغلی به دنبال راهی برای جلب نظر مصرف کنندگان در هر سنی است ، در حال حاضر بازی ها در دسترس ترین جریان برای دستیابی به چنین شبکه گسترده ای از جمعیت هستند. طبق گفته های فوربس ، 42٪ از درآمد جهانی بازی ها از طریق موبایل رقم خورده است – این درآمد بیش از 50 میلیارد دلار است.

برای اینکه شما درکی از دلیل سودآور بودن بازی های موبایل داشته باشید ، 80٪ از کاربران تلفن های هوشمند بازی هایی را با تلفن خود انجام می دهند که تقریباً 50٪ آنها روزانه بازی می کنند و تقریباً هر روز 1-2 ساعت از بازی را انجام می دهند. مشخصات دموگرافیکی بازیبازهای موبایل زن و مرد تقریباً به طور مساوی در 48٪ زن به 52٪ مرد تقسیم شده است ، به طور متوسط 36 ساله است.

این اعداد نشان می دهد که بازار گسترده و متنوع است و هنگامی که شما با ادغام دستگاه های هوشمند در زندگی می کنید ، کاملاً مشهود می شود که کدام یک از بازارهای هدف یک کسب و کار را هدف قرار داده است ، کاملاً در دسترس Gamification است.

تداعیات مثبت

روانشناسی بازاریابی گیمی شده نسبتاً ساده است. وقتی مشتری ها یک بازی انجام می دهند و برای موفقیت های خود پاداش می گیرند احساس مثبتی در آنها ایجاد می کند که می تواند مستقیماً با برند مورد نظر مرتبط باشد.

“سرگرم کنندگی” و “جذاب” بازی ها می تواند به ایجاد یک دیدگاه مثبت نسبت به برند مرتبط با بازی کمک کند. ارائه  احساس موفقیت و کسب پاداش ، بازتاب خوبی در مورد یک برند برای طرفین است.

حتی مصرف کنندگان هنگام بازی احساس کنترل می کنند و این برای برد خوب است. داشتن گزینه ای برای شرکت در فعالیتی تعاملی و دو سویه (برخلاف ویدئو ، که می تواند باعث شود مصرف کنندگان برخلاف میل خود درگیر شوند ) می تواند تا حد زیادی در ارتباط مثبت کاربران با یک نام تجاری کمک نماید و تداعیات برند مثبت فراوانی ایجاد نماید.

آگاهی از برند

اکثر کاربران هیچ بازی مرتبطی با برند محبوب خود ندارند و این امکان را برای بیشتر کاربران فراهم می کند که ناخودآگاه پذیرای برندهای دارای گیمیفیکیشن باشند.

 نمونه کاملی از این مورد را می توان در مطالعه موردی Wheat Thins (جعبه بیسکویت) یافت ، که در آن کاربران 9 ثانیه گیم پلی دارند ، قبل از اینکه صفحه ای از محصولات نشان داده شود ، کاربر باید بیسکویتهای در حال سقوط را جمع آوری کند.

این اتفاق هر بار که بازی می کنند اتفاق می افتد. در حالت ایده آل ، بازیکنان سعی می کنند نمره بالایی را کسب کنند ، در حالی که این برند قصد دارد آنها را با محصولات شرکت آشنا کند.

این روند بازاریابی می تواند بر رفتار خریدار تأثیر بگذارد. دفعه بعدی که مصرف کننده خود را در خرید یک محصول مرتبط با نام تجاری در کار بازاریابی یافت ، به دلیل آگاهی از برند و به یادآوری محصولات ، احتمال خرید برند بیشتر است.

آموزشی

دقیقاً مانند آگاهی از برند ، بازی کاربران از انزجار نسبت به بازاریابی برند مصون مینماید و فرایند معرفی محصولات و خدمات جدید یک شرکت آسان مینماید.

گیمیفیکیشن  به کاربران اجازه می دهد تا ناخودآگاه آنان از حضور محصول و خدمات مطلع شود، خواه یک محصول یا خدمات جدید باشد.

