شرکت مشاوره مدیریت IranMCT https://iranmct.com مشاوره بازاریابی و فروش ، آموزش فروش ، مشاوره برندسازی تبلیغات Thu, 22 Oct 2020 10:53:03 +0000 fa-IR hourly 1 https://iranmct.com/wp-content/uploads/2016/05/cropped-fave-32x32.png شرکت مشاوره مدیریت IranMCT https://iranmct.com 32 32 ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان در سال 2020 از سوی اینتربرند اعلام شد https://iranmct.com/news/best-global-brands-2020 Wed, 21 Oct 2020 13:39:04 +0000 https://iranmct.com/?p=15970 ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان 2020 شرکت مشاوره مدیریت اینتربرند Interbrand به عنوان شرکت صاحب‌نظر در عرصه تعریف استانداردهای برندسازی و همچنین ارائه‌دهنده یک استاندارد ارزش گذاری برند در جهان، لیست ۱۰۰ برند ارزشمند دنیا در طی سال 2020 را برای 21امین سالی متوالی اعلام نمود. تیم مشاوران مدیریت طبق سنوات  2013  ,  2014  ,  2015  ,  2016 ,  2017  , 2018 , 2019 این اطلاعات برای شما مهیا نموده است. […]

نوشته ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان در سال 2020 از سوی اینتربرند اعلام شد اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان 2020

شرکت مشاوره مدیریت اینتربرند Interbrand به عنوان شرکت صاحب‌نظر در عرصه تعریف استانداردهای برندسازی و همچنین ارائه‌دهنده یک استاندارد ارزش گذاری برند در جهان، لیست ۱۰۰ برند ارزشمند دنیا در طی سال 2020 را برای 21امین سالی متوالی اعلام نمود.

تیم مشاوران مدیریت طبق سنوات  2013  ,  2014  ,  2015  ,  2016 ,  2017 2018 , 2019 این اطلاعات برای شما مهیا نموده است.

اپل با 38% رشد در ارزش برند خود در طی سال 2020 نسبت به سال 2019 روبرو شده و ارزش آن از 234,241 میلیارد دلار به 322,999  میلیارد دلار رسیده است.

 

رده بندی 100 برند برتر ارزشمند 2020 اینتربرند

10 برند برتر جهان 2019 عبارتند از :

اپل ، گوگل ، آمازون ، مایکروسافت ، کوکاکولا ، سامسونگ ، تویوتا ، مرسدس بنز ، مک دونالد ، دیزنی.

10 برند برتر جهان 2020 عبارتند از :

اپل ، آمازون ، مایکروسافت ، گوگل، سامسونگ، کوکاکولا ، تویوتا ، مرسدس بنز ، مک دونالد ، دیزنی.

Zoom و Tesla در رده گزارش 100 برند برتر و ارزشمند جهان اینتربرند در سال 2020 قرار گرفته اند

Amazon ، Spotify و Netflix به خاطر ویروس کرونا دارای بزرگترین افزایش در ارزش برند خود هستند.

مایکروسافت با پیشی گرفتن از گوگل ، وارد لیست سه برند برتر شده است.

برندهای تازه وارد به لیست 100 برند برتر و ارزشمند جهان 2020 شامل:

  • Instagram در رده 19
  • YouTube در رده 30
  • Zoom در رده 100

برندهای که در سالهای پیش در این لیست بوده اند و مجددا امسال به این لیست برگشته اند:

  • Tesla در رده 40
  • Johnny Walker در رده 98

برندهای حوزه فن آوری 4 مقام اول را به خود اختصاص داده اند:

  1. اپل
  2. آمازون
  3. مایکروسافت
  4. گوگل

برندهای فناوری سریع ترین رشد را داشته اند ، در حالی که خرده فروشی در میان همه گیر جهانی با مشکل روبرو است

آمازون با 60% رشد بیشترین افزایش ارزش برند را داشته است.

Spotify و Netflix بیشترین رشد را در رتبه بندی کسب می کنند وInstagram بزرگترین جهش را داشته است

شرکت های رسانه ای موفقیت های بزرگی را در میان آشفتگی های ایجاد شده توسط کرونا به دست آورده اند.

Spotify با افزایش 52 درصدی ارزش نام تجاری به 8389 میلیون دلار آمریکا – جهش 22 پله ای در رتبه بندی ، در حالی که Netflix با 41 درصد افزایش به 12،665 میلیون دلار ، به رتبه 41 رسید.

مدل های تجاری در این موفقیت نقش داشته اند ، با 62٪ افزایش دو رقمی کسب و کارها ناشی از فروش آبونمان است.

ارزشمندترین برند 2020

کلیک برای بزرگتر شدن

اثر کرونا بر ارزش برندها

در رتبه بندی  ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان 2020 “اثر کووید” مشاهده شده است.

بسته شدن فروشگاه ها برای خرید حضوری باعث افت ارزش مارک Zara در رده 35 و H&M در رده 37 به ترتیب 13٪ و 14٪ شد .

هر دو حداقل شش پله در این رتبه بندی نزول کرده اند. رتبه بندی اینتربرند نشان از رشد مناسب برندهای لاکشری در سالهای 2018 و 2019 بود اما تمام برندهای لوکس ، البته به جز یک ارزش برند (هرمس در رده 28) بین 1%  تا 9٪ در این رده افت نموده اند

سایر برندها و صنایع از “اثر کرونا” نیز بهره مند شده اند ، به ویژه برندهای مرتبط با حوزه تدارکات که رشد متوسط ​​5 درصدی داشته است – UPS  در رتبه 24، FedEx  در رتبه 75 و DHL در رتبه 18 همه رشد مثبت برند را مشاهده کرده اند.

Rajamannar ، مدیر ارشد بازاریابی و ارتباطات Mastercard ، گفته است: ” رتبه بندی ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان 2020  اینتربرند برای شرکت ها مهم است تا درک بهتری از قلب و ذهن مصرف کنندگان داشته باشند. به ویژه در این اوقات ، که رفتارهای مصرف کننده تغییر کرده و اعتماد بیش از هر زمان دیگری مهم است ، این رتبه بندی راهی برای درک بهتر چگونگی خدمت رسانی است.

ارزش کل برندهای

بر اساس رتبه بندی ارزش  ۱۰۰ برند برتر 2020  در حدود 2،336،491 میلیون دلار آمریکا افزایش یافته است (9% بیشتر از 2019). رشد این رده ربندی به حوزه فناوری مدیون است.

رشد متوسط ارزش برند در میان تمام برندها در حال رشد 14٪ است.

رشد متوسط برندهای فناوری و پلتفرم فناوری 20 درصد بود.

برندهای فناوری و پلتفرم فناوری اکنون 48% از ارزش کل رده بندی برندها را نشان میدهد، این سهم در سال 2010 در حدود 17%بوده است.

3 برند برتر رده بندی 30% از ارزش کل رده بندی را دارند ، در سال 2010 این میزان حدود 16% در سال 2010 نشان بوده است.

نوشته ۱۰۰ برند برتر و ارزشمند جهان در سال 2020 از سوی اینتربرند اعلام شد اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
11 نکته مصاحبه استخدام فروشنده – زنگ خطر استخدام https://iranmct.com/news/job-candidate-red-flags https://iranmct.com/news/job-candidate-red-flags#respond Tue, 13 Oct 2020 06:38:18 +0000 https://iranmct.com/?p=15953 قبلا در خصوص سوالات مصاحبه برای استخدام مدیریت فروش مقاله ای منتشر نموده ایم. همچنین در مورد اشتباهات مدیر فروش  و  شیوه  استخدام فروشنده خوب و  7 راه استخدام افتضاح ترین فروشنده نیز مقالاتی را در اختیار علاقه مندان قرار دادیم. با توجه به درخواست مخاطبین وب سایت تیم مشاوران مدیریت ایران در خصوص نحوه […]

نوشته 11 نکته مصاحبه استخدام فروشنده – زنگ خطر استخدام اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
قبلا در خصوص سوالات مصاحبه برای استخدام مدیریت فروش مقاله ای منتشر نموده ایم.

همچنین در مورد اشتباهات مدیر فروش  و  شیوه  استخدام فروشنده خوب و  7 راه استخدام افتضاح ترین فروشنده نیز مقالاتی را در اختیار علاقه مندان قرار دادیم.

با توجه به درخواست مخاطبین وب سایت تیم مشاوران مدیریت ایران در خصوص نحوه اعتماد به کاندیداهای پست فروشندگی ، این مقاله ارائه میشود.

شیوه ارزیابی استخدام مصاحبه فروشنده

همه شرکت ها در زمان استخدام فروشنده جدید ، دچار اشتباه میشوند.

بیشتر مدیران منابع انسانی اعتراف می کنند که در گذشته تصمیمات کامل اشتباهی در هنگام استخدام کارکنان واحد فروش و فروشندگان خود گرفته اند.استخدام در صنعت فروش چالش برانگیز است. هنگام ارزیابی داوطلب شغل فروشندگی عوامل بی شماری در بازی وجود دارد.

اما واقعیت این است که استخدام بد می تواند تأثیر بسزایی در تیم فروش شما داشته باشد. اگر کارفرمایان به طور مداوم افراد اشتباه را استخدام کنند ، چیزهای زیادی از دست خواهند داد.

اشتباهات استخدام فروشنده باعث صرف وقت ، هزینه و ریسک بهره وری می شود ، نیازی به ذکر تأثیر منفی آن بر فرهنگ و عملکرد کارکنان فعلی شما نیست.

خبر بد این است که استخدام آسان تر نشده است. یافتن بهترین کاندیدهای سمت فروشندگی برای سازمان های فروش به طور فزاینده ای چالش برانگیزتر شده است. تعداد نامزدها کمتر و رقابت بیشتری در این صنعت برای جذب فروشندگان حرفه ای وجود دارد.

همه شرکت ها بدنبال استعدادهای برتر فروش و فروشندگان حرفه ای  هستند.

جداکردن فروشنده خوب و بد از همدیگر ، بسیار سخت است

توانایی تشخیص یک فروشنده خوب از یک فروشنده بد یک هنر است . محدودیت زمانی در تحلیل یک کاندیدا و شناسایی بهترین مدعیان خود یک مشکل برای مدیران فروش است.

هنگامی که ما به عنوان شرکت مشاوره مدیریت برای استخدام فروشنده به سازمانها کمک مینماییم ، یکی از چالشهایمان شناخت فروشندگان ضعیفی است که خود را به عنوان یک فروشنده حرفه ای جا میزنند ( در این کار هم حرفه ای عمل میکنند ، به نوعی فروشندگان حرفه ای برای فروش خود هستند) .

اما برخی فروشندگان خیلی خوب ، در زمان مصاحبه خود را به درستی نشان نمیدهند و ضعیف ظاهر میشوند. و برخی از فروشندگان هم در طیفی بین این دو دسته اند .

ما به عنوان مصاحبه گر حرفه ای که تجربه مدیریت فروش و آموزش فروش داریم ، به راحتی میتوانیم این سه دسته را از هم تشخیص دهیم.

بنابراین ، سیستم استخدام قوی ، ارزیابی مناسب و فرایند مصاحبه مناسب ، بسیار حائز اهمیت است.

اما برای آنانکه در هنگام استخدام فروشنده به مشاور مدیریت یا مدیر منابع انسانی حرفه ای دسترسی ندارند ، نکاتی خاطر نشان مینماییم. نکاتی که میتواند ریسک استخدام یک فروشنده ضعیف اما خوش خط و خال را از یک فروشنده حرفه ای نجیب تشخیص دهید.

در هنگام استخدام نیروی فروش، مواظب این نوع فروشندگان باشید. زنگ خطر استخدام

 

  • کاندیدای به شدت ایده آل

کاندیداهای سمت فروشندگی بسیار ایده آل و با شرایط به شدت خوب ، گه گاه پیدا میشوند.

این افراد دقیقا همان افرادی هستند شما به دنبال آنها هستید – رزومه عالی، تجربه زیاد و مهارتهای فروشندگی باور نکردنی .

کاندیدای بدون ضعف ! اینجاست که شما باید مواظب باشید

این امکان وجود دارد که یک کاندیدای سمت فروشندگی ، واقعا عالی باشد ، اما ممکن است که یک بازیگر حرفه ای باشد و چیزی را بگوید که شما دوست دارید بشنوید.

همه کاندیداها دارای نقاط ضعف هستند، که باید کشف نمود و در صورت استخدام ، آنها باید روی آن ضعف ها کار کنند.

  • دیر رسیدن به محل مصاحبه

تأخیر در مورد یک شخص چیزهای زیادی می گوید. اگر کاندیدای فروشندگی برای یک مصاحبه مهم شغلی تأخیر داشته باشند ، این می تواند نشان دهنده این باشد که برنامه ریز قوی ای نیست ، در اولویت بندی جلسات مهم کوتاهی می کند ، و می تواند نشانه ای باشد که در مورد کار یا جلسات مشتری نیز همین کار را خواهد کرد.

همچنین می تواند نشانه ای از بی علاقه کامل آنها به کار باشد. شما به افراد قابل اعتماد نیاز دارید. اگر آنها نتوانند با به موقع آمدن به شما احترام بگذارند ، احتمالاً برای کارهای دیگر نیز به موقع نخواهند بود.

 

  • عدم آمادگی برای جلسه مصاحبه

داوطلبان باید برای مصاحبه ای که تهیه شده است ، حاضر شوند. این روش استاندارد برای داوطلبان است که با نسخه ای از رزومه ، نمونه کارها و اسناد اضافی به جلسه مصاحبه خود بروند تا بینش بیشتری در مورد اینکه چرا آنها یک کاندیدای واجد شرایط هستند ، داشته باشند.

اگر این کار را نکنند ، ممکن است نشانه جدی نبودن کاندیدا در مورد آن شغل باشد. آنها ممکن است این شغل را به پلن B در نظر بگیرند.

به همین ترتیب ، اگر داوطلب حاضر شود و ظاهر حرفه ای از خود نشان ندهد ، شاید انتخاب درستی ننموده باشید. انتظار می رود همه کاندیداها برای مصاحبه حاضر شوند.

اگر این کار را نکنند ، نشانه آن است که به اندازه کافی در مورد شغل تحقیق نکرده اند ، فاقد تجربه هستند و جای بهتری را پیدا نموده اند.

  • پاسخ های مبهم و معمولی کاندیدا

شما کاندیدایی با رزومه خوب پیدا نموده و از او برای مصاحبه دعوت می نمایید . اما در طول مصاحبه ، خیلی معمولی به نظر می آید. پاسخهای مبهم و معمولی به سوالات میدهد.

این می تواند نشانه ای از کم تجربگی یا عدم مهارت های لازم برای ایفای این نقش در وی باشد. این حال است که کاندیدا میتوانست اطلاعات خوبی را کسب و برای سوالات پاسخ های بهتر فراهم سازد.

  • کاندیدا هیچ سوالی ندارد

هر کاندیدایی باید سوالاتی در مورد شرکت داشته باشد. باید نشان دهد که در مورد نقش ، فرهنگ سازمانی و میزان تطبیق خود با شغل علاقه مند به دریافت اطلاعات بیشتر است.

عدم پرسش ، نشان عدم علاقه کافی به شغل است.

بر عکس ، اگر تمام سوالات وی در خصوص پول و مزایا باشد ، نشان از عدم وجود محرک های تشویقی کافی و مناسب برای وی در سازمان است. حقوق و مزایای حتما مهم است اما هر چیزی در جای خودش.

  • فعالیتهای آنلاین نامناسب

تمام کاندیداها دارای فعالیتهای آنلاین در شبکه های اجتماعی و وب سایتها هستند.

میتوان رد فعالیتهای آنلاین آنها را به راحتی گرفت. اگر تصویر یا مطلب نامناسبی از وی در جایی باشد ، میتواند روی شرکت نیز اثر منفی داشته باشد، بنابراین باید روی اسم وی خط کشید.

  • عدم برقراری ارتباط چشمی

کمبود تماس چشمی می تواند به معنای دو چیز باشد. این می تواند به معنای عدم اعتماد به نفس نامزد باشد ، اما همچنین می تواند به این معنی باشد که آنها در مورد آنچه می گویند دروغ می گویند.

هر دو یک پرچم قرمز برای داوطلب هستند. اگر کاندیدایی نتواند به چشمان شما نگاه کند ، احتمالاً همان رفتار را هنگام مذاکره برای فروش با مشتری خواهد داشت.

اگر کاندیدا در مورد یک چیز دروغ بگوید ، چندتا دروغ دیگر را میتواند بگوید ؟

  • نواقص و فاصله های زمانی مشکوک

اگر نقصی در رزومه دیده میشود یا سابقه کار مشکوکی وجود دارد، باید با جزئیات بیشتری آن موارد را بررسی نمایید.

داوطلبانی که فاصله های زمانی زیادی بین شغلهای خود دارند و یا پرش بین شغلهای متعددی دارد، ممکن است به این معنی باشد که داوطلبان در حفظ شغل با مشکل روبرو می شوند یا به سرعت خسته می شوند و به دنبال شغل جدیدی هستند.

اگر در مورد سابقه کار یک داوطلب مشکوک بودید ، از او در مورد آن سوال کنید. بعضی اوقات ، یک توضیح منطقی وجود دارد. در سایر مواقع ، این نشانه کوتاهی در کاندیدا است.

  • داوطلبین دارای تقاضا هستند

تفاوت زیادی بین مذاکره در مورد شرایط استخدام و طرح خواسته ها وجود دارد.

حتی اگر امروزه کاندیداها تمایل دارند که دست بالا را داشته باشند ، نباید فوراً مطالبه گر باشند.

مطالبه گری علامت آن است که داوطلب این رفتار را ادامه خواهد داد و می تواند از آن را در موضوعی انجام دهند.