جلوگیری از حذف تبلیغات

امروز اکثر کاربران افزونه ضدتبلیغات نصب مینمایند ، بنابراین درآمد وب سایتهای از تبلیغات متفاوت به حد بسیار زیادی پایین آمده است و میلیاردها دلار به شرکتهای تبلیغاتی ضرر شده است. اما اگر بازی در یک سایت منوط به غیرفعال سازی افزونه ضد تبلغات باشد ، این باعث دیده شده تبلیغات میشود.

مثالی از گیمیفیکیشن

وب سایت The Fun Theory website که از ابتکارات فولکس واگن بود ، یکی از نمونه های مورد علاقه من است.

GAMIFICATION گیمیفیکیشن

این وب سایت یک مسابقه برگزار نمود ، و امکان ارائه ایده های سرگرم کننده برای اهداف اجتماعی (به عنوان مثال ، کمک به کاهش سرعت ، تشویق بازیافت) فراهم می نمود. پله های پیانو یکی از نتایج آنبود . شاید یکی از پرکاربردترین نمونه ها در فضای گیمیفیکیشن باشد.

یکی دیگر از موارد محبوب تبلیغات بازی های المپیک زمستانی در سوچی بود که مسافران می توانستند 30 اسکات پا را انجام دهند تا بلیط رایگان مترو بگیرند

 

مشاوره بازاریابی

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم می‌باشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته گیمیفیکیشن Gamification و کاربرد آن در بازاریابی و برندینگ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/gamification/feed 0
سفیر برند چیست ؟ [Brand Ambassador] وظایف و شرح شغلی https://iranmct.com/news/brand-ambassador https://iranmct.com/news/brand-ambassador#respond Sat, 13 Mar 2021 16:55:09 +0000 https://iranmct.com/?p=16288 تعریف سفر برند سفیر برند را به عنوان “چهره” برند انتخاب مطرح میشود. در حالت ایده آل ، کاندیدای مدنظر به عنوان سفیر برند در جامعه خود یک فرد شاخص و الهام بخش است و باید برنامه ریزی کند تا از شبکه ها و روابط از قبل ساخته شده خود برای بازاریابی نام تجاری از […]

نوشته سفیر برند چیست ؟ [Brand Ambassador] وظایف و شرح شغلی اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
تعریف سفر برند

سفیر برند را به عنوان “چهره” برند انتخاب مطرح میشود.

در حالت ایده آل ، کاندیدای مدنظر به عنوان سفیر برند در جامعه خود یک فرد شاخص و الهام بخش است و باید برنامه ریزی کند تا از شبکه ها و روابط از قبل ساخته شده خود برای بازاریابی نام تجاری از طریق تاکتیک های تبلیغات دهان به دهان (به عنوان مثال مراجعه به دوستان ، ارسال پست آنلاین در مورد مارک و غیره) استفاده کند.

علاوه بر این ، یک سفیر برند همچنین نماینده شرکت خود در رویدادهای خاص خواهد بود ، جایی که ممکن است محصول خود را معرفی یا محصول نمونه ارائه دهد.

سفیر برند کیست Brand Ambassador

شرح شغلی و وظایف سفیر برند

کاندیدای سمت سفیر برند باید فردی با اشتیاق و با حضور قابل توجه ( متوسط تا زیاد) در شبکه های اجتماعی باشد. او احتمالاً از قبل با برند مورد مدنظر آشنا بوده و از آن حمایت می کند. وی باید بتواند به رویداد مدنظر مدیر برند رفته و محصولات را معرفی نماید.

بنابراین چنین فردی باید توانایی سفر و حمل و نقل را داشته باشد.

مسئولیت های سفیر برند شامل موارد زیر است:

  1. نماینده برند به شکلی مثبت باشد.
  2. در تولید محتوا کمک نماید (به عنوان مثال نوشتن وبلاگ ، خبرنامه ، بررسی محصولات و غیره)
  3. در بازاریابی رویداد مشارکت داشنه باشد
  4. سطح آگاهی از برند از طریق بازاریابی دهان به دهان افزایش دهد (بازاریابی ارجاعی)
  5. رهبر جامعه در جامعه خود بودن
  6. ارائه بازخورد و بینش درباره محصولات / خدمات جدید
  7. تبلیغ برند از طریق حساب های شخصی وی در شبکه های اجتماعی

حقوق سفیر برند

حقوق سفیر برند بسیار متفاوت است، زیرا بیشتر سفیران برند به صورت ساعتی حق الزحمه خود را دریافت و از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است.

روشهای معمول برای تعیین دستمزد سفیران برند :

  • در سطح بین المللی ما حقوق و دستمزد را بر ساعت متوسط حقوق آن کشور در نظر میگیریم. در ایران بین 10 تا 30 میلیون در ماه.
  • اگر سفیر برند به صورت ساعتی دریافت میکند ، میانگین آن جهان در حدود 20 دلار در ساعت است. در ایران ساعتی 250 تا 800 تومان است.
  • در برخی موارد ، شرکتها به سفیران کمیسیون پرداخت می کنند تا انگیزه ای برای حفظ اشتیاق وی بر تبلیغات و تولید مشتریان راغب توسط سفیران برندشان باشد. هرچه سفیر بتواند مشتری راعب بیشتری جذب نماید ، توانایی بالاتری برای کسب درآمد خواهد داشت.

سفیر برند چه کاری انجام می دهد

قدرت پیشنهاد یک چیز باورنکردنی است. هنوز هم بسته به میزان اعتبار ما از ذکر منبع مطلوب ، برخی از پیشنهادات را جدی تر از بقیه ارائه می دهیم.

طبق نتایج شرکت Nielsen در خصوص اعتماد جهانی، 83٪ از پاسخ دهندگان به این نتیجه رسیدند دریافت توصیه از سوی افرادی که آنها را میشناسند سبب بیشتر قانع شدنشان در مسیر تصمیم گیری است.

به همین دلیل است که شرکت ها اکنون بیشتر و بیشتر از سفیران برند به عنوان مجرای برای دستیابی به معدن طلای مشتریان استفاده میکند.

اعتماد و اعتبار در داشتن یک سفیر برجسته برند تعیین کننده است.

باز هم به همین دلیل است که بسیاری از شرکت ها متقاضیانی را ترجیح می دهند که قبل از اقدام به این کار ، شبکه مشخصی از افرادی داشته باشند که به آنها اعتماد دارند و پذیرای تبلیغات تجاری خواهند بود.

تعاملات رو در رو یکی از قسمتهای اصلی کار است. خواه نماینده یک شرکت در یک رویداد رسمی باشید ، یا اینکه فقط با شخصی در فروشگاه های مواد غذایی در مورد برند که روی پیراهن خود استفاده می کنید صحبت کنید ، یک سفیر برند به طور مداوم برای ایجاد آگاهی از برند با جامعه درگیر می شود.

بنابراین ، برای یک سفیر بسیار مهم است که هر آنچه در مورد برند خود می تواند بداند و همیشه آن را مثبت نشان می دهد.

در حالی که سفیر برند در  حال تقویت برند شخصی خود نیز میباشد ، او از طریق رسانه های اجتماعی به بازاریابی شرکت کمک خواهد کرد.

کسانی که تجربه رسانه های اجتماعی و تعداد زیادی از دوستان یا فالورها را دارند کاندیداهای مطلوب تری برای پیوستن به برنامه سفیرسازی هستند.

بسیار مهم است که یک سفیر مشتاق برند حضور حرفه ای آنلاین داشته باشد.

مشاور برندینگ

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته سفیر برند چیست ؟ [Brand Ambassador] وظایف و شرح شغلی اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/brand-ambassador/feed 0
برندسازی جنسیتی Gender Branding [برابری و خنثی سازی جنسیتی] https://iranmct.com/news/gender-branding https://iranmct.com/news/gender-branding#respond Sun, 07 Mar 2021 18:34:15 +0000 https://iranmct.com/?p=16281 برندسازی جنسیتی – جندر برندینگ ( برابری جنسیتی در برندسازی ) چگونه زنان و مردان متفاوت به برند سازی جنسیتی پاسخ می دهند خنثی سازی جنسیتی در برندسازی چیست ؟ برندسازی برای زنان و مردان چه تاثیری بر ارزش برند دارد ؟ جنسیت یک موضوع اصلی است و همیشه باقی خواهد ماند ، اما اکنون […]