  • زمانیکی که داوطلب بیش از حد طلاحیت دارد

گرچه ایده افزودن یک متخصص باتجربه به تیمتان خیلی جذاب است ، اما از خود بپرسید که چرا آنها برای این شغل اقدام می کنند.

داوطلبان دارای صلاحیت بیش از حد ، ممکن است پول بیشتری نیز درخواست کنند ، انتظار دارند سریعتر ارتقا پیدا کنند ، در مدیریت مشکلی داشته باشند و فقط تا زمانی که شغل بهتری پیدا نکنند پشنهاد شغلی شما را به عنوان یک شغل کوتاه مدت می دانند.

  • عدم مهارتهای اجتماعی

متخصصین فروش افراد اجتماعی هستند. آنها  در برقرار ی ارتباط قوی عمل میکنند، شنونده های ماهری هستند و می فهمند که چگونه باید فرآیندی را برای تکمیل فروش دنبال کنند.

به نظر می رسد نامزدهایی که در برقرار ارتباط ضعیف هستند ، در پیروی از دستورالعمل ها مشکل دارند و شنوندگان خوبی نیستند ، ممکن است خیلی سریع از نفش فروشندگی خارج شوند

نگاهی عمیق تر به پرچم های قرمز

در طول مصاحبه به این پرچم های قرمز بالقوه نگاه کنید. به یاد داشته باشید ، انجام یک اشتباه در استخدام ممکن است ، اکنون و برای آینده هزینه های زیادی به دنبال داشته باشد.

 

مشاوره استخدام فروشنده

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته 11 نکته مصاحبه استخدام فروشنده – زنگ خطر استخدام اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/job-candidate-red-flags/feed 0
بیش فروشی [Upselling] چیست ؟ فروش مکمل [Cross-sell] چیست ؟ https://iranmct.com/news/sales-techniques-upselling-cross-sell https://iranmct.com/news/sales-techniques-upselling-cross-sell#respond Mon, 28 Sep 2020 09:47:23 +0000 https://iranmct.com/?p=15909  بیش فروشی – آپ سلینگ – Upselling  |  فروش مکمل – کراس سلینگ –  Cross-sell بیش فروشی Upselling چیست ؟ بیش فروشی که ترجمه واژه Upselling است ، اینگونه تعریف شده است : persuade a customer to buy something additional or more expensive. مشتری را ترغیب کنید که چیزی اضافی یا گران تر بخرد. بیش […]

نوشته بیش فروشی [Upselling] چیست ؟ فروش مکمل [Cross-sell] چیست ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
 بیش فروشی – آپ سلینگ – Upselling  |  فروش مکمل – کراس سلینگ –  Cross-sell

بیش فروشی Upselling فروش مکمل Cross Sell

بیش فروشی Upselling چیست ؟

بیش فروشی که ترجمه واژه Upselling است ، اینگونه تعریف شده است :

persuade a customer to buy something additional or more expensive.

مشتری را ترغیب کنید که چیزی اضافی یا گران تر بخرد.

بیش فروش در زمان تصمیم به خرید رخ میدهد. زمانی که مشتری محصولی را انتخاب نموده اما فروشنده بخواهد که مشتری را ترغیب به خرید محصولی گرانقیمت تر نماید.

 شاید فکر کنید که تکنیک فروش Upselling یک کار پلید است . اما بیش فروش عملی است که به مشتریان امکان خرید کالایی را می دهد که کمی بهتر از کالایی که در نظر دارند. لزوما کالای ارزانتر ، بهتر نیست.

این گرانتر بودن / بهتر بودن شاید به علت وجود لوازم جانبی در محصول پیشنهادی باشد.

 یک مثال متداول در تکنیک فروش Upselling این است که صندوقدار یک ساندویچ فروشی از مشتری میپرسد : همبرگر دوبل یا ساده ؟ در حالیکه قبل از آن مشتری اعلام کرده که همبرگر ساده میخواهد.

فروش مکمل Cross-Selling چیست ؟

فروش مکمل یا فروش متقاطع  که ترجمه واژه  Cross-selling است، اینگونه تعریف شده است :

the action or practises of selling an additional product or service to an existing customer.

اقدام یا عملی برای فروش بیشتر محصول یا خدمات اضافی به مشتری کنونی است.

در تکنیک فروش Cross-Selling ، هدف اصلی ترغیب مشتری به خرید محصولی است که مکمل محصولی است که مشتری طلب مینماید.

یک مثال متداول در تکنیک فروش Cross-Selling این است که همان صندوقدار از مشتری میپرسد : نوشابه هم میخواهید  ؟

هر دو تکنیک فروش را به عنوان تکنیک فروش بیشتر برای افزایش درآمد مینامیم

استراتژی بیش فروشی و مکمل فروشی ، دارای مزایایی بسیاری هستند که می توانند به صورت جداگانه و با هم موثر باشند.

در صورت استفاده موثر ، هردو می توانند ارزش مشتریان شما را به طرز چشمگیری افزایش دهند و درآمد حاصل از فروش حضوری یا آنلاین شما را به بسیار بالا ببرند .

تکنیک بیش فروشی و فروش مکمل موجب کاهش هزینه تبلیغات خواهند شد.

سه نکته مهم :

انتخاب محصول مناسب برای بیش فروشی

محصولی که قرار است به صورت پیشنهاد جایگزین ارائه شود ، باید حتما مرتبط با نیاز مشتری باشد و همچنین حتما باید از یک یا چند بعد بهتر از محصول اولیه مدنظر مشتری باشد

فروش محصول بدون اعمال زور

بیش فروشی یا فروش مکمل باید یک انتخاب آزادانه برای مشتری است.

به حرفه های مشاورینی که شما را فروش تحمیلی تحریک میکنند ، وقعی ننهید. فروشنده یا سایتی که بخواهد خرید محصولی را مشتری تحمیل نماید ، هرگز موفق نخواهد بود

ارتباط شخصی سازی شده برای بیش فروشی

اگر در سایتی مانند آمازون از محصولات خاصی دیدن کرده باشید و بعد از چند روز به همان سایت سر بزنید ، با پیشنهاد همان محصول دوباره روبرو میشود.

حتی ممکن است که با پیشنهاد مشابه در سایت های دیگر نیز مواجه شوید. علت آن استفاده از سیستم بسیارساده کوکی است که تمایلات شما را رصد مینماید

 

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته بیش فروشی [Upselling] چیست ؟ فروش مکمل [Cross-sell] چیست ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/sales-techniques-upselling-cross-sell/feed 0
اصول بازاریابی ( 10 اصل اساسی کاربردی بازاریابی ) https://iranmct.com/news/marketing-principles https://iranmct.com/news/marketing-principles#respond Sat, 19 Sep 2020 12:56:02 +0000 https://iranmct.com/?p=15899 اصول بازاریابی چیست عدم تسلط به اصول بازاریابی یکی از مهمترین خلع های هر مدیر کسب و کاری کوچک است. شاید در هنگام صحبت با مدیر بازاریابی خود مثلا با واژه “جمعیت شناختی” برخورد نماید یا مثلا به شما پیشنهاد نماید تا “آمیخته بازاریابی” را تعیین نماییم. هرچه تعداد جلسات شما با تیم بازاریابی بیشتر […]

نوشته اصول بازاریابی ( 10 اصل اساسی کاربردی بازاریابی ) اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
اصول بازاریابی چیست

عدم تسلط به اصول بازاریابی یکی از مهمترین خلع های هر مدیر کسب و کاری کوچک است. شاید در هنگام صحبت با مدیر بازاریابی خود مثلا با واژه “جمعیت شناختی” برخورد نماید یا مثلا به شما پیشنهاد نماید تا “آمیخته بازاریابی” را تعیین نماییم.

هرچه تعداد جلسات شما با تیم بازاریابی بیشتر میشود ، نقاط ضعف شما بیشتر مشخص شود.

اما زمانی که از اصول بازاریابی صحبت میکنیم ، به کتاب اصول بازاریابی کاتلر به عنوان پدر علم بازاریابی با حدود 600 صفحه اشاره مینماییم.

این کتاب از سیر تا پیاز بازاریابی بیان نموده است که بسیاری از قسمتها و یا مثالهای آن در ایران کاربرد ندارد یا برای همه کس قابل درک نیست.

آیا شما وقت خواندن آن را دارید ؟ البته که خیر.

پس ما 10 تا از اصول بسیار مهم بازاریابی را به عنوان چکیده اصول بازاریابی خدمتتان ارائه می نماییم.

Marketing principles اصول بازاریابی

اصول بازاریابی

10 اصل بازاریابی

اصل اول بازاریابی

محصول یا خدمت به عنوان یک پیشنهادی

بسیاری از صاحبان مشاغل ، خاطرات جالبی در مورد مرحله ایده پردازی در شکل گیری محصول دارند.

بسیاری فکر میکنند پیشنهاد فقط به معنای ایده ای در خصوص محصول است، اما همانطور که بسیاری از مشاغل ارائه دهنده خدمات هستند ، ایده پیشنهادی میتواند یک خدمت باشد. مانند خدمات تعمیرات اتومبیل تا حسابداری.

محصول یا خدمات باید دارای نکات مثبت و بهتر از رقبا باشد. همچنین باید یک نیاز را برآورده کند – باید مشکلی را حل کند یا زندگی را به نوعی آسان تر یا بهتر کند .

اصل دوم بازاریابی

اجرا تحقیقات بازار

شما نمی توانید در فروش یک محصول یا خدمات موفق باشید اگر مخاطب خود را به صورت احتمالی در نظر بگیرید.

به همین دلیل متخصصان بازاریابی برای درک صحیح “مشتری ایده آل” روی تحقیقات بازاریابی سرمایه گذاری میکنند.

این مشخصات از تحقیقات گسترده بازار ، از جمله آمیزه هایی از جمعیت شناسی – سن ، جنس ، نژاد ، وضعیت تأهل ، شغل ، درآمد سالانه ، سطح تحصیلات – و همچنین روانشناسی ، یا اطلاعات بصری در مورد نگرش ، اعتقادات و سبک زندگی مشتری ایده آل شما.

تحقیقات بازار باید بطور منظم انجام شود. مشتریان جابجا می شوند ، خواسته ها و نیازهای آنها تغییر می کند. تحقیقات به صاحبان مشاغل کوچک کمک می کند تا مشتری ایده آل خود را پیدا نمایند..

اصل سوم بازاریابی

بازارهای هدف خود را مشخص کنید

شاید فردی بگوید که مشتری ایده آل شما ممکن است یک یا دو حالت بیشتر نداشته باشند. گاهی اوقات ، تحقیقات بازار نشان می دهد که “همه” در شعاع 5 کیلومتری مشتری بالقوه هستند.

شاید در آغاز امیدوار کننده به نظر می رسد. اما به ندرت از این طریق به نتیجه ای خواهید رسید.

تحقیقات جامع بازار باید موجب شناخت بخشهای بازار برای بخش بندی بازار شود. شاید بخش بندی بر اساس جنسیت ، سن ، .. – مدیر باید بیشترین منابع را بر این بخش ها متمرکز نماید.

شما نمی توانید – و نباید تلاش کنید – که محصولات و یا خدمات خود را برای همه مشتریان در نظر بگیرید. هر کسب و کاری روی یک مسئله ای تخصص دارد.

یک سرآشپز می تواند بگوید که “همه غذا می خورند”، اما اگر این سرآشپز در پخت غذاهای فرانسوی تخصص داشته باشد ، چه ؟

اما در مورد آشپزی که در کنار خیابان مثلا ساندویج هات داگ میفروشد ، چه باید گفت ؟

 آنها باید برای محصولات خود مشتریان خاصی را تعریف و بازار خود را اینگونه بخش بندی نمایند.

اصل چهارم بازاریابی

شناخت رفتار مصرف کننده

فرآیند خرید پنج مرحله ای مصرف کننده در سال 1910 در کتاب های بازاریابی معرفی شد.

سفر مصرف کنندگان عبارت است از :

  1. شناخت یک نیاز یا مشکل
  2. جستجوی اطلاعات برای رفع این نیاز یا مشکل
  3. ارزیابی گزینه های موجود
  4. خرید
  5. ارزیابی پس از خرید

برای مدیران کسب و کارهای کوچک ، قسمت جذاب بازاریابی تعیین روشی برای تأثیرگذاری بر حرکتهای یک مشتری در حال سفر در این مسیر است.

روشهای فروش و تبلیغات فقط یک گوشه از این روشهای اثرگذار است.

مرحله 3 بیشترین امید را برای صاحبان مشاغل کوچک ایجاد مینماید.

مشتری باید این مرحله شما را بر بقیه ترجیح دهد. اما مرحله 5 نیز بسیار حیاتی است. زیرا مشتری وفادار در این مرحله قوام میابد. یک مشتری وفادار مشتری می تواند ستون فقرات تجارت شما باشد.

اصل پنجم بازاریابی

یک برنامه بازاریابی تهیه کنید

در کنار بیزینس پلن ( طرح توجیهی) شما ، برنامه بازاریابی ( مارکتینگ پلن ) شما مهمترین سندی است که تاکنون تهیه نموده اید.

برنامه بازاریابی یک نگاه 360 درجه ای به تلاش های بازاریابی شما ، از جمله اهداف میان مدت و بلندمدت ، محصولات یا خدمات ، بازارهای هدف ، رقابت و منابع بازاریابی (پول و استعداد) ارائه می دهد.

همچنین حاوی مارکتینگ میکس 4Ps یا 4P7 میباشد و تجزیه و تحلیل SWOT ، مجموعه ای نقاط قوت و ضعف داخلی کسب و کار شما و فرصت ها و تهدیدهای خارجی شما است.

نوشتن یک برنامه بازاریابی کار کوچکی نیست ، بنابراین از همان ابتدا برای تکمیل آن مشاوره دریافت نمایید. بسیاری از شرکتها در ابتدا برای نوشتن برنامه بازاریابی با سرعت بالایی حرکت و در میانه راه آن را رها میکنند.

اصل ششم بازاریابی

4Ps خود را به درستی تعیین نمایید

4Ps یک ترکیب جالب از عناصر مهم بازاریابی است که از 4 کلمه با حرف p تشکیل شده است. محصول Product، مکان Place ، قیمت Price  و ترفیع Promotion. به این ترکیب ، مارکتینگ میکس گویند.

 4Ps نیاز به یک تحلیل طولانی و مدبرانه در مورد هر عنصر دارند.

  • محصول (یا خدمات) توصیف صحیح از محصول یا خدمات و ویژگیهای آن است.
  • مکان به مکانی که محصول یا خدمات شما فروخته می شود و روشی برای توزیع آن اشاره دارد.
  • قیمت گذاری می تواند آزار دهنده باشد ، خصوصاً اگر شغلی فصلی داشته باشید و تمایل به طولانی شدن دوره های کند داشته باشید.
  • پروموشن (با تبلیغ اشتباه نشود) فعالیت هایی است که صاحبان مشاغل کوچک معمولاً بیشتر از آنها لذت می برند ، زیرا می توانند پیام خود را به سرعت به مشتری مخاطب برسانند.

از بین تمام اصول بازاریابی ، این اصلی است که ممکن است شما را به یک مأموریت مخفی بفرستد تا در مورد رقبای خود  اطلاعات جمع آوری نمایید – نه برای کپی کردن (لزوما) بلکه برای یادگیری

اصل هفتم بازاریابی

روابط عمومی و رسانه های اجتماعی

نام تجاری ، تصویر برند و نحوه ارتباط آن با ذینفعان یک شرکت شاید در مدیریت روابط عمومی شرکت مشهود است

انجمن بازاریابی آمریکا بیان مینماید که روابط عمومی عبارت است از “نوعی مدیریت ارتباطات که سعی در استفاده از تبلیغات و سایر اشکال غیرپرداختی تبلیغات و اطلاعات برای تأثیر بر احساسات ، نظرات یا عقاید در مورد شرکت ، محصولات یا خدمات آن یا ارزش محصول یا خدمات یا فعالیت های سازمان برای خریداران ، مشریان بالقوه یا سایر سهامداران است ” به این ترتیب ، بازاریابی با زمان تکامل یافته است.

زمانی بود که فقط شرکت های بزرگ دپارتمان روابط عمومی داشتند. اکنون ، حتی کوچکترین شرکت ها نیز حداقل یک نفر را که وظیفه ارسال پست های منظم در شبکه های اجتماعی را دارد ، را به این کار گمارده اند.

همانطور که نمی توانید برای همه محصول داشته باشید ، نمی توانید در همه رسانه های اجتماعی حضور داشته باشید.

هزاران شبکه اجتماعی وجود دارد. چند مورد را انتخاب کنید که به بهترین وجه شما ، ارزشهای شما و تجارت شما را نشان دهند و سپس انرژی خود را بر روی آنها متمرکز کنید.

اصل هشتم بازاریابی

بودجه بازاریابی خود تعیین نمایید

برای فعالیتهای نوشته شده در سند بازاریابی نیاز به انجام هزینه دارید. اما چه هزینه ای در اولویت است ؟ کدام هزینه در چه زمانی باید انجام شود. مثلا برای تبلیغات چه میزان باید پول برای کدام نوع از رسانه باید تخصیص داد ؟

حتی مشاغل فصلی باید در تمام طول سال برای بازاریابی پول اختصاص دهند. مبالغ ممکن است نوسان داشته باشد ، اما باید به بازاریابی به عنوان یک هزینه ثابت و منظم نگاه کرد. تلاش برای عقب انداختن تخصصی هزینه به بودجه بازاریابی یک فرار رو به جلو است.

اینها همان بودجه بازاریابی است. برای تعیین بودجه بازاریابی خود حتما از یک مشاور کمک بگیرید.