نوشته برندسازی جنسیتی Gender Branding [برابری و خنثی سازی جنسیتی] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
برندسازی جنسیتی – جندر برندینگ ( برابری جنسیتی در برندسازی )

  • چگونه زنان و مردان متفاوت به برند سازی جنسیتی پاسخ می دهند

  • خنثی سازی جنسیتی در برندسازی چیست ؟

  • برندسازی برای زنان و مردان چه تاثیری بر ارزش برند دارد ؟

جنسیت یک موضوع اصلی است و همیشه باقی خواهد ماند ، اما اکنون ، اما در قرن جدید به خصوص در دهه اخیر، تلاش بیشتری برای برابری جنسیتی انجام می شود .

نبابراین هدف قرار دادن فقط بخش زنان یا مردان بازار به عنوان بازار هدف ( تک جنسیت ) اهمیت خود را از دست داده است.

با خنثی شدن جنسیت ، برندها می توانند نکات مثبت در تمرکز بیشتر بر عملکرد و هدف را مشاهده کنند.

برندسازی جنسیتی Gender Branding برابری جنسیتی

ما در حال ورود به زمانی هستیم که خودپذیری و محافظت از خویشتن ، بسیار با اهمیت شده است.

بنابراین این ایده که یک محصول می تواند به یک جنسیت خاص در یک سن خاص تعلق داشته باشد ، دیگر وجود ندارد.

ما به “برای خانمها” و “برای آقایون” نه می گوییم و بله به “برای شما” یا “برای ما” می گوییم. ما فراتر از جنسیت را می بینیم

به عنوان مثال ، برند Forevermark در حال گام های بزرگ در جهت خنثی سازی جنسیت در سطح جهانی است.

چنین برندهایی به دنبال بازآرایی مفاهیم سنتی روابط هستند و درک بیشتری از مخاطبان و نیازهای مترقی آنان پیدا می کنند.

ما به زمانی رسیده ایم که تمرکز بر مخاطب هدف را با تمرکز بر عملکرد و هدف خود محصول جابجا نموده ایم.

بنابراین ، جای تعجب نیست که در برندها به دنبال محصولاتی هستند که از نظر جسیتی خنثی هستند ، یعنی به یک جنس به مخصوص تعلق ندارد.

برندسازی جنسیتی خنثی Gender Neutral

برند  Aesop از کشور استرالیا دقیقا یک برند جنسیت خنثی است

موفقیت بین المللی این برند در حوزه محصولات مراقبت از پوست بدون ایجاد قطبیت جنسی در محصولات آرایشی ثابت می کند که تقاضا برای برندهای غیر جنسیتی وجود دارد. بطری های براق قهوه ای تیره ، گرافیک ساده و بسته بندی حداقلی آن جذابیت جهانی دارد.

aesop یاد گرفته است که روزمرگی های ساده ما جشن گرفته ، و بر عملکرد محصول خود بدون توجه به جنسیت مصرف کننده تمرکز نماید.

در حال حاضر بسیاری از برندها در سایر صنایع از این الگو پیروی می کنند.

برند مراقبت از پوست Asarai همچنین یک خط تولید محصولات مراقبت از پوست خنثی را ایجاد کرده است. بسته بندی زرد روشن آن یک حرکت استراتژیک است که توسط این برند انجام شده است. زیرا رنگ زرد در تمام جنسها و سنین طنین انداز است و هدف آن ایجاد احساس خوشحالی در مصرف کننده نسبت به محصولات است.

هر روز برندهای بیشتری ظاهر می شوند که کاملاً تک جنسیتی هستند ، از جمله Riley Studio که لباس هایی بدون فصل ، آرام و مدرن تولید می کند و از تمایز بین لباس های مردانه و زنانه امتناع می ورزد.

برند جین 69 ، مستقر در لس آنجلس ، نیز برای همه ساخته شده است. وب سایت آن به جای جنسیت بر اساس طبقه بندی کالاها تنظیم شده است و مدل ها از نظر سن ، نژاد و جنسیت متفاوت هستند.

حرکت جهاتی برندسازی جنسیتی به سوی حذف جنسیت از برند

اگرچه ممکن است برندهای بدون جنسیت هنوز جریان اصلی بازار نباشند ، اما مارک های بزرگ نیز در حال گام برداشتن به آن سو هستند.

John Lewis, H&M و Zara برچسب های جنسیتی را از لباسهای بچه گانه خود حذف کرده اند و مارک های جهانی مانند Selfridges ، Gucci ، H&M و ASOS مجموعه های تک جنسیتی را منتشر کرده اند.

اگرچه همه اینها به تنوع بخشیدن به این جهان سیال جنسیت کمک می کند ، اما خنثی بودن جنسیت برای همه مارک ها هرگز مهمتر نبوده است.

2018 سالی را رقم زد که 50٪ از جوانان با افتخار برچسب های سنتی جنسیت را رد می کردند ، و با توجه به اینکه نسل Z و میلینیوم عامل اصلی پذیرش مفهوم سیالیت جنسیتی هستند ، وقت آن است که برندها به طور جدی به فکر ایجاد تغییراتی برای خنثی کردن نوع جنسیت در برند خود هستند تا بتواند همچنان مخاطب خود را جذب کند یا مخاطب آینده را به خود جلب کند.

در حال حاضر ، بیش از هر زمان دیگری ، برندها این فرصت را دارند که با یک صدا صحبت کنند و نحوه نگاهشان به جنسیت را دوباره تعریف کنند. ما باید از جنسیتی که به طور سنتی به عنوان بنیان هویت ما رفتار می شود ، دور شویم و در عوض ، منصفانه تر ، بدون موانع و پیش داوری ها و ایجاد آزادی بیشتر برای همه ، واقعیت جهان خود را آینه کنیم.

تحقیقات در مورد برندسازی جنسیتی

وقتی از زنان خواسته شد بین ماشین حساب سبز و ماشین بنفش یکی را انتخاب کنند ، تا زمانی که برچسب “برای زنان” روی ماشین حساب قرار نداشت ، رنگ بنفش از محبوبیت بیشتری برخوردار بود.

51% افراد ماشین حساب بنفش را انتخاب میکردند ، زمانیکه روی آن هیچ برچسب جنسیتی نبود، اما هنگامیکه برچسب” برای زنان” وجود داشت ، 24% آن را رنگ بنفش انتخاب کرده اند ، با وجود اینکه برخی بنفش را ترجیح میدادند، اما آن را انتخاب نکردند.

در همین حال ، مردان در آزمایش ماشین حساب “به احتمال زیاد” ماشین حساب بنفش را هنگامی که دارای برچسب “برای مردان” باشد ، انتخاب می کنند. (47.3٪ در مقابل 31.9٪)

چرا؟

محققان این فرضیه را مطرح می کنند که زنان مارک تجاری جنسیتی را به دلیل ارتباط با کلیشه منفی رد می کنند. اگرچه مردان چیزی منفی را حس نمیکنند.

در نتیجه ، نام تجاری جنسیت زن شانس بیشتری برای پس زدن دارد.

مشاور برندسازی

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته برندسازی جنسیتی Gender Branding [برابری و خنثی سازی جنسیتی] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/gender-branding/feed 0
چه زمانی باید تغییر شغل دهیم ؟ https://iranmct.com/news/jump-ship Sat, 27 Feb 2021 16:26:05 +0000 https://iranmct.com/?p=16264 تغییر شغل و زمان آن یکی از آن سوالاتی است که در حوزه منابع انسانی از ما پرسیده میشود. تصمیم گیری برای تغییر شغل می تواند به خصوص در اقتصاد فعلی ترسناک باشد. اما در بعضی مواقع ، ضروری می شود. شما می توانید یک روز خوشحال و راضی باشید ، اما پس از آن […]

نوشته چه زمانی باید تغییر شغل دهیم ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
تغییر شغل و زمان آن یکی از آن سوالاتی است که در حوزه منابع انسانی از ما پرسیده میشود.

تصمیم گیری برای تغییر شغل می تواند به خصوص در اقتصاد فعلی ترسناک باشد. اما در بعضی مواقع ، ضروری می شود. شما می توانید یک روز خوشحال و راضی باشید ، اما پس از آن شرایط تغییر می کند و از خود می پرسید که چرا همه چیز ناگهان بسیار بد شد.