اصل نهم بازاریابی

اندازه گیری عملکرد

شما بعنوان یک مدیر ، واژه نرخ بازگشت سرمایه ROI باید بشناسید. تنها راه موفقیت هر ابتکار بازاریابی ، سنجش و اندازه گیری نحوه عملکرد آن ابتکار بازاریابی است. فروش فقط بخشی از داستان را بازگو می کند. اما باید تماس های تلفنی (و بازدیدها ، پیامک ها و کلیک ها) را نیز ارزیابی نمایید.

باید بتوانید اثر ابتکار عمل بر کسب و کار و میزان ایجاد اشتیاق در مورد محصول یا خدمات خود را تعیین نمایید.

افرادی که با تجارت شما تعامل دارند ، ممکن است هم اکنون نیز خرید ننمایید.

اینها افرادی هستند که باید تمرکز تلاش بعدی شما در بازاریابی روی آنها باشند. اما بدون داشتن اعداد و ارقام پیرامون قیف فروش ، نمی توان ROI را تعیین نمود. اعداد ROI دقیق به شما کمک می کند تا در آینده تصمیمات بهتری بگیرید.

ده ها معیار برای اندازه گیری میزان بازگشت سرمایه وجود دارد . نرخ بازگشت سرمایه بازاریابی MROI نیز حائز اهیمت است.

اصل دهم بازاریابی

رضایت و وفاداری مشتری را ارزیابی کنید

تعجب نکنید اگر “رضایت مشتری” به زودی به یک اصطلاح بازاریابی باستانی تبدیل شود.

“مدیریت وفاداری” کنار گذاشته شده است ، اصطلاحی که به این معنی است که هرگاه شرکتی مشتری جدید را جذب نمود ، شرکت تمام تلاش خود را برای ایجاد و رضایت خاطر مشتری انجام می دهد.

اما در عصر رسانه های اجتماعی ، حتی این تلاش ها برای ایجاد وفاداری مشتری کافی نیست. تحقیقات نشان می دهد مشتریان می خواهند “با” شرکت هایی که با آنها تجارت می کنند “آشنا شوند” – دقیقاً تا یاد بگیرند که چگونه محصولات خود را تولید کنند.

مصرف کنندگان می خواهند شرکت ها نیز آنها را درک کنند و آزادانه مایلند اطلاعاتی را به اشتراک بگذارند که بازاریابان حتی در همین 10 سال پیش برای آنها پول هنگفتی پرداخت میکردند.

بازاریابی

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته اصول بازاریابی ( 10 اصل اساسی کاربردی بازاریابی ) اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/marketing-principles/feed 0
فرانچایز چیست ؟ فرنچایزر کیست ؟ [فرنچایز Franchise] https://iranmct.com/news/what-is-a-franchise https://iranmct.com/news/what-is-a-franchise#respond Thu, 10 Sep 2020 07:25:55 +0000 https://iranmct.com/?p=15887 معنی فرانچایز چیست فرانچایز که اصطلاح آمیانه ای برای فرَنچایز { یا فرانشیز } است به نوعی مجوز یا حق امتیاز برای استفاده از برند دیگران گفته میشود. فرانشیز (به فرانسوی: Franchise) یا فرَنچایز (انگلیسی) حق امتیازی که یک طرف (Franchisee فرانچایزی – صاحب امتیاز) به طرف دیگر (Franchisor فرانچایزر- امتیاز گیرنده) اجازه می دهد تا به دانش ، فرآیندها […]

نوشته فرانچایز چیست ؟ فرنچایزر کیست ؟ [فرنچایز Franchise] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
معنی فرانچایز چیست

فرانچایز که اصطلاح آمیانه ای برای فرَنچایز { یا فرانشیز } است به نوعی مجوز یا حق امتیاز برای استفاده از برند دیگران گفته میشود.

فرانشیز (به فرانسوی: Franchise) یا فرَنچایز (انگلیسی)

حق امتیازی که یک طرف (Franchisee فرانچایزی – صاحب امتیاز) به طرف دیگر (Franchisor فرانچایزر- امتیاز گیرنده) اجازه می دهد تا به دانش ، فرآیندها و علائم تجاری اختصاصی کسب و کار صاحب امتیاز دسترسی داشته باشد.

این مجوز فرنچایز به طرف فرانچایزر اجازه دهد کالا یا خدماتی را تحت برند شرکت فرانچایز دهنده بفروشد.

در ازای دریافت مجوز یا حق فرانچایز  از صاحب امتیاز ، فرانچایزی معمولاً هزینه اولیه راه اندازی و صدور مجوز سالانه را به فرانچایزر پرداخت می کند.

فرنچایز یک سیستم بازاریابی است که هدف آن ایجاد یک تصویر واحد دربارهٔ محصولات یا خدمات یک شرکت در ذهن مشتری می‌باشد.

کلا بحث فرانچایز مدلی برای انجام تجارت است. هنگامی که شما قرارداد فرانچایز را امضا مینمایید، عملا به صاحب امتیاز ، نام تجاری و سیستم تجاری را کسب و کار را کنترل میکند.

صاحب امتیاز به شما حق می دهد که مشاغل متناسب با سیستم خود را معمولاً برای مدت زمان مشخصی مدیریت نمایید.

توافقنامه فرانچایز به شما می گوید که در پایان این دوره چه اتفاقی خواهد افتاد ، و در برخی موارد ممکن است که نتوانید فرنچایز خود را حفظ کنید.

  1. امتیاز دهنده Franchisor : شرکت یا فردی است که به دیگری اجازه می دهد تا از برند یا سیستم خود برای فروش چیزی استفاده کند.
  2. امتیاز گیرنده Franchisee : کسب و کاری که مجاز به استفاده از برند و سیستم Franchisor برای فروش چیزی است
  3. توافق نامه فرانچایز Franchise agreement : توافقنامه کتبی بین فرنچایزر و فرنچازی.

فرانچایز فرانشیز Franchise

انواع فرانچایز

دو نوع متفاوت از روابط حق امتیاز وجود دارد.

  • فرانچایز با فرمت تجاری

فرنچایز با فرمت تجاری  Business Format Franchising از انواع بیشتر شناخت شده است.

در یک فرنچایز با فرمت تجاری ، صاحب امتیاز نه تنها نام تجاری ، محصولات و خدمات خود ، بلکه یک سیستم کامل را برای اداره تجارت در اختیار شرکت امتیاز گیرنده قرار می دهد.

صاحب امتیاز به طور کلی در انتخاب محل کسب و کار ، راهنماهای عملیاتی ، آموزش ، استانداردهای نام تجاری ، کنترل کیفیت ، استراتژی بازاریابی و پشتیبانی و مشاوره بازرگانی به امتیاز گیرنده کمک مینماید.

  • فرانچایز به شیوه سنتی

فرانچایز سنتی یا همان همکاری در توزیع کالا ، کمتر به صورت فرانچایز شناخته می شود ، در کل فروش بیشتر در این نوع همکاری مدنظر است.

نمونه هایی از فرانچایز سنتی یا توزیع کالا را می توان در شیشه نوشابه سازی ، پمپ بنزین ، خودرو و سایر صنایع تولیدی یافت.

فرنچایز چگونه کار می کند

هنگامی که یک تجارت بخواهد سهم خود را در بازار افزایش دهد یا دامنه جغرافیایی خود را با هزینه کم افزایش دهد ، ممکن است برای محصول و نام برند خود فرانچایز ایجاد نماید.

فرانچایز سرمایه گذاری مشترک بین صاحب امتیاز ( فرانچایزر ) و امتیاز گیرنده ( فرانچایزی) است.

فرنچایز یک روش بسیار محبوب برای افرادی است که تازه شروع کار به کار نموده اند ، به ویژه برای کسانی که مایل به فعالیت در یک صنعت کاملاً رقابتی مانند صنعت فست فود هستند.

یکی از بزرگترین مزایای خرید فرانچایز این است که شما به نام تجاری یک شرکت باسابقه و مستقر دسترسی دارید ، به این معنی که برای رساندن نام و محصول خود به مشتریان نیازی به صرف منابع بیشتر برای برندسازی ندارید.

اصول و مقررات فرانچایز

قراردادهای فرانچایز پیچیده است و برای هر یک از شرکت های حقوقی متفاوت است.

به طور معمول ، قرارداد فرانچایز دادن شامل سه دسته پرداخت است که باید توسط صاحب امتیاز به فرانشیز پرداخت شود.

ابتدا ، امتیاز گیرنده باید حق استفاده از برند را به صورت پیش پرداخت خریداری کند.

ثانیاً ، صاحب امتیاز معمولاً هزینه آموزش ، تجهیزات یا خدمات مشاوره تجاری را از امتیاز گیرنده دریافت می نماید.

سرانجام ، صاحب امتیاز حق امتیاز خود را به صورت یک عدد ثابت و یا درصدی از فروش تجارت به صورت سالیانه دریافت می نماید.

توجه به این نکته مهم است که قرارداد فرانچایز موقت ، مشابه اجاره یک کسب و کار است و به معنای مالکیت دایم توسط امتیاز گیرنده نیست.

بسته به قرارداد فرانچایز، قراردادهای فرانچایز معمولاً از 5 تا 30 سال به طول می انجامد ، در صورت نقض یا فسخ زودرس قرارداد ، مجازات یا عواقب جدی به دنبال خواهد داشت.

نقاط قوت و ضعف فرانچایز

سرمایه گذاری در فرانچایز مزایای بسیاری دارد و همچنین اشکالاتی نیز دارد. خرید برندهای مشهور مزایای دارد.

یک فرانچایز با یک شکل تجاری خاص شامل محصولات ، خدمات ، حتی لباس فرم کارمندان و نام برند است مانند مک دونالد.

بسته به نوع فرانچایز ، شرکت امتیاز دهنده ممکن است پشتیبانی را در زمینه آموزش و برنامه ریزی مالی یا حتی تأمین کننده ها ارائه دهند. اما این روش حمایتی موجب تضمین موفقیت نیست.

از معایب آن می توان به هزینه های سنگین شروع به کار و همچنین هزینه های مستمر حق امتیاز اشاره کرد.

برای مثال، کل برآورد هزینه ای که برای شروع فرانچایز مک دونالد باید هزینه می شود از 1 میلیون دلار تا 2.2 میلیون دلار است.

طبق تعریف ، فرانچایز گیرنده باید به صورت دائم هزینه حفظ امتیاز فرانچایز را به شرکت صاحب امتیاز به صورت درصدی از فروش یا عددی ثابت پرداخت نمایند.

میزان حق امتیاز فرانچایز ( درصد پرداخت به مالک برند بابت استفاده از حق فرانچایز ) می تواند از 4٪ تا 8٪ باشد.

از دیگر معایب آن می توان به عدم کنترل بر منطقه ای است که در آن جا این فرانچایز دایر میشود یا عدم امکان بروز خلاقیت در کالا یا خدمات و همچنین کمبود قابل توجه گزینه های تأمین مالی از طرف صاحب امتیاز اشاره کرد.

سایر عواملی که بر همه مشاغل تأثیر می گذارد ، مانند موقعیت نامناسب یا مدیریت نامناسب ، نیز میتواند از نقاط ضعف باشد.

فرنچایز در برابر استارتاپ

اگر نمی خواهید ایده شخص دیگری را برای راه اندازی یک کسب و کار را مدنظر داشته باشید ، می توانید ایده خود را به کار بی اندازید.

در حالی که اگر استارتاپ Startup خود را تأسیس نمایید ، دارای مزایای بسیاری است، در عین حال چه از نظر پولی و چه از نظر شخصی ، ریسک هایی نیز در خود دارد.

وقتی استارتاپ خود را شروع می کنید ، تنها هستید و چیزهای ناشناخته بسیاری در پیرامون شما است.

آیا محصولات به فروش می رسد؟ آیا مشتریان آن محصول را دوست دارند؟ آیا به اندازه کافی برای بقای کسب و کار ، درآمد کسب خواهم کرد؟

همچنین ، میزان شکست استارتاپ ها زیاد است.

اگر مهمترین دلایل شکست استارتاپ چیست ؟ ( علت اصلی شکست استارتاپ ) را بررسی نمایید.

آمار نشان می دهد که 25٪ از مشاغل نوپا در سال اول زنده نمی مانند.

تقریباً 90% استارتاپ ها در 5 سال اول ، با شکست روبرو میشوند.

اگر قرار است تجارت شما دوام بیاورد ، تنها شما هستید که باید برای تحقق آن تلاش نمایید.

برای تبدیل رویای خود به واقعیت ، می توانید ساعات طولانی و سخت و بدون پشتیبانی یا آموزش تخصصی ، کار نمایید. اگر این کار را به تنهایی و بدون هیچ تجربه ای انجام دهید ، عرشه در مقابل شما قرار گرفته است.

اگر تحمل این بار سنگین به نظر می رسد ، ممکن است مسیر فرانچایز انتخاب عاقلانه تری باشد.

مردم فرانچایز را خریداری می کنند زیرا این مدل قبلا جواب خود را پس داده است.

این یک مدل کارآمد و آزمایش شده برای راه اندازی یک تجارت موفق به کارآفرینان ارائه می دهد. همچنین از آنها خواسته می شود تا مدل کسب و کار شخص دیگری را اجرا کنند.

برای کسانی که ایده بزرگی دارند و درک درستی از نحوه اداره یک کسب و کار دارند ، راه اندازی استارتاپ خود فرصتی برای آزادی شخصی و مالی فراهم می کند.

تصمیم گیری در مورد مناسب بودن مدل انتخابی است تنها کاری است که شما می توانید انجام دهید.

 

مشاوره فروش

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته فرانچایز چیست ؟ فرنچایزر کیست ؟ [فرنچایز Franchise] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/what-is-a-franchise/feed 0
تحقیقات بازاریابی چیست؟ [Marketing Research] https://iranmct.com/news/marketing-research https://iranmct.com/news/marketing-research#respond Sat, 29 Aug 2020 17:51:35 +0000 https://iranmct.com/?p=15844 تحقیقات بازاریابی چیست ؟ تحقیقات بازاریابی (مطالعه بازار – مارکتینگ ریسرچ – Marketing Research ) فرایندی سیستماتیک برای جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و تفسیر اطلاعات است. اطلاعات می تواند در مورد بازار هدف ، مصرف کنندگان ، رقبا و کل صنعت باشد. تحقیقات بازاریابی پایه و اساس هر شرکت موفق است. این تحقیق […]

نوشته تحقیقات بازاریابی چیست؟ [Marketing Research] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
تحقیقات بازاریابی چیست ؟

تحقیقات بازاریابی (مطالعه بازار – مارکتینگ ریسرچ – Marketing Research ) فرایندی سیستماتیک برای جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و تفسیر اطلاعات است.

اطلاعات می تواند در مورد بازار هدف ، مصرف کنندگان ، رقبا و کل صنعت باشد. تحقیقات بازاریابی پایه و اساس هر شرکت موفق است.

این تحقیق اهداف مختلفی دارد – از شناسایی بازار جدید گرفته تا راه اندازی یک تجارت جدید.

تحقیقات بازاریابی به کارآفرینان کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه ای بگیرند.

همچنین کمک به اثبات یا رد حدس و گمان های پیرامون نوآوریهای موجود ، تعداد مشتریان راغب و ایده هایی که بیشترین پتانسیل را دارند ، مینمایند.

کسب و کارها در مراحل مختلف رشد به دلایل مختلف چنین تحقیقاتی را انجام می دهند.

What Is Market Research تحقیقات بازاریابی چیست

تعاریف تحقیقات بازاریابی

“مطالعه بازار عبارت است از جمع آوری ، ضبط و تجزیه و تحلیل منظم داده ها در مورد مشکلات مربوط به بازاریابی کالاها و خدمات” – انجمن بازاریابی آمریکا.

“پژوهش عینی و جامع سیستماتیک و مطالعه واقعیت های مربوط به هر مشکلی در زمینه بازاریابی.” – ریچارد ترد

“یک مطالعه دقیق و عینی در مورد طراحی محصول ، بازارها و لجستیک از جمله توزیع فیزیکی و انبارداری ، تبلیغات و مدیریت فروش است.”  کلارک و کلارک

“یک عبارت فراگیر است که شامل کلیه فعالیتهای پژوهشی انجام شده است که شامل جمع آوری ، ثبت و تجزیه و تحلیل کلیه حقایق در مورد مشکلات مربوط به انتقال و فروش کالاها و خدمات از تولیدکننده به مصرف کننده است.” – هری هاپنر

اهداف تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازاریابی برای دستیابی به اهداف زیر انجام می شود:

فراهم آوردن مبانی برای برنامه ریزی مناسب:

تبلیغات: تحقیق در مورد پیش بینی بازاریابی و فروش مبنای مناسبی برای تدوین کلیه برنامه ها ، سیاست ها ، برنامه ها و رویه های بازاریابی فراهم می کند.

برای کاهش هزینه های بازاریابی:

تحقیقات بازاریابی روشها و وسایلی برای کاهش هزینه های بازاریابی مانند فروش ، تبلیغات و توزیع و غیره ارائه می دهد.

برای یافتن بازارهای جدید برای محصول:

تحقیقات بازاریابی با هدف کاوش در بازارهای جدید برای محصول و نگهداری از بازارهای موجود.

برای تعیین سیاست قیمت مناسب:

تحقیقات بازاریابی در تدوین سیاست قیمت مناسب با توجه به محصولات مفید است.

برای مطالعه در مورد لایک و دوست نداشتن مصرف کنندگان:

تحقیقات بازاریابی تلاش می کند تا آنچه را که مصرف کنندگان (زنان و مردانی که بازار را تشکیل می دهند) بدانند و می خواهند بفهمند. این امر ما را در تماس با مصرف کنندگان قرار می دهد.

 برای شناخت رقابت در بازار:

با هدف شناخت مقدار کمی از رقابت موجود در بازار در مورد محصول در نظر قرار گرفته میشود.

شرکت ممکن است به اطلاعات معتبر در مورد حرکت و استراتژی های رقیب که از اهمیت فوق العاده ای برای برنامه ریزی بیشتر برخوردار هستند ، نیاز داشته باشد.

برای مطالعه نیروهای خارجی و تأثیر آنها:

تحقیقات بازاریابی با مطالعه تأثیر نیروهای خارجی بر سازمان ، اطلاعات ارزشمندی را ارائه می دهد.

نیروهای خارجی ممکن است شامل شرایطی باشد که در بازارهای خارجی ، دولت ، سیاستها و مقررات ، درآمد و عادتهای مصرف کننده ، درآمدهای جدید ، محصولات جدید وارد بازار و تأثیر آنها بر روی محصولات شرکت توسعه می یابد.

 

نحوه استفاده کسب و کارها از تحقیقات بازاریابی

  • تحقیقات بازاریابی ، امکان سنجی تاسیس یک کسب و کار جدید را فراهم میسازد

اگر تحقیقات بازاریابی نشان دهد تقاضای کمی برای محصول یا خدمات وجود ندارد ، بعید است که آن کسب و کار موفق شود.

  • شناسایی و توسعه بازارهای جدید بالقوه.
  • باید یک فرایند دائمی و جاری در شرکت باشد.

 راهکارهایی را برای چگونگی ماندن در پیشبرد یا سازگاری با تغییر شرایط بازار تهیه کنید.

  • تقاضا برای محصولات یا اضافه کردن ویژگی های جدید به آن را آزمایش کنید.
  • محصول در چه زمانی و در کجا باید به بازار عرضه شود.
  • بهبود کمپین های تبلیغاتی.

با سنجش احساسات مشتری و درک از برند کسب و کارها می توانند استراتژی های برندسازی و استراتژی های بازاریابی خود را بهتر شکل دهند.

 

تفاوت تحقیقات بازاریابی با تحقیقات بازار

تحقیقات بازاریابی یک اصطلاح گسترده تر که شامل تحقیقات بازار است.

تحقیقات بازاریابی مربوط به کلیه کارکردهای اصلی بازاریابی است.

تحقیقات بازار در درجه اول برای شناخت ظرفیت بازار برای جذب یک محصول خاص انجام می شود.

تحقیقات بازاریابی نه تنها به صلاحیت بازار مربوط می شود بلکه شامل ماهیت بازار ، تجزیه و تحلیل محصول ، تجزیه و تحلیل فروش ، زمان ، مکان و رسانه تبلیغات ، واسطه های فروش شخصی و بازاریابی و روابط آنها و غیره می شود.

روش های تحقیقات بازاریابی

تمایز بین تحقیقات اولیه و ثانویه وجود دارد. در تحقیقات اولیه ، محقق در تماس مستقیم با افرادی درگیر در موضوع است و یا به مناسب ترین اطلاعات در مورد یک موضوع دسترسی دارد.

تحقیقات ثانویه شامل تجزیه و تحلیل مواد موجود در بازار در زمان تحقیق (به عنوان مثال روزنامه ها و بانکهای اطلاعاتی) و تجزیه و تحلیل آن اطلاعات در زمینه شرایط بازار و اقتصادی است.

روشهای تحقیقات بازاریابی مختلفی وجود دارد که مؤثرترین وسیله برای کشف اطلاعات است.

این متدولوژی ها بر اساس نوع پاسخ دهنده و اهداف پروژه انتخاب می شوند.

  1. گروه های متمرکز
  2. بررسی های تلفنی
  3. مصاحبه های عمیق
  4. نظرسنجی آنلاین
  5. نظرسنجی پستی
  6. تست مزه
  7. مصاحبه مدیران اجرایی
  8. قوم نگاری مشتری
  9. روش های حسی
  10. مصاحبه در محل
  11. تحقیقات ثانویه
  12. تعویض برند (سوئیچینگ)
  13. نقشه ادارکی برند

در واقع روش های تحقیقات بازاریابی به صورت تحقیق آنلاین به دلیل هزینه پایین راحتی در انجام نظرسنجی های آنلاین ، بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.

با این حال ، روش های چهره به چهره و تلفنی همچنان در نظارت بر کیفیت نظرسنجی های تحقیقاتی رایج است.

نمونه تحقیقات بازاریابی

  • ورود به بازار / امکان سنجی بازار: ورود یک شرکت را به بازارهای خارجی تجزیه و تحلیل کنید
  • اندازه بازار: سنجش تقاضای بازار
  • مطالعات رضایت مشتری
  • تحقیقات کسب و کار به تجارت: تحقیق در مشاغل که فقط مشاغل با مشاغل دیگر را انجام می دهند (به عنوان مثال توزیع توزیع کنندگان)
  • هوش تجاری: تجزیه و تحلیل فرصت های بازار
  • هوش رقابتی: تجزیه و تحلیل و ردیابی حرکات رقابتی
  • مطالعات تقسیم بازار
  • مطالعات کانال توزیع
  • خرید روند / الگوی
  • تحقیقات و پیگیری تبلیغات
  • مطالعات حقوق صاحبان برند
  • تحقیقات بازار قوم نگاری
  • اثربخشی بازاریابی
  • تست مفهوم
  • تحقیقات رضایت مشتری یا کارمند
  • بررسی رضایت مشتری
  • CVA (تجزیه و تحلیل ارزش مشتری)
  • تجزیه و تحلیل فاصله
  • مشارکت استراتژیک / مطالعات اتحاد

مشاوره بازاریابی

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم می‌باشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته تحقیقات بازاریابی چیست؟ [Marketing Research] اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/marketing-research/feed 0
استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies https://iranmct.com/news/marketing-strategies https://iranmct.com/news/marketing-strategies#respond Fri, 21 Aug 2020 19:15:58 +0000 https://iranmct.com/?p=15816 استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies استراتژی های بازاریابی دارای کاربرد های متفاوتی است که با توجه به نیاز سازمان یا افراد مورد استفاده قرار می گیرد. پیش از بررسی استراتژی های بازاریابی بهتر است در خصوص معنی استراتژی بازاریابی توضیحاتی ارائه شود. استراتژی بازاریابی چیست ؟ استراتژیهای بازاریابی بر اساس اهداف بازاریابی شرکت است که […]

نوشته استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies

استراتژی های بازاریابی دارای کاربرد های متفاوتی است که با توجه به نیاز سازمان یا افراد مورد استفاده قرار می گیرد.

پیش از بررسی استراتژی های بازاریابی بهتر است در خصوص معنی استراتژی بازاریابی توضیحاتی ارائه شود.

استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies

استراتژی بازاریابی چیست ؟

استراتژیهای بازاریابی بر اساس اهداف بازاریابی شرکت است که در یک پلن جامع قرار گرفته است.

مدیران تجاری استراتژی های بازاریابی موفق را از دل تحقیقات بازاریابی ترسیم می کنند. مدیران روی آمیخته بازاریابی متمرکز می‌شوند تا بیشترین سود را ایجاد نمایند.

استراتژی بازاریابی یک استراتژی برای ارتقاء کالا یا خدمات و برای سودآوری است. در این زمینه ، کلمه “کالا” به معنای “محصول” است.

استراتژی های خوب بازاریابی به شرکتها کمک می کند تا مناسب ترین مشتریان را شناسایی کنند. همچنین به آنها کمک می کند تا نیاز مصرف کنندگان را درک کنند.

نکاتی در خصوص استراتژی های بازاریابی

انواع مختلفی از استراتژی های بازاریابی در دسترس است. شما باید طبق نیاز کسب و کار خود یکی را انتخاب کنید.

قبل از انتخاب استراتژی مناسب بازاریابی برای کسب و کار خود ، نکات زیر را در نظر بگیرید.

– تعیین جمعیت هدف ( بازار هدف )

تعیین بازار هدف گام اصلی و ضروری در انتخاب استراتژی بازاریابی شما است.

این آمار و اطلاعات بر اساس معیارهای جمعیت شناختی از بازار هدف مدنظر انتخاب می شود و به انتخاب مناسب ترین برنامه بازاریابی برای یک کسب و کار است.

– آزمون مخاطب

برای آزمون مخاطب خود یک فرایند خرید فرضی را در ذهن خود بسازید.

وقتی رفتار خرید مخاطبان مورد نظر خود را بدانید ، می توانید از بین انواع استراتژی های بازاریابی موجود، بهترین استراتژی یا استراتژی های بازاریابی را انتخاب کنید.

– انتخاب استراتژی بازاریابی مناسب

هنگامی که اطلاعات جمعیت شناختی مدنظر را تعیین می نمایید؛ دانش ، نگرشها و رفتارهای مشتریان مدنظر قادر است تا استراتژی بازاریابی مناسب تری را انتخاب کنید.

استراتژی ها را ارزیابی کنید

هنگامی که استراتژی های بازاریابی را در نظر گرفتید و راهکارهای قابل استفاده را پیدا نمودید ، آن را ارزیابی ، پیاده سازی و ارزیابی مجدد می نمایید.

با این ارزیابی شما می توانید مناسب ترین و موثرین استراتژی های بازاریابی را انتخاب نمایید.

 

انواع استراتژی های بازاریابی

انواع مختلفی از استراتژی های بازاریابی در دسترس است.

انتخاب استراتژی بازاریابی شامل تجزیه و تحلیل نیازهای کسب و کار، مخاطبان مورد نظر و مشخصات محصولات و خدمات شما است.

دو نوع اصلی استراتژی بازاریابی عبارتند از:

  1. استراتژی بازاریابی شرکت با شرکت (B2B)
  2. استراتژی بازاریابی مشتری با شرکت (B2C)

متداول ترین شکل بازاریابی ، بازاریابی مشتری (مصرف کننده) با شرکت (B2C) است.

 

بازاریابی B2B چیست

همانطور که از نام این آن پیداست Business to Business Marketing ، بازاریابی شرکت با شرکت به بازاریابی محصولات یا خدمات یک شرکت به شرکتها و سازمان دیگر اشاره دارد.

همچنین محتوای بازاریابی B2B بیشتر از B2C و اطلاعات آن سر راست تر است.

این امر به این دلیل است که معیارهای تصمیم گیری مربوط به خرید در یک شرکت ، در مقایسه با تصمیمات مصرف کننده ، بیشتر بر تأثیر آن بر درآمد مرتبط است.

بازده سرمایه گذاری (ROI) به ندرت مورد توجه افراد معمولی – حداقل به معنای پولی – است ، اما نرخ بازده سرمایه گذاری و به خصوص نرخ بازده سرمایه بازاریابی MROI از اصلی ترین اعداد برای تصمیم گیرندگان شرکت ها است.

در محیط مدرن ، بازاریابان B2B اغلب بر اساس داده های جمع آوری شده و تحلیل هوش مصنوعی به دنبال فروش محصولات یا خدماتی هستند تا بتوانند نظر هیئت مدیره و سایر ذینفعان را جلب نمایند.

این امر باعث می شود تا چشم اندازی پیچیده و گاه چالش برانگیز در این خصوص وجود داشته باشد.

هرچه منابع اطلاعاتی قوی تر و دقیق تر شوند ، توانایی دستیابی به خریداران با اطلاعات مربوط و شخصی سازی شده ، بسیار بهبود می یابد.

بازاریابی B2B در فضای ابری

شکل جدید از خدمات ، اشتراک های نرم افزاری به عنوان سرویس (SaaS) است. خدماتی که توسط شرکتها و در فضای ابری و بر سرورها به سایر شرکتها ارائه می شود نیز جز بازاریابی B2B است.

خدماتی دیگر نظیر راه حل های امنیتی ، ابزارها تست آنلاین ، همه جز این نوع خدمات هستند. بسیاری از سازمان ها تحت استراتژی بازاریابی B2B و B2C در این حوزه فعال هستند.

رقابت برای مشتریان و حتی برای جلب توجه زیاد است.

ایجاد یک استراتژی بازاریابی B2B حرفه ای نیاز به برنامه ریزی ، اجرا و مدیریت متفکرانه دارد.

 

بازاریابی B2C چیست

بازاریابی B2C بر این اساس کار می کند که مشتریان برای رفع نیاز فوری به دنبال کالاها یا خدمات هستند.

بنابراین ، تمایل به خرید بدون انجام تحقیقات زیادی در مورد محصول یا خدمات دارند.

کاربران معمولاً در اولین ساعتها یا روزهای اول بعد از آگاهی از یک محصول یا خدمات ، خرید خود را کامل می کنند. برای یک کمپین موفق B2C ، یک مدیر باید عادات خرید مشتریان ، روندهای موجود در بازار و استراتژی های رقبا را بشناسد.

تبلیغات B2C باید درخشان ، قابل فهم برای مصرف کنندگان باشد و بر حل دقیق مشکل مشتری هایشان متمرکز باشند.

با استفاده از این اطلاعات و ابزارهای صحیح ، می توان کمپینی را ایجاد کرد که باعث ایجاد واکنش های صحیح از سوی مشتریان شود و در نتیجه ، فروش را افزایش دهند.

مشاوره بازاریابی

مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم می‌باشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته استراتژی های بازاریابی Marketing Strategies اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/marketing-strategies/feed 0
ماتریس بوستون BCG در دیجیتال مارکتینگ (بازاریابی دیجیتال) https://iranmct.com/news/bcg-matrix-portfolio-analysis https://iranmct.com/news/bcg-matrix-portfolio-analysis#respond Mon, 17 Aug 2020 19:55:06 +0000 https://iranmct.com/?p=15829 ماتریس بوستون BCG Matrix چیست ؟ ماتریس بوستون BCG Matrix ( همچنین به عنوان تحلیل گروه مشاوران بوستون ، ماتریس سهم-رشد ، ماتریس سبد محصول یا جعبه بوستون نیز شناخته می شود) اولین ­بار توسط گروه مشاوره بوستون در سال 1970 به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت استراتژیک کسب‎­و­­کار مطرح شد . این یک ابزار […]

نوشته ماتریس بوستون BCG در دیجیتال مارکتینگ (بازاریابی دیجیتال) اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
ماتریس بوستون BCG Matrix چیست ؟

ماتریس بوستون BCG Matrix ( همچنین به عنوان تحلیل گروه مشاوران بوستون ، ماتریس سهم-رشد ، ماتریس سبد محصول یا جعبه بوستون نیز شناخته می شود) اولین ­بار توسط گروه مشاوره بوستون در سال 1970 به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت استراتژیک کسب‎­و­­کار مطرح شد .

ماتریس بوستون BCG در دیجیتال مارکتینگ بازاریابی دیجیتال
این یک ابزار استراتژی تجاری استراتژیک برای تحلیل واحدهای تجاری یا خطوط تولید است.

ماتریس بوستون بر اساس دو متغیر ترسیم می شود :

  1. سهم نسبی از بازار
  2. نرخ رشد بازار

با ترکیب این دو متغیر در یک ماتریس ، یک شرکت می تواند واحدهای تجاری خود را بر این اساس ترسیم و تعیین کند که در آن منابع اضافی (مالی) ، از کجا حاصل و به کجا خواهد رفت.

هدف اصلی ماتریس بوستون BCG تصمیم گیری در زمینه سرمایه گذاری در سطح شرکت است.

بسته به چگونگی عملکرد واحد و صنعت ، چهار وجه طبقه بندی مختلف را می توان به هر وجه تخصیص داد:

  • سگ
  • علامت سؤال
  • گاو شیرده
  • ستاره

در این مقاله به هریک از این چهار وجه و نحوه استفاده صحیح از ماتریس بوستون BCG می پردازیم.

مثالی برای ماتریس بوستون BCG : سبد سرمایه گذاری سامسونگ

سامسونگ یک شرکت از نوع خوشه ای Conglomerate است (شرکتی از تعدادی شرکتها تشکیل شده است که در صنایع کاملاً متفاوت (نامربوط) زیر یک چتر (شرکت مادر) فعالیت می کنند. هر یک از مشاغل مستقل SBU یا واحد تجاری نامیده می‌شود) .

سامسونگ تلفن ، دوربین ، تلویزیون ، مایکروویو ، یخچال ، ماشین لباسشویی و حتی مواد شیمیایی و بیمه می فروشد.

این یک استراتژی هوشمندانه برای شرکت است زیرا ریسک را در بین تعداد زیادی از واحدهای تجاری پخش می‌نماید.

به عنوان مثال اگر اتفاقی برای صنعت دوربین رخ دهد ، سامسونگ هنوز هم می تواند در سایر دسته بندی محصولات جریان نقدی مثبت از سایر واحدهای تجاری داشته باشد.

این به سامسونگ کمک می کند تا با نقصان مالی در جای دیگر کنار بیاید.

با این حال ، حتی در یک سبد محصولات که به خوبی متعادل شده است ، استراتژیست های شرکت ها باید در مورد تخصیص پول و توزیع پول در کل آن واحدهای تجاری تصمیم بگیرند.

اینکه پول را از کجا و به کجا باید تخصیص داد؟ شرکت سامسونگ برای تعیین سهم نسبی از بازار و نرخ رشد بازار از ماتریس بوستون BCG استفاده می کند.

مثالی برای ماتریس بوستون BCG : سبد سرمایه گذاری مارک و اسپنسر

با نگاهی به خرده فروش انگلیسی ، Marks & Spencer ،این برند طیف گسترده ای از محصولات و خطوط مختلف دارند. ما می توانیم هر عنصر از ماتریس بوستون BCG را در کسب و کار آنها تشخیص دهیم:

ستاره ها
مثال: لباس زیر زنانه.

M&S به عنوان محلی برای انتخاب لباس زیر در زمان محدود انتخاب انتخاب شد.