اگر در چنین شرایطی هستید ، اولین قدم شما پیش از تغییر شغل ،اصلاح وضعیت کنونی است.

اما اگر همه تلاش خود را کرده اید و هنوز ناراضی هستید ، این علائم ممکن است به این واقعیت اشاره داشته باشد که زمان یافتن شغل جدید و تغییر شغل فرا رسیده است.

تغییر شغل

چه زمانی باید تغییر شغل دهم ؟

تغییر شغل به علت حقوق ناکافی

پول همه چیز نیست ، اما شما باید قبض هایتان را پرداخت کنید. و علاوه بر این ، شما لیاقت دارید که به خاطر کاری که انجام می دهید به اندازه کافی پاداش ( جبران خدمات ) بگیرید.

وقتی درامد مورد نیاز خود را کسب نمی کنید ، تلاش برای انجام وظایف با کیفیت عالی برای شما بسیار دشوار میشود و می تواند انگیزه شما را در طولانی مدت تحت تأثیر قرار دهد – به ویژه زمانی که دیگران همان وظایف را با کیفیت پایین تر ولی با همان حقوق انجام میدهند – این می تواند دلیل خوبی برای شروع جستجوی فرصت های جدید شغلی و تغییر شغل باشد که در واقع نیازهای مالی شما را برآورده می کند.

گزینه های جایگزین

کمی تحقیق کنید و ببینید افراد در موقعیت های مشابه چه کاری انجام می دهند (با توجه به هزینه زندگی در مکان های مختلف).

اگر واقعاً احساس می کنید که افزایش حقوق حق شما است ، آن را مطرح نمایید.

اما اگر هنوز به آن سطح از کارآیی نرسیده اید ، از مدیر یا همکاران خود بپرسید که چگونه ارزش خود را برای سازمان بالا ببرید تا حقوق مدنظر را بتوانید دریافت نمایید.

تغییر شغل به دلیل ارزشیابی نادرست از شما

وقتی کسی برای قدردانی از انجام یک کار عالی وجود ندارد و یا حتی آن را تشخیص نمیدهند ، به طرز وحشتناکی اعصاب خرد کن است.

همه ما می خواهیم هر از گاهی از ما قدردانی شود.

زمانیکه ارزش کار انجام شده به درستی درک نمیشود مانند رابطه بدون محبت و توجه دردناک است. زیرا دائم از خود مپرسید که آیا شما را دوست دارند یا نه.

کار بدون انگیزه و جایزه روانی ، انگیزه تغییر شغل را ایجاد مینماید

اگر رئیس شما از پذیرفتن و تحسین موفقیت های شما امتناع می ورزد ، این نشانه آن است که قصد ارتقا یا ایجاد فرصت کافی برای پیشرفت شما را ندارد.

اگر واقعاً در محل کار فعلی خود از شما قدردانی نمی کنند – ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که به جای دیگری بروید که به درستی شما ارزشیابی نمایند.

گزینه های جایگزین

به دنبال ارزیابی هدفمند و بیطرفانه ارزش خود برای سازمان باشید.

  • آیا کارهای محوله به شما بر عملکرد شرکت اثرگذار و مهم باشد؟
  • آیا آنها را به خوبی آن را انجام می دهید؟
  • برای تأثیر بیشتر می توانید چه کار کنید؟

به طور خاص به دنبال مناطقی بگردید که فکر می کنید تخصص خاصی دارید و شاید بتوانید جایگاه سازمانی خود را تغییر دهید.

تغییر شغل به دلیل غرق احتمالی کشتی شرکت

هنگامی که یک کشتی با امواج سهمگین برخورد میکند و یا در حال برخورد با صخره های کف دریاست – طبیعی است که در مورد نجات خود فکر کنید.

و اگر در مورد توانایی افرادی که کشتی را اداره می کنند شک دارید، ممکن است وقت آن باشد که در اسکله بعدی پیاده شوید.

اگر فکر می کنید شرکتی که در آن کار می کنید ممکن است در حال سرنگونی است و مدیران ارشد آن شما را به سمت سقوط آزاد میبرند ، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که برای گام بعدی خود یعنی تغییر شغل آماده شوید.