در یک محیط چند کاناله ، لباس زیر زنانه M&S همچنان با رشد و سهم بالای بازار ، صدرنشین بازار انگلستان است.

علامت سوال

مثال: غذا.

برای سال ها M&S از اضافه کردن مواد غذایی به سبد محصولاتش خودداری می نمود و امروزه بیش از 400 فروشگاه غذای ساده در سراسر انگلیس وجود دارد.

در حالی که یک سوپرمارکت بزرگ نیست ، M&S Simply Food دارای رشد بالا و سهم بازار پایین است.

گاو شیرده

مثال: محصولات کلاسیک.

ارائه لباس زنانه برای زنان بالای 55 سال

برند M&S Classic با رشد کم و سهم بالای بازار ، حامیان قدرتمندی دارد.

سگ

مثال: محصولات autograph

طیف وسیعی لباس زنانه با سهم بازار و رشد پایین.

گرچه در رده سگها قرار می گیرد ، قیمت گذاری رده بالای بازار به معنای کمک مالی به شرکت می باشد.

همچنین می توانید مدل BCG را در مناطقی غیر از استراتژی محصول خود اعمال کنید.

<سهم نسبی از بازار در ماتریس بوستون BCG

سازنده ماتریس BCG از این متغیر برای اندازه گیری رقابت پذیری یک شرکت استفاده کرد.

برای اندازه گیری دقیق برای تعین سهم نسبی از بازار ، باید سهم شرکت مدنظر را نسبت به سهم بزرگترین رقیب خود در بازار تعیین نمود.

بنابراین اگر سهم بازار سامسونگ در صنعت تلفن همراه 20% باشد و اپل (بزرگترین رقیب آن) 60% سهم بازار را داشته باشد، این نسبت 1: 3 (0.33) خواهد بود و این بدان معنی است که سامسونگ از موقعیت نسبتاً ضعیفی برخوردار است.

اگر اپل تنها 10٪ سهم داشته باشد ، این نسبت 2: 1 (2.0) خواهد بود ، این بدان معنی است که سامسونگ در موقعیتی نسبتاً قوی قرار دارد ، که این ممکن است در سود دهی و جریان نقدی بالاتر از حد متوسط خود را منعکس نماید.

نقطه حداقل برای توجیه داشتن حضور یک محصول در بازار 1.0 است ، به این معنی که شرکت مادر باید حداقل سهم بازار مشابهی در مقابل بزرگترین رقیب خود داشته باشد تا سهم نسبی بالایی در بازار داشته باشد.

فرض در این چارچوب این است که افزایش سهم نسبی بازار منجر به افزایش پول بیشتر خواهد شد ، زیرا شرکت مادر از اقتصاد مقیاس ( تولید بیشتر برای افزایش سهم بازار و کاهش هزینه های ) بهره می برد و بدین ترتیب یک مزیت هزینه نسبت به رقبا دارد.

نرخ رشد بازار در ماتریس بوستون BCG

متغیر دوم نرخ رشد بازار است که برای اندازه گیری جذابیت بازار استفاده می شود.

بازارهایی که به سرعت در حال رشد هستند ، معمولاً دارای سازمان هایی هستند که در حال تلاش بسیار هستند و قول می‌دهند که در بلندمدت بازده جالبی به سرمایه گذارهای خود ارائه دهند.

با این حال ، نقطه ضعف آن است که شرکتهایی که در بازارهای رو به رشد هستند به احتمال زیاد به منظور حفظ روند رشد نیاز به سرمایه گذاری دارند.

به عنوان مثال این سرمایه گذاری ها برای تأمین هزینه فعالیت های بازاریابی یا افزایش ظرفیت تولید مورد نیاز است.

نرخ رشد بالا یا پایین می تواند از صنعت به صنعت دیگر متفاوت باشد ، اما به طور کلی نقطه حداقلی باقی ماندن در یک بازار، معمولاً حدود 10 درصد در سال انتخاب می شود.

این بدان معناست که اگر سامسونگ در صنعتی فعالیت کند که بازار به طور متوسط 12 درصد در سال رشد می کند ، نرخ رشد بازار بالا خواهد بود.

علامت سوال Question Mark

مشاغل یا استارتاپ ها معمولاً به عنوان علامت سؤال شروع به فعالیت می شوند.

علامت سؤال ها ( کودکان تازه وارد ) ، مشاغل با سهم بازار پایین در یک بازار در رشد بالا هستند.

آنها این پتانسیل را دارند که سهم بازار را بدست آورند و سرانجام به ستاره (رهبران بازار) تبدیل شوند.

علامت سؤال ها اگر به خوبی اداره شود ، به سرعت رشد می کنند و بنابراین مقدار زیادی سرمایه گذاری نقدی طلب می‌کنند.

اگر علامت سؤال ها نتوانند رهبر بازار شوند ، ممکن است هنگامی که رشد بازار پس از سال ها خوردن پول ها کاهش می یابد ، به سمت سگ شدن سوق پیدا کنند.

بنابراین باید علامت سؤالها با دقت مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود آیا آنها ارزش سرمایه گذاری لازم برای رشد سهم بازار را دارند یا خیر.

ستاره Star

ستارگان واحدهای تجاری با سهم بالای بازار (رهبران بالقوه بازار) در یک صنعت با رشد سریع هستند.

ستارگان به دلیل سهم نسبی بالای بازار ، مقادیر زیادی پول نقد ایجاد می کنند ، همچنین برای مبارزه با رقبا و حفظ نرخ رشد خود نیاز به سرمایه گذاری های کلانی دارند.

شرکت های موفق با تنوع زیاد همیشه باید ستاره های زیادی در سبد سرمایه گذاری خود داشته باشند تا از این طریق بتوانند در درازمدت از جریان نقدی اطمینان حاصل کنند.

جدای از اطمینانی که ستاره ها نسبت به آینده می دهند ، برای تصویر شرکت شما نیز بسیار مناسب هستند.

گاو شیرده Cash Cow

سرانجام پس از سالها فعالیت در یک صنعت ، رشد بازار کاهش می یابد و درآمد راکد می شود. در این مرحله ، ستاره های شما به احتمال زیاد به گاو شیردل تبدیل می شوند.

از آنجا گاوهای شیرده ؛ هنوز در بازار راکد ( به بلوغ رسیده) سهم نسبی زیادی دارند ، انتظار می رود سود و جریان نقدینگی زیاد باشد.

به دلیل نرخ رشد پایین ، سرمایه گذاری های مورد نیاز نیز باید کم باشد.

بنابراین گاوهای شیرده به طور معمول بیش از مقدار پول نقد مورد نیاز برای حفظ شرایط موجود ، پول نقد ایجاد می کنند.

این “پول اضافی” برای سرمایه گذاری در سایر واحدهای تجاری (ستاره ها و علائم سوال) از همین گاو شیرده ها ایجاد می شود.

گاوهای شیرده در نهایت تعادل و ثبات را به سبد سرمایه گذاری می آورند.

سگ Dog

واحدهای تجاری در یک بازار با رشد کاهشی یا نزول در سهم نسبی از بازار، سگ در نظر گرفته می شوند.

این واحدها معمولاً در نقطه سر بر سر هستند ( نه مقدار زیادی پول نقد ایجاد می کنند و نه مصرف زیاد دارند) و به اندازه حفظ سهم بازار پول ایجاد میکنند.

بنابراین این مشاغل برای سرمایه گذاران چندان جالب نیست.

از آنجا که هنوز پول در این واحدهای تجاری وجود دارد می توانند در واحدهای با پتانسیل بیشتری استفاده شوند ، احتمالاً سگها واگذار یا انحلال می شوند.

 

وضعیت در بازار در ماتریس بوستون BCG

رشد کم ، سهم بالا :

شرکت ها برای سرمایه گذاری مجدد باید این “گاوهای شیرده” را به صورت دائما بدوشند.

رشد بالا ، سهم بالا :

شرکت ها باید به میزان قابل توجهی در این “ستاره ها” سرمایه گذاری کنند زیرا پتانسیل بالایی در آینده دارند.

رشد بالا ، سهم کم :

شرکتها بسته به شانس ستاره شدن در این “سؤالات” باید سرمایه گذاری کرده یا آنها را از بین ببرند.

سهم کم ، رشد کم :

شرکت ها باید این “سگ ها” را منحل کنند ، واگذار کنند یا مجدداً جایگزین کنند.

کاربرد ماتریس بوستون BCG در بازاریابی دیجیتال (دیجیتال مارکتینگ)

ماتریس بوستون BCG بیشتر مبتنی بر محصولات است تا خدمات ، اما برای هر دو کاربرد دارد.

اگر قادرید که طیف وسیعی از محصولات خود و رقبا را بررسی نمایید ، به خصوص قبل از شروع تولید محصولات جدید ، می توانید از ماتریس بوستون BCG استفاده کنید.

روشهای بازاریابی دیجیتال می توانند به شما کمک کنند تا محصولات خود را بر اساس مکانی که در ماتریس بوستون BCG قرار می گیرند ، بهتر معرفی نمایید.

بر اساس ماتریس BCG ، می توانید از استراتژی های بازاریابی دیجیتالی خاصی استفاده کنید که برای آن محصول بهترین کارایی را دارند.

شبکه های اجتماعی خود نیز بر اساس نرخ رشد و نرخ بازگشت سرمایه ROI می‌توانند در ماتریس بوستون BCG قرار گیرند.

ماتریس بوستون دیجیتال مارکتینگ Boston BCG

استفاده از بازاریابی دیجیتال با ماتریس بوستون BCG

در بازاریابی دیجیتال محصولات و خدماتی که بازار عرضه شده و یا خواهند شد را می توان در ماتریس بوستون BCG قرارداد.

فرض که شما در اینستاگرام یک مزون آنلاین دارید و قرار است که در تابستان فعالیت خود را شروع نمایید.

مانتوهای خنک تابستانه در ماتریس شما در خانه علامت سوال قرار می‌گیرد.

اگر از ابتدای معرفی آن به بازار ، با فروش مناسبی روبرو شوید ، این محصول تبدیل به ستاره می‌شود.

اما این محصول فروش نرود و شاید چند عدد فروش رود در همان ابتدای کار ، محصول شما از علامت سوال به سگ تبدیل می‌شود.

اگر مانتو تا آخر تابستان به سرعت فروش رود و در پایان تابستان ، فروش متوقف نشود و شما تا تابستان سال بعد ، همچنان آن مانتو را به تعداد مشخصی بتوانید بفروشید، محصول شما تبدیل به گاو شیرده شده است.

اگر مانتو در تابستان سال بعد از مد خارج و دیگر فروش نرود ، مانتو به مرحله سگ رفته است.

این اتفاقات می‌تواند برای یک مترجم زبان انگلیسی نیز رخ دهد . مثلا فردی که ترجمه طلایی .نقره ای ، برنزی انجام می‌دهد.

توجه : اگر تک محصول یا خدمت هستید ، شانس از بازار خارج شدن شما بسیار زیاد است.

 

رابطه ماتریس بوستون BCG و چرخه عمر محصول PLC

ماتریس بوستون BCG ارتباط محکمی با چرخه عمر محصول دارد.

برای درک این ارتباط مقاله زیر را مطالعه نمایید : رابطه BCG و چرخه عمر محصول PLC

مشاوره بازاریابی

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد

نوشته ماتریس بوستون BCG در دیجیتال مارکتینگ (بازاریابی دیجیتال) اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/bcg-matrix-portfolio-analysis/feed 0
نحوه ساخت ویدیو مارکتینگ Video Marketing – شاهکار ویدیویی https://iranmct.com/news/how-to-make-a-video-marketing-masterpiece https://iranmct.com/news/how-to-make-a-video-marketing-masterpiece#respond Fri, 24 Jul 2020 11:40:20 +0000 https://iranmct.com/?p=15780 ویدیو مارکتینگ Video Marketing آیا ویدیو مارکتینگ بدون داشتن تخصص در فیلمبرداری حرفه ای یا وسایل ویدیو سازی حرفه ای امکان پذیر است ؟ آیا برای ویدیو مارکتینگ باید حتما یک فیلمبردار حرفه ای استخدام نمایید ؟ اگر به دنبال ساخت محتوای ویدیویی مارکتینگ هستند و پول کافی یا تخصصی ندارید ، این مقاله را […]

نوشته نحوه ساخت ویدیو مارکتینگ Video Marketing – شاهکار ویدیویی اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
ویدیو مارکتینگ Video Marketing

  • آیا ویدیو مارکتینگ بدون داشتن تخصص در فیلمبرداری حرفه ای یا وسایل ویدیو سازی حرفه ای امکان پذیر است ؟
  • آیا برای ویدیو مارکتینگ باید حتما یک فیلمبردار حرفه ای استخدام نمایید ؟

اگر به دنبال ساخت محتوای ویدیویی مارکتینگ هستند و پول کافی یا تخصصی ندارید ، این مقاله را مطالعه نمایید.

صرف نظر از نوع بازار و صنعتی که در آن فعال هستید ، ویدیو مارکتینگ (بازاریابی ویدیویی Video Marketing) یک انتخاب هوشمندانه است.

ویدیو مارکتینگ جزئی از انواع بازاریابی است .

البته به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی محتوای یا بازاریابی مفهومی نیز محسوب می‌شود.

Video Marketing Iranmct بازاریابی ویدیویی مارکتینگ

انواع ویدیو در حوزه ویدیو مارکتینگ 

  • Vlogs (وبلاگ های ویدیویی)
  • مصاحبه های ویدئویی
  • ویدیوی آموزشی
  • ویدیوی ارائه ( پرزنت )
  • ویدیوی دموی محصول / ویدیوی تشریح محصول
  • ویدیوی توصیه نامه
  • ویدیوی پخش زنده
  • تبلیغات ویدیویی

بر اساس تحقیقات انجام شده توسط wyzowl

  • بیش از 80% بازاریابان ویدیویی می گویند که ویدیو دارای نرخ بازگشت سرمایه ROI خوبی است.

  • بیش از 80٪ از بازاریابان ویدیویی می گویند که ویدیو به آنها در تولید مشتری راغب ( لیدز ) کمک می کند.

  • بیش از 80% از بازاریابان ویدیویی می گویند ویدیو باعث افزایش ترافیک روی وب سایتشان شده است.

  • بیش از 80٪ از بازاریابان ویدیویی می گویند که فیلم مستقیماً به افزایش فروش کمک کرده است.

  • بیش از 95٪ از بازاریاب های ویدئویی تصمیم به افزایش یا حفظ هزینه های ویدئویی برای سالهای آتی گرفته اند.

همچنین نتایج تحقیقات همان منابع نشان داده است که در بیش از 60% بازاریابان در بازار B2B  و بازارB2C بر اثر گذاری ویدیو مارکتینگ بر میزان فروش اقرار نموده اند.

آمار فوق به خوبی اثر ویدیو مارکتینگ بر بازاریابی ، فروش و سئو را نشان میدهد.

اگر چه اثر ویدیو مارکتینگ بر فروش بسیار قابل توجه است اما ساخت محتوای ویدیوی نیاز به زمان ، تلاش و پول دارد.

هیچ تردید نیست که سرمایه گذاری روی تولید محتوای ویدیو یک سرمایه گذاری با ارزش است.

تعیین بودجه ویدیو مارکتینگ

باید بدانید که استخدام یک فیلمبردار حرفه ای چندان ارزان نیست و این عزیزان حق الزحمه خود را به ازای هر نیم ساعت ، محاسبه مینمایند.

حالا حساب کنید که اگر قرار باشد که یک وبیناری را فیلمبرداری نمایید یا محتوای ویدیویی برای یوتیوب تولید نمایید ، چه بودجه ای را باید در نظر بگیرید.

حق الزحمه ادیت ویدیو گاه از خود فیلمبرداری نیز بیشتر است.

با ابزارهایی که امروز در اختیار داریم ، لازم نیست فیلم های بازاریابی را توسط دیگران بسازید. همچنین می توانید ویرایش خود را بدون یادگیری فرایندهای پیچیده نرم افزاری انجام دهید.

برای مثال ، می توانید با پرداخت هزینه ماهانه یا سالانه بسیار ناچیزی، فیلم های بازاریابی با کیفیت و حرفه ای را در Promo.com بسازید.

با قالب های ویدئویی از پیش ساخته شده توسط حرفه ای ها و رایگان ، همه آنچه شما نیاز دارید، کاستومایز کردن ویدیوتان است.

در ویدیو مارکتینگ از تمرکز روی جلوه های ویژه خودداری کنید

محتوای ویدیویی نیازی به جلوه های ویژه یا ترفندهای ویرایش فانتزی برای مؤثر بودن ندارد.

در حقیقت ، برخی از مؤثرترین محتوای ویدیو توسط افرادی تولید می شود که یک آیفون را روی یک سه پایه قرار می دهند ، با دوربین صحبت می کنند و فقط چند سکانس ساده دارند.

در هر صورت اینکه از خدمات یک سرویس ویدیوی آنلاین استفاده می کنید یا فیلم های خود را در کامپیوتر خود ویرایش می کنید ، فرقی ندارد ،فقط نگران جلوه های ویژه فانتزی آن نباشید.

بر بازاریابی ویدیویی به کیفیت فیلم ، کیفیت صدا و وضوح پیام توجه نمایید

کیفیت صدا و فیلم مهمترین جنبه های بازاریابی ویدیویی هستند. وضوح پیام فقط در درجه دوم اهمیت است زیرا اگر کیفیت صدا و فیلم ضعیف باشد ، آن پیام نیز در نظر گرفته نمی‌شود.

اگر قرار است پول خوبی را برای بازاریابی ویدیو خرج کنید ، آن را صرف یک دوربین حرفه ای ، سه پایه ، میکروفون ، پس زمینه و نورپردازی کنید.

اطلاعات خوبی در این زمینه در یوتیوب وجود دارد تا بهترین ابزار برای بودجه خود بیابید.

تینک مدیا مصاحبه هایی را با یوتیوبرهای موفق گردآوری کرده و از آنها پرسید که از چه تجهیزات استفاده می کنند و چرا. ویدئوی دیگر در مورد تجهیزات فیلمبرداری ارزان برای ویدیو مارکتینگ را توضیح می دهد.

حداقل مهارتهای ویرایش ویدیو را بیاموزید

شما می توانید فیلم های خود را ویرایش کنید .

خوب است که در مورد برش بین سکانسها و نماهای متفاوت کمی مطالعه نمایید.

دقت نمایید که در حوزه ویدیو مارکتینگ تعداد زیادی ویدیوی آموزشی در یوتیوب وجود دارد که به سادگی این موارد را آموزش میدهد.

میتوانید یک نرم افزار ادیت ویدیو ساده را پیدا و دانلود نمایید. برخی از برنامه های نرم افزاری ویرایش ویدیو دارای رابط کاربری ساده ای هستند ، در حالی که برخی دیگر بسیار پیچیده هستند.

به عنوان مثال ، Windows Movie Maker دارای رابط کاربری ساده ای است ، در حالی که رابط کاربری Adobe Premiere بسیار پیچیده تر است.

حتما سرمایه گذاری روی تولید ویدیو را مدنظر داشته باشید

پولی که صرفه جویی نموده اید را در حوزه دیگر بازاریابی سرمایه گذاری نمایید.

مثلا هزینه برای انتشار ویدیو در شبکه های اجتماعی.

یا پرداخت پول به فردی که به عنوان کارشناس در ویدیوهای شما حضور یابد.

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته نحوه ساخت ویدیو مارکتینگ Video Marketing – شاهکار ویدیویی اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/how-to-make-a-video-marketing-masterpiece/feed 0
هفت تفاوت بازاریابی و فروش https://iranmct.com/news/differences-between-sales-and-marketing https://iranmct.com/news/differences-between-sales-and-marketing#respond Wed, 15 Jul 2020 15:59:11 +0000 https://iranmct.com/?p=15734 تفاوت بازاریابی و فروش تفاوت فروش و بازاریابی مانند تفاوت های یک برادر و خواهر است. رقابت بین فروش و بازاریابی اغلب از نوعی رقابت خواهری و برادری است، اما اگر یک کسب‌وکار در حال رشد دارید، درک روشنی از چگونگی عملکرد بازاریابی و فروش بسیار حائز اهمیت خواهد بود. شایعات و کج فهمی های […]

نوشته هفت تفاوت بازاریابی و فروش اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
تفاوت بازاریابی و فروش

تفاوت فروش و بازاریابی مانند تفاوت های یک برادر و خواهر است.

رقابت بین فروش و بازاریابی اغلب از نوعی رقابت خواهری و برادری است، اما اگر یک کسب‌وکار در حال رشد دارید، درک روشنی از چگونگی عملکرد بازاریابی و فروش بسیار حائز اهمیت خواهد بود.

شایعات و کج فهمی های افراد به حدی بوده است که از تفاوت بسیار زیاد بین بازاریابی و فروش کاملا غافل شده اند. تا جایی که مدیران سازمانها کار فروش و بازاریابی را با هم تحلیل می‌کردند.

برای مدت زیادی، بسیاری از فکر می‌کردند که “فروش” تحت فرمان بازاریابی عمل می کند و برای مدت زیادی، بسیاری از مردم خواستار فروش بازاریابی بوده اند، که البته در عمل اینگونه نبوده است.

همین طرز تفکر باعث حس تنفر تیم فروش از بازاریابی شده بود.

فروش و بازاریابی رشته‌های مختلفی با الزامات مختلف هستند، در برخی نواحی همپوشانی دارند و مشخص نمی‌شود که کدامیک در کجا تمام شده و دیگری شروع می‌شود.

تفاوت بازاریابی و فروش

تفاوت بازاریابی و فروش

بسیاری از افراد اغلب از کلمات “بازاریابی” و “فروش” به عنوان مترادف استفاده می کنند. در حقیقت ، این دو اصطلاح در مدیریت بازاریابی معانی مختلفی دارند. درک تفاوت بین بازاریابی و فروش برای اینکه مدیر بازاریابی یا فروش حرفه ای باشید، بسیار ضرور است.

تفاوت‌های کلیدی بین مفهوم بازاریابی و فروش

تفاوت بین مفهوم بازاریابی و فروش در نکات زیر شرح داده شده است:

  1. اگر مصرف کنندگان علاقه مند به محصولات و خدمات بدون نظارت بمانند، فروش زیادی انجام نخواهد شد. این همان مفهوم فروش است. یک جهت گیری تجاری برای دستیابی به اهداف سازمانی با پیشی گرفتن از رقبا در تامین رضایت مشتری را بازاریابی گویند.
  2. مفهوم بازاریابی عبارت است خطور دادن کالاها و خدمات به ذهن مصرف کنندگان است. در مقابل، مفهوم فروش عبارت از برانگیختن ذهن مصرف‌کننده نسبت به کالاها و خدمات مرتبط است.
  3. نقطه ابتدایی مفهوم بازاریابی، بازار هدف است، به عنوان مثال اول تحقیقات بازار انجام شروع می‌شود. در مقابل، کارخانه نقطه شروع مفهوم فروش است.
  4. یکی از مهمترین تفاوت های بازاریابی و فروش در خصوص تمرکز است. تمرکز اصلی مفهوم بازاریابی بر نیازهای مشتری است، اما تمرکز مفهوم فروش بر فشار بیشتری برای ارائه محصولات موجود به مشتریان است.
  5. مفهوم بازاریابی یک دیدگاه بیرونی دارد در حالی که مفهوم فروش یک دیدگاه درونی دارد.

  6. رضایت مصرف کنندگان ماهیت مفهوم بازاریابی است. بالعکس، مفهوم فروش متکی بر انتقال مالکیت محصول از یک شخص به شخص دیگر است.
  7. یک برنامه‌ریزی تجاری بلند مدت در مفهوم بازاریابی وجود دارد؛ که بر وفاداری برند و هزینه سوییچینگ بالا تمرکز دارد. در مقابل، مفهوم فروش یک برنامه‌ریزی تجاری کوتاه مدت است، به عنوان مثال جایگاه یابی مناسب و سهم بازار، اما تنها برای یک دوره کوتاه.
  8. مفهوم بازاریابی برای به حداکثر رساندن سود است، در حالی که در فروش برای به حداکثر رساندن فروش است.
  9. تلاش‌های مربوط به فروش مفهوم شامل ارتقا و ترغیب است، اما تلاش‌های بازاریابی یکپارچه با مفهوم بازاریابی بکار می‌رود، که شامل استراتژی‌های مختلفی مربوط به آمیخته بازاریابی یعنی محصول، قیمت، مکان (توزیع فیزیکی)و تبلیغات است.
  10. در مفهوم بازاریابی، قیمت بر اساس نیروهای مختلف موجود در بازار، یعنی تقاضا و عرضه کالا تعیین می‌شود. در فروش، هزینه تولید بر اساس تعیین قیمت محصول یا خدمات را تعیین می شود.

تفاوت بازاریابی و فروش

بازاریابی

  1. بازاریابی یک به چند است.
  2. بازاریابی داستانی در مورد شرکت، محصول و … را برای بسیاری از مردم تعریف می‌کند.
  3. بازاریابی به دنبال شهرت برند است
  4. بازاریابی باید سعی نماید داستان‌هایی که در بازار هدف پخش و تشدید می‌شود را با سازمان همتراز یا شاغول نماید.
  5. بازاریابی Big Data را تجزیه و تحلیل می‌کند. بازاریابی به شما میانگینی از آنچه در بازار در حال رخ دادن است را را به عنوان یک تحلیل بازار به ارمغان می آورد نه ویژگی‌های خاص را.
  6. بازاریابی چیزی را که مشتریان در هنگام خرید یا امتحان یک محصول، خدمات و یا راه حلی را که انتظار دارند را مورد بررسی قرار می‌دهد.
  7. بازاریابی به دنبال معیارهای جدید برای دسته بندی مصرف کنندگان است. گروه‌های آنلاین ، بازارهای آینده نزدیک هستند و بیش از پیش به خود پیله می‌کنند و کم‌تر خرید می‌کنند.
  8. بازاریابی نباید به دنبال ارائه قیمت‌های خاص و تخفیف‌های ویژه باشد، و در عوض، باید بتواند با ارائه پیشنهادها خاص، با خلق ارزش برای مشتریان و افزایش آگاهی از برند ، مشتریان بیشتری را جذب نماید.
  9. افزایش فروش باید از طریق تکنیکهای فروشندگی حرفه ای باشد.
  10. شعار جدید، پایه قیمت‌گذاری امروزه است:  ارزش بیشتر در مبادله منصفانه است/ دیگر افزایش قیمت بر اساس پایه قیمتی گذشته.

 

فروش

    1. فروش حدود یک به یک است.
    2. فروش جایی است که کسب‌وکار ما برای مشتری واقعی می‌شود. جایی است که داستان‌ها و برند جان می‌گیرند.
    3. فروش روابط را توسعه می‌دهد و رابطه محور است.
    4. فروش به دنبال افراد است.
    5. فروش با ابهامات و جزئیات هر فرد سر و کار دارد. فروش کاری با میانگین ها ندارد.
    6. فروش به تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان بالقوه است. آن دسته از مشتریانی که به طور فردی با آن‌ها معامله می‌کنند را تجزیه و تحلیل می‌نماید. فروشندگان حرفه ای با مشتریان خود درباره لذت دریافت خدمات بدون ریسک صحبت می‌کنند که به آن‌ها کمک می‌کند اهداف خود را به درستی تشخیص دهند. فروشندگان حرفه ای برای شناخت مشتری خود به هرجا مراجعه می‌کنند از وب سایت تا صفحه لینکدین و دیگر صفحات دیجیتال سر می‌زنند تا درک عمیق‌تر از آنچه هر مشتری می‌خواهند را به دست آورند.
    7. فروش از بحث در مورد قیمت و تخفیف دوری می‌جوید. به جای آن در مورد هزینه کل مالکیت، که شامل قیمت است ، می‌پردازد. البته به مسائلی مانند تحویل، ضمانت، حمایت، آموزش و سایر چیزهای کمک‌کننده است که به عنوان بخشی از خرید می‌باشد نیز پرداخت می‌شود. فروش با مشتری ارتباط نزدیکی برقرار می‌نماید تا خطراتی که برای مشتری از سوی سایر شرکتها برای وی ممکن است ایجاد شود را به درستی درک نماید و سپس یاد می‌گیرد چگونه شرکت خود را به عنوان جایگزینی برای آنها که فاقد آن خطرات است ، معرفی نماید.

فروش و بازاریابی باید در یک مورد مشترک باشند و آن هم تراز کردن سازمان و داستانهایش با باورهای مشتریان.

 

چرا باید بازاریابی و فروش با هم کار کنند؟

بدون بازاریابی ، مشتریان بالقوه هرگز وارد قیف فروش نمی‌شوند.

بدون فروش ، مشتری نمی‌تواند در مسیر قیف فروش حرکت را ادامه و به لوله فروش نخواهد رسید. این شرکت ممکن است نتواند جریان درآمد لازم را برای ماندن در تجارت حفظ کند.

نیاز به بازاریابی و فروش هم مشهود است. اما امروز اهمیت کار بازاریابی با فروش ، بیشتر از قبل شده است.

به همین دلیل است: مشتریان باید پیام مناسب را در زمان و مکان مناسب به بازار عرضه شوند.

اگر فقط یکی از این موارد اتفاق نیفتد ، به احتمال زیاد محتوای شما نادیده گرفته می شود و یا بدتر ، برای همیشه حذف می شود. این همان مفهوم بازاریابی مفهومی Context Marketing است.

شما برای دسترسی به اطلاعات در حال رقابت با سایرین هستید. جستجوی در گوگل برای اطلاعات مورد نظر ، از جمله نظرات کاربران و امتیازهای داده شده، بسیار کار را آسان می کند.

بسیاری از مشتریان قبل از اینکه حتی با یک تامین کننده صحبت کنند ، تصمیم به خرید می گیرند. این بدان معنی است که سفر خریدار در مسیر تصمیم گیری ، بدون شما اتفاق می افتد.

کسب و کارهایی که رابطه بین تیمهای فروش و بازاریابی خود را محکم و تراز کرده اند، روند رشد آنها سریعتر خواهد بود.

طبق گفته Aberdeen ، سازمانهایی که دارای ترازی خوبی هستند ، سالانه به طور متوسط 20٪ رشد درآمدی دارند .

شرکتهایی که از تراز همبستگی ضعیفی برخوردار هستند ، 4 درصد درآمدهایشان را کاهش می دهند.

 

نتیجه هماهنگی و تراز فروش و بازاریابی

تفاوت بازاریابی و فروش به معنای عدم امکان تراز بین فروش و بازاریابی نیست.

  • سازمانهایی که عملکرد فروش و بازاریابی کاملاً هماهنگی دارند میزان حفظ مشتری بیش از 36 درصد دارند.
  • هم ترازی فروش و بازاریابی منجر به 38٪ افزایش نرخ موفقیت فروش می شود.
  • تراز فروش و بازاریابی می تواند به شرکت شما کمک کند در بسته شدن معاملات 67٪ بهتر عمل نماید.
  • تراز کردن هر دو بخش می تواند به 209٪ درآمد بیشتر از بازاریابی کمک کند.
  • سازمانهای B2B با عملکردهای فروش و بازاریابی کاملاً همسو ، 24٪ سریعتر رشد درآمد سه ساله و 27٪ سریع تر رشد سود سه ساله را بدست می آورند.
  • شرکتهایی که دارای فروش و بازاریابی قوی هستند ، نرخ رشد سالانه 20٪ را بدست می آورند.
  • شرکت هایی که تراز ضعیفی در بین فروش و بازاریابی دارند ، 4٪ کاهش درآمد دارند.
  • فقط 8٪ از شرکتها بین بخشهای فروش و بازاریابی خود همبستگی قاطعی دارند.

  • 46٪ از بازاریابان که دارای یک فرآیند مدیریت مشتری راغب هستند ، می‌توانند توسط تیمهای فروش خود بیش از 75٪ از مشتریان راغب تولید شده را تحت فالو قرار دهند.
  • 76٪ از بازاریابان محتوا ، فراموش می‌کنند که هدف فروش بوده است.
  • 79٪ از فرایندهای بازاریابی هرگز منجر به فروش نمی شود. این اغلب به دلیل عدم پرورش مشتری راغب است.
  • 65٪ از فروشندگان می گویند که نمی توانند محتوای مناسب برای ارسال به مشتری بالقوه پیدا کنند.
  • 60-70٪ از محتوای B2B ایجاد شده هرگز استفاده نمی شود. در بسیاری موارد ، دلیل این است که محتوا برای مخاطب خریدار کاملا بی ربط است.

 

 مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

– تفاوت بازاریابی و فروش – مشاوره بازاریابی و فروش

نوشته هفت تفاوت بازاریابی و فروش اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/differences-between-sales-and-marketing/feed 0
انواع نام برند (انواع نام تجاری) – 7 نوع نام برند که باید بشناسید https://iranmct.com/news/popular-types-of-brand-names https://iranmct.com/news/popular-types-of-brand-names#comments Sun, 05 Jul 2020 11:48:45 +0000 https://iranmct.com/?p=15700 انواع نام برند – انواع نام تجاری انتخاب انواع نام برند یا تغییر نام برند یک شاهکار کوچک نیست. تحقیقات بازار، طوفان فکری ،تحلیل اطلاعات و آزمایش متعدد – این ها همه کارهایی به صورت سختگیرانه و خسته کننده قبل مراجعه به وکیل ثبت کننده برای نهایی کردن نام برند، طی می‌نماییم. البته این مراحل […]

نوشته انواع نام برند (انواع نام تجاری) – 7 نوع نام برند که باید بشناسید اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
انواع نام برند – انواع نام تجاری

انتخاب انواع نام برند یا تغییر نام برند یک شاهکار کوچک نیست.

تحقیقات بازار، طوفان فکری ،تحلیل اطلاعات و آزمایش متعدد – این ها همه کارهایی به صورت سختگیرانه و خسته کننده قبل مراجعه به وکیل ثبت کننده برای نهایی کردن نام برند، طی می‌نماییم.

البته این مراحل تخصصی برای کارفرمایان ایرانی بی معنا است ، زیرا این مراحل را پر هزینه و غیرجدی میدانند و نام برند خود را در مدت یک روز انتخاب می‌نمایند.

نکته ای که حتما به شما کمک می کند تا در نامگذاری برند به پیش بروید، درک انواع نام برند است.

قبلاً همه انواع نام برند را دیده اید – از اپل تا IBM ، Google گرفته تا مک دونالد – شما فقط نمی دانسته اید که کدام به کدام است.

درک دقیق نوع شناسی نام برند در هنگام انتخاب نام برند، شما را در مسیر ارزیابی عوامل کلیدی موفقیت نام مدنظرتان بهتر می‌تواند یاری نماید، البته تا قبل از اینکه وارد جلسه مدیران سازمانتان شوید و مدیر عامل به نامهای انتخاب شده شما نیش خندی بزند؟!

انواع نام برند Brand Name Types انواع نام تجاری

انوع نام برند (انواع نام تجاری)

نام برند توصیفی

نام برند توصیفی به راحتی میتواند محصولات و خدماتی که شما در قالب کسب و کار تان به مشتری ارائه می‌دهید را نمایندگی نماید.

برای همین ، به همین دلیل ، این نوع نام برند را نام برند عادی محسوب می‌شود.