گزینه های جایگزین

ارزیابی کنید که آیا اوضاع واقعاً وخیم است یا شنیده ها در حد حرف های خاله زنکی درون سازمانی است.

با حسابدار شرکت صحبت نمایید و منتظر علائم پریشانی جدی آنها یا رئیس خود باشید تا شرایط را به درستی بسنجید.

اگر یک فاجعه قریب الوقوع را احساس کردید ، شاخکهای خود را برای فرصت های جدید تیز نمایید و یک قایق نجات آماده کنید.

منابع مناسب انجام کار در دسترس نیست

رمانیکه می توانید کارهای بیشتری را برای سازمان انجام دهید ، اما ابزار ، تجهیزات ، پشتیبانی یا فرصت لازم برای این کار را اختیار ندارید.

این معمولاً به این معنا نیست که مدیرتان پتانسیل شما را نمیبیند ، اما ممکن است به این معنی باشد که آنها نمی توانند (یا نمی خواهند) برای کمک به شما در کمک مالی به شرکت وقت بگذارند و یا در نتیجه شما را در حرفه خود تقویت نمایند. پس تغییر شغل اجتناب ناپذیر است.

گزینه های جایگزین

نشان دهید که چگونه هزینه کرد در مود منابع مورد نظر شما در نهایت باعث سود سازمان شما می شود.

این ارزش واقعی نزد رئیس شماست.

آیا این ابزار یا منابع باعث صرفه جویی در وقت شما می شود که می توانید برای انجام پروژه های بیشتر از زمان استفاده کنید؟

آیا این کار به شما کمک می کند تا کار با کیفیت تر و رضایت مشتری را حفظ کنید؟

شما در حال یادگیری و رشد نیستید

درست مثل نداشتن ابزار یا منابع برای انجام کار که می تواند مشکلاتی را ایجاد کند ، رشد شما را نیز متوقف یا کند می نماید.

اگر به چالش کشیده نشده اید و فرصت یادگیری و رشد شغلی به شما داده نشده است  ؟

ممکن است وقت آن فرا رسیده باشد که تغییر شغل دهید و در سازمانی که واقعاً از رشد شخصی و شغلی شما پشتیبانی می کند ، استخدام شوید.

گزینه های جایگزین

یادگیری یک مورد جدید ، سرمایه گذاری روی خود و حرفه شماست.

اگر کارفرمای شما بر یادگیری مداوم شما سرمایه گذاری نمی کند ، برای خود یک مربی در زمینه کاری خود پیدا نمایید و از آنها بخواهید تخصص خود را با شما در میان بگذارند.

همچنین می توانید به خودتان آموزش دهید. شروع به خواندن کتابهایی کنید که توسط صاحب نظران و همکاران در زمینه کاری شما توصیه شده است.

همچنین می توانید در کلاسها یا کارگاهها آموزشی شرکت نمایید.

شغل مناسب شما نیست

اوضاع تغییر می کند: رؤسا تغییر می کنند ، بازارها تغییر می کنند ، مشاغل تغییر می کنند و وضعیت زندگی شما تغییر می کند.

آنچه ممکن است قبلاً کار بی نقصی بوده باشد ، ممکن است دیگر کارساز نباشد. ولی اشکالی ندارد ، فقط تغییر شغل یک گزینه محتمل خواهد بود.

اگر احساس می کنید شغل شما با امیدها ، آرزوها و اهداف زندگی شما همسو نیست ، وقت آن است که یک ارزیابی جدی از زندگی کاری (که می تواند منجر به تغییر شغل شود) داشته باشید.

گزینه های جایگزین

قبل از تصمیم گیری در خصوص تغییر شغل ، کمی وقت بگذارید.

اغلب اوقات ، استراحت و دوری بهترین کارهایی است که می توانید برای خود و کار خود انجام دهید.

بنابراین درخواست مرخصی برای تعطیلات نمایید و کمی استراحت نمایید. پس از خود بپرسید که آیا کار شما واقعاً همانطور که فکر می کردید بد است یا برای مدتی مرخصی میتوانید دوباره با سطج بالایی از کارایی ادامه دهید.

 

مشاور منابع انسانی

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته چه زمانی باید تغییر شغل دهیم ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>