عملکرد و نحوه استفاده از برند توصیفی جای مانور زیادی برای بروز خلاقیت و نوآوری در در حوزه برندینگ و ایجاد فضای تحلیلی در ذهن مشتری باقی نمیگذارد.

مانند جنرال موتور ، دی جی کالا یا ایرانسل

نکته مهم برند توصیفی ، توانایی ایجاد ارتباط شفاف کامل بین اجزاء داستان برند است.

برند توصیفی به سختی قابلیت ثبت رسمی ( ترید مارک ) شدن دارد زیرا بر اساس حروف و لغات عمومی انتخاب شده اند.

نام برند تداعی کننده

جایی در انتهای دیگر طیف خلاقیت ، نام برندی تحت عنوان نام برند تداعی کننده خفته است.

نام برند تداعی کننده از تلقین و استعاره استفاده می کند تا تجربه برند یا جایگاه برند را در ذهن مشتری قرار دهد.

نام برند تداعی کننده مفرد و خلاق هستند و باعث ایجاد تمایز قدرتمندی می شوند. از آنجا که نام برند تداعی کننده تمایل به غیرخطی و چند بعدی بودن دارند ، آنها فرصتی برای ایجاد یک نام برند کاملاً معنادار و بزرگتر از کالاها و خدماتی که قرار است با آن ارائه شوند را ایجاد می‌نمایند.

برند تداعی کننده اغلب سنگ بنای جایگاه برند هستند. نمونه های قدرتمند شامل نایک ، آمازون و ویرجین هستند.

 به دلیل اصالت ، نامهای تداعی کننده آمیز بسیار ساده تر از نامهای توصیفی ثبت می‌شوند.

با این حال ، انتخاب نام تجاری تداعی کننده برای مدیران بسیار سخت است، زیرا این نوع برند نیاز به تبلیغات بسیاری دارد. همچنین ، برندهای تداعی کننده یا به سرعت رشد کرده و یا به سرعت شکست خواهند خرد.

نام برند ساختگی – نام اختراع شده

بهترین بخش در مورد انتخاب نام های تجاری این است که اگر نمی توانید کلمه ای کامل پیدا کنید ، همیشه می توانید نام برند بسازید.

نام های اختراع شده ، نام ساختگی و خیالی هستند که در صورت مشخص نبودن، معرف هیچ چیز نیستند. این نوع نام ها خلاقانه هستند اما این به این معنا نیست که به آسانی هم بتوان در موردش در حوزه برندینگ، خیال پردازی نمود.

بسیاری از آنها از لاتین ، یونانی و یا کلمات ریشه ای خارجی ساخته شده اند و به گونه ای اصلاح شده اند که به بهترین شکل شخصیت برند را در خود جای دهند.

Exxon ، Kodak ، Xerox و Verizon همه نمونه های بسیار عالی از نام تجاری ساختگی/ نام های اختراع شده ای هستند که در طی سالیان متمادی توانسته اند از نوع از انواع برند ارزشمند استفاده کنند.

چالشی که نام های تجاری اختراع شده با آن روبرو هستند ، عدم وجود تداعیات ارث بری شده یا ذاتی در آنها است.

نام برند لغوی یا واژگانی

نام برند لغوی یا واژگانی عبارت است بازی با کلمات برای ارائه نامی به یاد ماندنی.

 تجانس ، عبارت موجز ، لغات مرکب، صدادارهای مترادف ، صدا واژه ها ، غلط نویسی عمدی و کلمات خارجی همگی از نوع نامگذاری محبوب هستند.

نامهای واژگانی غالباً باهوش هستند – گاهی اوقات ، احتمالاً خیلی زیرکانه – و تأثیر خود را از جفت شدن یا تغییر کلمات موجود می گیرند.

مثل : دونات ، دونات – چسب دیوانه – جیلیز و ولیز – همه نمونه ای از نام های تجاری لغوی یا واژگانی هستند. مدیری که چنین اسمی را انتخاب مینماید باید جسور و ریسک پذیر باشد.

انتخاب چنین اسمهای ساده نیست، نیاز به انتخابی ظریف و خلاق دارند.

نام برند مخفف

شماره 5 در لیست ما یکی از انواع نام برند و نامگذاری با اهداف ساده و سودمند است.

نام اختصاری برای نام های تجاری مورد استفاده قرار گرفته است که معمولا بلند و سخت هستند.

برندهایی مانندIBM ،AARP ،BP و UPS با این واقعیت که نام آنها چیزی بیش از یک سری حروف بزرگ نامربوط نیست ، دست کم گرفتند.

این روزها برای شروع کار بسیار دشوار خواهد بود تا دلیل خوبی برای نامگذاری شرکت خود با نام اختصاری پیدا نمایید ، اما به عنوان یک استراتژی برندینگ مجدد، برای برندهایی مانند Aflac یا KFC خوب کار کرده است.

با این وجود ، به طور معمول ، کلمات اختصاری برای مشتریان سخت است و حتی وکلا در ثبت علامت تجاری دچار مشکل میشوند.

نام برند جغرافیایی

New York Life ، Tehran Times, Arizona Tile – گاهی اوقات برندها غیرقابل تفکیک از مناطق جغرافیایی خود هستند.

نامهای جغرافیایی با تمام تداعیات فرهنگی و تاریخی که در نام اصلی آن است – بهتر یا بدتر شناخته شده است.

این نام ها را اغلب می توانید در شرکت هایی بیابید که به مخاطبانی در محدود جغرافیایی خاصی محدود بوده اند ، اما بعدا بزرگتر شده اند.

نامگذاری یا تغییر نام برند بر اساس نام برند جغرافیایی، آشکارا دارای محدودیتهای ذاتی است.

و این نوع نام ها تقریباً قبلاً مورد استفاده بوده است. نام یک شهر را در مقابل یک محصول یا خدمت قرار دهید ، کار تمام است. مثل : نخود اتابک؛ ایزوگام دلیجان؛ نفیس مشهد

نام برند پایه گذار

چه به دلیل به ارث رسیدن و چه سرگرمی ، برندها به نام افرادی که آنها خلق نموده اند ، خلق شده اند.

زمانی وجود داشت در آمریکا که در تمام خیابانها فقط خودروی فورد وجود داشت و سر میز صبحانه فقط Kellogg. این روزها نام های تجاری مبتنی بر بنیان گذار کمتر رایج است.

نام برند پایه گذار قطعاً علائم بسیار ساده هستند. آنها می توانند در صورت صحیح انتخاب شدن، به سرعت متمایز باشند ، اما برای ایجاد ارزش برند، تلاشهای بازاریابی زیادی انجام شود.

نتیجه

در حالی که لیست انواع نام برند محدود است ، لیست نامهای تجاری قابل انتخاب ، بی پایان است.

اگر هنوز این موضوع را درک نکرده اید ، وقتی به مرحله طوفان بروید ( البته اگر چنین چیزی در شرکت شما وجود داشته باشد ).

از بین انواع نام های برند، هر نامی را میتوان انتخاب نمایید ، اما به خاطر بسپارید:

یک نام خوب نمی تواند یک محصول شیطانی را عالی کند ، اما یک محصول عالی می تواند حتی عجیب ترین نام را فراموش نکردنی نماید.

 

انتخاب نام برند

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته انواع نام برند (انواع نام تجاری) – 7 نوع نام برند که باید بشناسید اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/popular-types-of-brand-names/feed 1
بازاریابی و فروش Sales & Marketing https://iranmct.com/news/what-is-sales-marketing https://iranmct.com/news/what-is-sales-marketing#respond Wed, 01 Jul 2020 15:57:58 +0000 https://iranmct.com/?p=15646 بازاریابی و فروش Sales & Marketing بازاریابی و فروش ( سلز – مارکتینگ ) از آن عناوینی است که مدیران سازمانهای تولیدی و یا خدماتی B2B و B2C برای افزایش درامد یا میزان سود به دنبال راه حلی برای آن هستند. مدیران بازاریابی و فروش سازمان نیز برای اینکه قدرت و صلاحیت خود را نشان […]

نوشته بازاریابی و فروش Sales & Marketing اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
بازاریابی و فروش Sales & Marketing

بازاریابی و فروش ( سلز – مارکتینگ ) از آن عناوینی است که مدیران سازمانهای تولیدی و یا خدماتی B2B و B2C برای افزایش درامد یا میزان سود به دنبال راه حلی برای آن هستند.

مدیران بازاریابی و فروش سازمان نیز برای اینکه قدرت و صلاحیت خود را نشان دهند، دائما به دنبال راهکارهایی برای افزایش سهم بازار و تعداد مشتریان خود هستند.

آیا داشتن یک محصول عالی تنها شرط لازم برای انجام یک تجارت موفق است؟

برای اکثر شرکت ها ، پاسخ منفی است. اما چرا؟

از آنجا که تولید محصول به فروش به مشتریان بالقوه نیاز دارد ،پس این مشتریان باید وجود محصول در بازار را درک کرده باشند.

مشتری باید درک نماید که این محصول چه کاری انجام می دهد و چرا بهتر از محصول رقباست ؟

مسئولیت ارتباط با مشتریان و ارائه اطلاعات بر دوش تیمهای مارکتینگ و سلز است.

به طور معمول ، در آغاز فروش بالقوه بازاریابی نقش غالب دارد.

به عنوان مثال ، یک تیم بازاریابی ممکن است یک کمپین رادیویی جدید برای کمک به گسترش آگاهی درباره راه اندازی محصول ایجاد نماید.

یک تیم فروش برای عقد قرارداد با برقراری ارتباط مستقیم با مشتری راغب و پرداختن به نگرانیهایشان ، سعی می‌نماید که از فرایند فروش را در مسیر قیف فروش پیش برده و مسیر لوله فروش را به انتها برساند.

یکی دیگر از مزیت های تیم های فروش و بازاریابی ، همکاری است.

به جای اینکه به عنوان واحدهای مستقل فعالیت کنیم، هرچند که برخی از فروشندگان از بازاریابان متنفرند.

داشتن اطلاعات قوی و اشتراک ایده بین تیم بازاریابی و تیم فروش می تواند به بهبود نتایج کمک کند و یک تجربه بی نظیر را برای خریداران آینده ایجاد نماید.

Marketing Sales بازاریابی و فروش IranMCT

در اینجا یک مرور کلی درباره معنی ، مسئولیت ها و تکنیک های هر بخش آورده شده است.

یکی دیگر از مزیت های تیم های فروش و بازاریابی ، همکاری است.

به جای اینکه به عنوان واحدهای مستقل فعالیت کنیم ، داشتن اطلاعات قوی و اشتراک ایده بین تیمها می تواند به بهبود نتایج و ایجاد یکپارچه برای خریداران آینده نگر کمک کند.

در اینجا یک مرور کلی درباره معنی ، مسئولیت ها و تکنیک های بازاریابی و فروش آورده شده است.

 

معنی بازاریابی و فروش چیست ؟

معنی فروش Sales

فروش عبارت است از فعالیت یا عملیاتی است که شامل ترفیع و فروش محصولات و خدمات است.

معنی بازاریابی Marketing

بازاریابی عبارت است از فرایند یا تکنیک ترفیع ، فروش و توزیع محصولات و خدمات.

این تعاریف نشان دهنده دو وجه ارتباطی بازاریابی و فروش است:

1-    مسئولیتهای هر یک از دو تیم به هم نزدیک و مرتبط است.

2-    نقش بازاریابی نقشی در حمایت از فروش ، حیاتی است.

در عمل؛ دپارتمان بازاریابی تمایل بر عهده گرفتن مسئولیت بیشتری در خصوص افزایش آگاهی از وجود محصولات و خدمات و افزایش مشتریان راغب با کیفیت برای تیم فروش دارد.

مشتری راغب با کیفیت به دو دسته تقسیم می‌شود :

شاید دپارتمان فروش از مشتریان راغب معرفی شده توسط تیم بازاریابی راضی نباشند و آنها را با معیارهای مدنظر خود منطبق ندانند.

هرچند که این تعارض خود می‌تواند فرصتی برای همکاری باشد.

زمانیکه تیم بازاریابی و فروش ایده های خود با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند ، بهتر می‌توانند باهم کار نمایند و کارایی بالاتری را نشان می‌دهند.

کار فروش ، فروش آن چیزی است که در انبار است. فروش روابط با مشتریان و یا کانال ارتباطی با آنان را توسعه می دهد.

تیم فروش درها را می کوبند ، بر اعتراضات غلبه می کنند ، درباره قیمت ها و شرایط ، مذاکره می کنند.

مسئولیت بازاریابی و فروش

در حالی که برخی اوقات تیم بازاریابی و تیم فروش از هم جداگانه دسته بندی می‌شوند، اما عملکرد فروش و بازاریابی با یکدیگر همپوشانی دارند.

آن دسته از مشاغل که بخشهای از سازمانشان با هم همپوشانی دارند، می‌توانند با ترکیب تلاش های همان بخشها با یکدیگر، اثربخشی سازمانی خود را افزایش دهند.

از این گذشته ، تیم بازاریابی و تیم فروش یک هدف نهایی دارند: افزایش فروش.

 

تفاوت بازاریابی و فروش

شکی نیست که اینترنت اساساً شیوه خرید مردم را تغییر داده است ، و این تحول کمک کرده است ثروت توسط افرادی بیشتری تولید شده و برای برخی نیز بهتر از قبل گردد ، زیرا فقط زمین بازی کمی حرکت کرده و آنها نیز خودشان را تطبیق داده اند.

فروش و بازاریابی قرن ها عناصر تجارت بوده اند ، اما به طور مداوم در حال تحول هستند – شاید در هیچ نقطه ای از تاریخ به سرعت بیست سال گذشته ، تغییر نکرده اند.

امروز بیش از 70% فرایند تصمیم خرید ، پیش از صحبت با فروشنده انجام شده است.

مشتریان از طریق بررسی محتوای وب سایت آموزش می‌بینند و نسبت به محصولات و خدمات آگاه می‌شوند و این وظیفه تیم بازاریابی است.

اما برخی اطلاعات قابل بیان از طریق تبلیغات نیست ، این چیزی است که در طی فرایند فروش رخ باید بدهد.

تیم فروش به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم نیز اطلاعات تکمیلی و جزئیات ناگفته بازاریابی را در اختیار مشتری قرار می‌دهند.

 

تعادل بین بازاریابی و فروش

شرکتهای استارت آپ / شرکتهای نوپا ممکن است بخشهای فروش و بازاریابی را جداگانه تعریف ننموده باشند، و در عوض فقط به یک یا دو نفر متکی هستند تا بتوانند هر دو مسئولیت را بر عهده بگیرند.

در حالی که این می تواند ایجاد یک برنامه جامع بازاریابی و فروش را آسان تر کند ، همچنین می تواند به معنای آن باشد که انرژی بیشتری از یک طرف این معادله گرفته خواهد شد.

اگر شرکت کوچک شما در برقراری تعادل بین فروش و بازاریابی مشکل دارد ، زمان و منابع خود را روی بازاریابی قرار دهید.

هنگامی که حس می‌نماید که شما و کارکنانتان در فروش و بازاریابی به یک اندازه مهارت دارید ، می توانید بین این دو تعادل درستی ایجاد نمایید.

باید فرآیندی ایجاد کنید که با اطمینان کامل مشتریان بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل نمایید.

 

کمپین بازاریابی موفق

تفاوت اصلی بین یک کمپین بازاریابی موفق و یک ناموفق چیست؟

تفاوت بین آنها استراتژی های بازاریابی پشت آنها است

بسیاری از دارندگان مشاغل کوچک در انتخاب بهترین استراتژی های خود دچار ناراحتی سردرگمی شده اند ، زیرا اصول آن را نمی فهمند.

بنابراین ابتدا بیایید به اصول آن نگاه کنیم.

یک استراتژی بازاریابی چیست؟

استراتژی بازاریابی، گروهی از تکنیک ها است که به سازمان شما امکان می دهد منابع و بودجه خود را به سمت بهترین فرصت ها هدایت کنید تا بتوانید بهترین بازده سرمایه گذاری خود را بدست آورید و به اهداف خود دست یابید.

 

کمپین فروش موفق

کمپین فروش راهی عالی برای افزایش تقاضا برای محصول شما در مدت زمان کمی است.

هدف این کمپین این است که مشتریان راغب را به خرید نهایی یا انتهای قیف فروش نزدیکتر کند.

اگر کسی دچار تردید بین خرید یا عدم خرید باشد، یک کمپین فروش احتمالاً آنها را به سمت نهایی شدن خرید خود سوق می دهد.

تبلیغات برای فروش بیشتر معمولاً یک رویکرد چند کانال دارد و فقط برای مدت زمان محدود اجرا می شود.

این احساس فوریت باعث می شود خریداران آینده نگر به سرعت در کل قیف بازاریابی به سمت پایین حرکت کنند.

 

امروز و آینده سازمان

فروش تمرکز بر حال دارد. شما قادر به حفظ شرکتتان نیستید، مگر اینکه تیم فروش شما متمایل به ورود بازار کنونی در حال حاضر باشد.

اما واقعاً نمی توانید از مدیر فروش در مورد اینکه شرکت در 18 ماه آینده به کجا می رسد از وی سوال بپرسید بدون اینکه تمرکز بر ایجاد درآمد برای امروز داشته باشد.

علاوه بر این ، اگر مدیر فروش شما واقعاً در تدوین استراتژی های تجاری آینده و پیوند دادن آن استراتژی به برنامه ها و ابزارهای بازاریابی برای تحقق این امر واقعاً خوب عمل می کرد ، دیگر یک مدیر بازاریابی بود.

 

مشاور بازاریابی

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته بازاریابی و فروش Sales & Marketing اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/what-is-sales-marketing/feed 0
چرا طرح های توجیهی (بیزینس پلن ها) نمی توانند سرمایه گذار جذب نمایند ؟ https://iranmct.com/news/why-business-plans-can-not-attract-investors https://iranmct.com/news/why-business-plans-can-not-attract-investors#respond Sat, 27 Jun 2020 14:39:38 +0000 https://iranmct.com/?p=15605 چرا طرح های توجیهی در جذب سرمایه گذار ناموفق عمل می‌کنند ؟ آیا طرح های توجیهی خواص خود را از دست دادند و یا مشکل جای دیگری است ؟  طرح توجیهی ( بیزینس پلن Business Plan طرح کسب و کار ) شما اغلب اولین برداشتی است که سرمایه گذار از فعالیت اقتصادی شما می کند. […]

نوشته چرا طرح های توجیهی (بیزینس پلن ها) نمی توانند سرمایه گذار جذب نمایند ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
چرا طرح های توجیهی در جذب سرمایه گذار ناموفق عمل می‌کنند ؟

آیا طرح های توجیهی خواص خود را از دست دادند و یا مشکل جای دیگری است ؟

 طرح توجیهی ( بیزینس پلن Business Plan طرح کسب و کار ) شما اغلب اولین برداشتی است که سرمایه گذار از فعالیت اقتصادی شما می کند.

با این حال، حتی اگر محصول، تیم و مشتریانی عالی داشته باشید، این آخرین برداشتی خواهد بود که سرمایه گذار شما خواهد داشت اگر هر یک از این اشتباهات اجتناب ناپذیر را مرتکب شوید.

طرح های توجیهی مشکلات عدم موفقیت جذب سرمایه گذار

سرمایه گذاران هر سال طرح های توجیهی بسیاری را می بینند، حتی در این بازار کساد.

جدا از معرفی توسط یک منبع مورد اعتماد، طرح توجیهی تنها مبنایی است که آنها برای تصمیم گیری در خصوص این موضوع دارند که آیا یک کارآفرین را به دفترشان دعوت کنند تا ملاقات های اولیه صورت گیرد یا خیر.

با وجود این همه فرصت، بیشتر سرمایه گذاران صرفا بر یافتن دلیلی برای گفتن نه تمرکز می کنند.

آنها این استدلال را مطرح می کنند که کارآفرینانی که می دانند دارند چه می کنند، اشتباهات بنیادین مرتکب نمی شوند.

هر اشتباه علیه شما استفاده خواهد شد.

این مقاله به شما نشان خواهد داد که چطور از خطاهای رایج یافت شده در طرح های توجیهی اجتناب کنید.

 

اشتباهات محتوایی طرح های توجیهی

ناتوانی در بیان یک درد واقعی در طرح توجیهی

درد در طعم های متفاوتی می آید: شبکه کامپیوتری من دائم خراب است؛ سیکل حساب های دریافتنی من خیلی طولانی است؛ درمان موجود برای یک عارضه پزشکی موثر نیست؛ آماده سازی اظهارنامه مالیاتی خیلی سخت است.

کسب و کارها و مصرف کنندگان پول خوبی می پردازند تا این درد از بین برود.

شما کسب و کاری دارید که می خواهید به وسیله آن دردی را از میان بردارید.

در این تعریف، درد مترادف است با فرصتی در بازار.

هر چه درد بزرگتر باشد، هر چه این درد گسترده تر باشد، و هر چه محصول شما به شکل بهتری بتواند درد را تسکین دهد، پتانسیل شما در بازار بیشتر خواهد بود.

یک طرح توجیهی که به خوبی برای استارت آپ نوشته شده است، راه حلی قاطع را برای حل مشکل ارائه می کند.

اغراق در بیان ارزش

عبارت هایی از قبیل “بی رقیب در صنعت”، “فرصت منحصر به فرد و محدود”، یا “بازده عالی با سرمایه گذاری محدود” – برگرفته از اسناد واقعی – چیزی جز ادعا و غلو نیستند.

سرمایه گذاران این عوامل را برای خودشان مورد قضاوت قرار خواهند داد.

حقایق را مطرح کنید – مشکل، راه حل شما، اندازه بازار، چطور محصول تان را خواهید فروخت، و چطور از رقبا جلوتر خواهید بود – و گزافه گویی را کنار بگذارید.

تلاش برای راه حل بودن برای همه

بسیاری از شرکت ها که در مراحل اولیه خود هستند بر این باور هستند که هر چه بیشتر بهتر.

آنها توضیح می دهند که محصول شان چطور می تواند در چندین بازار بسیار متفاوت مورد استفاده قرار گیرد، یا یک پکیج پیچیده از محصولات را برای ارائه به بازار ابداع می کنند.

بیشتر سرمایه گذاران ترجیح می دهند یک استراتژی متمرکزتر را شاهد باشند، خصوصا در خصوص شرکت هایی که در مراحل اولیه فعالیت خود هستند:

یک محصول واحد و عالی که مشکلی آزار دهنده را در یک بازار واحد بزرگ حل می کند و از طریق یک استراتژی توزیع واحد اثبات شده قابل فروش است.

این بدان معنی نیست که محصولات، اپلیکیشن ها، بازارها یا کانال های توزیع اضافی باید کنار گذاشته شوند – در عوض، آنها باید به منظور غنی بخشیدن و حمایت از استراتژی متمرکز اصلی مورد استفاده قرار گیرند.

فقدان استراتژی برای ورود به بازار

طرح های توجیهی که از توضیح دادن فروش، بازاریابی، و استراتژی توزیع عاجز هستند محکوم به شکست هستند.

سوالات کلیدی که باید پاسخ داده شوند عبارتند از:

چه کسی آن را خواهد خرید، چرا، و مهمتر از همه اینکه، چطور محصول را به آنها تحویل خواهید داد؟

باید توضیح دهید که چطور علاقه مشتری را کسب کرده اید، پیش سفارش دریافت کرده اید، یا چطور فروش های واقعی انجام داده اید – و شرح دهید که چطور از این تجربه در جهت یک استراتژی عرضه به بازار مقرون به صرفه استفاده خواهید کرد.

“ما رقیبی نداریم”

مهم نیست چه فکری می کنید، شما رقبایی دارید. ممکن است یک رقیب مستقیم نباشد – به این معنی که شرکت یک راه حل مشابه ارائه می کند – اما حداقل جایگزینی دارید.

انگشتان جایگزینی برای یک قاشق هستند. پست پیشتاز جایگزینی برای ایمیل می باشد. بای پس عروق کرونری جایگزینی برای آنژیو می باشد.

به تعبیر ساده، رقبا متشکل از همه افرادی هستند که دنبال پولهای مشتریانی یکسان هستند.

گفتن اینکه شما رقیبی ندارید یکی از سریع ترین راه هایی است که می توانید طرح خود را به خطر بیندازید – سرمایه گذاران نتیجه گیری خواهند کرد که شما درک کاملی از بازار ندارید.

بخش “تحلیل رقبا” در طرح توجیهی شما فرصتی است برای نشان دادن نقاط قوت تان در برابر رقبای مستقیم، غیر مستقیم، و جایگزین ها.

علاوه بر این، داشتن رقیب چیز خوبی است. وجود رقیب به سرمایه گذاران نشان می دهد که یک بازار واقعی وجود دارد.

طولانی بودن بیش از حد

سرمایه گذاران مشغله های زیادی دراند و زمان کافی برای خواندن طرح های توجیهی طولانی ندارند.

آنها همچنین کارآفرینانی را ترجیح می دهند که توانایی انتقال مولفه های مهم یک ایده پیچیده به صورت موجز و مختصر را دارند.

به خاطر داشته باشید، هدف اصلی یک طرح توجیهی که به منظور تامین مالی نوشته شده است، آن است که به سرمایه گذار انگیزه بدهد تا تلفن را بردارد و شما را دعوت کند تا به شخصه به دیدنش بروید.

هدف از این طرح آن نیست که همه جزئیات را به طور کامل شرح دهد.

جزئیات را جای دیگری ثبت کنید: در طرح عملیاتی، طرح تحقیق و توسعه، طرح بازاریابی، غیره.

بیش از حد فنی بودن

طرح های توجیهی – خصوصا آنهایی که توسط افرادی با پیشینه علمی نوشته شده اند – اغلب پر از جزئیات فنی و لغات فنی علمی هستند.

در واقع، سرمایه گذاران بیشتر از این حیث به فن آوری شما علاقه نشان می دهند که:

  • چطور مشکلات بزرگ واقعی که افراد بابت حل آن پول می پردازند را حل می کند؛
  • به طور قابل توجهی از راه حل های رقبا بهتر است؛
  • آیا می توان از طریق حق ثبت اختراع یا دیگر شیوه ها از آن حفاظت کرد؛ و
  • آیا می توان با بودجه ای معقول آن را اجرا کرد.

همه این سوالات را می توان پاسخ داد بدون اینکه بحث شدیدا فنی در خصوص نحوه کارکرد محصول شما صورت گیرد.

جزئیات توسط متخصصان و در طول فرایند های بررسی دقیق مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.

طرح توجیهی خود را ساده نگه دارید. جزئیات فنی را در وایت پیپرهای جداگانه ارائه کنید.

فقدان تجزیه و تحلیل ریسک

سرمایه گذاران در یک کسب و کار بین ریسک و پاداش تعادل برقرار می کنند.

برخی اولین چیزهایی که آنها می خواهند بدانند عبارتند از اینکه ریسک های نهفته در دل کسب و کار شما چه چیزهایی هستند و چه کارهایی برای کاهش دادن این ریسک ها صورت گرفته است.

ریسک های کلیدی سرمایه گذاری های کارآفرینی شامل موارد زیر می باشند:

  1. ریسک بازار: آیا مردم واقعا آنچه شما خواهید فروخت را می خرند؟ آیا لازم است تغییر عمده ای در رفتار مشتری صورت گیرد؟
  2. ریسک فن آوری: آیا حقیقتا می توانید آنچه می گویید می توانید را ارائه کنید؟ با قیمت گفته شده و به موقع؟
  3. ریسک های عملیاتی: در فعالیت های روزمره شرکت چه اشتباهاتی ممکن است پیش بیاید؟ چه اشتباهاتی ممکن است در تولید و پشتیبانی از مشتریان روی دهد؟
  4. ریسک مدیریت: آیا می توانید تیم مناسبی را جذب کرده و حفظ کنید؟ آیا تیم شما حقیقتا توان این کار را دارد؟ آیا آمادگی این را دارید که در صورت نیاز کنار بروید و اجازه دهید فرد دیگری جای شما را بگیرد؟
  5. ریسک های قانونی: آیا دارایی معنوی شما حقیقتا حفاظت شده است؟ آیا دارید به حق ثبت اختراع شرکتی دیگر تجاوز می کنید؟ اگر راه حل شما جواب نمی دهد، می توانید تعهدات تان را محدود کنید؟

البته این تنها لیستی کوتاه از ریسک های موجود می باشد.

هر چند ممکن است احساس کنید که ریسک ها قابل اغماض هستند، سرمایه گذاران بالقوه طور دیگری فکر خواهند کرد مگر اینکه نشان دهید که به همه مشکلات فکر کرده اید و اقداماتی احتیاطی برای کاهش ریسک ها انجام داده اید.

سازماندهی ضعیف

طرح شما باید به خوبی سازماندهی شده باشد. هر بخش باید با بخش قبلی ارتباط منطقی داشته باشد، بدون اینکه نیازمند آن باشد که خواننده طرح چیزی از آنچه در ادامه طرح ارائه خواهد شد بداند.

هر چند ساختار طرح توجیهی واحد “درست” وجود ندارد، یک ساختار موفق به صورت زیر خواهد بود:

  • صفحه جلد:

این اولین چیزی است که خواننده می بیند، بنابراین آن را ساده و حرفه ای نگه دارید و اطمینان حاصل کنید اطلاعات تماس شما را در بر داشته باشد تا خواننده به راحتی بتواند به شما دسترسی داشته باشد.

  • خلاصه اجرایی:

این باید یک سند مستقل باشد، چرا که بسیاری از خوانندگان تصمیم اولیه خود را صرفا بر مبنای خلاصه اجرایی اتخاذ می کنند.

  • پیش زمینه:

اگر در یک زمینه شدیدا تخصصی فعالیت می کنید، برخی مسائل پیش زمینه ای را باید به زبان غیر تخصصی بیان کنید زیرا بیشتر سرمایه گذاران مدارک بالایی در رشته تخصصی شما ندارند.

  • فرصت بازار:

توضیح دهید که کسب و کار و مشتریان شما چطور متحمل مشکل هستند و چه مقدار حاضر هستند بابت راه حل شما بپردازند.

  • محصولات یا خدمات:

توضیح دهید که چه کاری انجام می دهید، و راه حل شما چطور با فرصت بازار همخوانی دارد.

طرح های توجیهی حرفه ای ، میزان نقاط ضعف یک خود را حداقل نموده است.

  • کشش بازار:

شرح دهید که چطور در جذب مشتریان، مشارکت در بازاریابی و توزیع موفق شده اید، چرا که این موضوع به متخصصان در بازار از راه حل شما اطمینان دارند.

  • تحلیل رقبا:

رقبای مستقیم و غیر مستقیم خود را شناسایی کنید و شرح دهید راه حل شما از چه نظر بهتر است.

  • استراتژی توزیع و بازاریابی:

شرح دهید چطور محصول یا خدمتتان را به بازار عرضه می کنید و چطور محصولات خود را قیمت گذاری می کنید.

  • تحلیل ریسک:

منابع اصلی ریسک را شناسایی کنید و شرح دهید چطور آنها را کاهش می دهید.

  • نقاط عطف:

مسیری که در گذشته طی کرده اید را شرح دهید و نقاط کلیدی که در آینده پشت سر خواهید گذاشت را توضیح دهید.

  • شرکت و مدیریت:

حقایق پایه در مورد شرکت تان را ارائه کنید – شرکت تان را کجا و چه موقع ثبت کرده اید، شرکت تان در کجا واقع است، و بیوگرافی مختصری از اعضای اصلی تیم تان.

  • مسائل مالی:

خلاصه ای از سود و زیان و جریان نقدینگی و مفروضات استفاده شده به منظور رسیدن به آنها ارائه کنید.

همچنین نیاز مالی خود، اینکه چطور از عایدی فروش تان استفاده خواهید کرد، و استراتژی های خروج احتمالی برای سرمایه گذاران را شرح دهید.

همانطور که پیشتر گفته شد، هیچ ساختار “درست” واحدی وجود ندارد – شما نیاز خواهید داشت تا به تجربه بهترین ساختاری که در مورد کسب و کار شما جواب می دهد را بیابید.

طرح های توجیهی موفق ،طراحهایی هستند که کامل و حرفه ای باشند.

 

اشتباهات مدل مالی طرح های توجیهی

فراموش کردن نقدینگی

عایدی ها نقد نیستند. سود ناخالص نقد نیست. سودها نقد نیستند. تنها پول نقد است که نقد است.

زمانی که مدل مالی خود را می سازید، اطمینان حاصل کنید که مفروضات شما واقعی هستند، به طوری که بتوانید سرمایه کافی جمع کنید.

فقدان جزئیات

مسائل مالی شما باید از پایین به بالا ساختاردهی شده و سپس از بالا به پایین تایید شوند.

یک مدل از پایین به بالا با جزئیاتی از این دست شروع می شود که انتظار دارید فروش هایی خاص چه موقع انجام شوند، یا چه موقع انتظار دارید کارکنانی خاص را استخدام کنید.

تایید اعتبار بالا به پایین به این معنی است که شما پتانسیل کلی بازارتان را مورد بررسی قرار می دهید و آن را با پیش بینی عایدی های تان از پایین به بالا مقایسه می کنید.

اعداد گرد شده – مثلا اینکه یک میلیون هزینه تحقیق و توسعه در سال دوم، و دو میلیون در سال سوم- نشانه ای قطعی از این موضوع است که شما یک مدل پایین به بالا ندارید.

محاسبات مالی غیر واقع بینانه

تنها شمار اندکی از شرکت ها تنها پنج سال بعد از تاسیس به فروش بیش از 100 میلیون دلار یا بیشتر دست پیدا می کنند.

پیش بینی بیش از این قابل باور نخواهد بود و باعث می شود طرح توجیهی شما خیلی زود سر از سطل زباله در بیاورد.

از سوی دیگر، یک کسب و کار با تنها 25 میلیون دلار عایدی بعد از پنج سال خیلی کوچک تر از ان خواهد بود که نظر سرمایه گذاران جدی را جلب کند.

پیش بینی های مالی سنگ محکی هستند از درک شما در خصوص اینکه سرمایه گذاران در حوزه فعالیت اقتصادی چه فکر می کنند.

اگر مبنایی واقع گرایانه برای پیش بینی 50-100 میلیون دلاری خود طی 5 سال دارید، احتمال گزینه خوبی برای تامین مالی فعالیت اقتصادی خود هستید.

در غیر اینصورت، احتمالا باید خواسته خود را جای دیگری دنبال کنید.

پیش بینی های مالی ناقص

پیش بینی های مالی پایه از سه مولفه بنیادی تشکیل می شوند: صورت های مالی، ترازنامه ها، و صورت های جریان نقدینگی. همه اینها باید با اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری همخوانی داشته باشند.

سرمایه گذاران عموما انتظار دارند که پیش بینی های پنج ساله طرح را مشاهده کنند. البته هیچ کس نمی تواند تا پنج سال آینده را ببیند.

سرمایه گذاران عمدتا می خواهند فرایند فکری که شما در ایجاد پیش بینی های بلند مدت به کار گرفته اید را مشاهده کنند.

یک مدل مالی خوب همچنین شامل تحلیل حساسیت می باشد، به این معنی که باید مشخص کرد نتایج پیش بینی ها چطور تغییر خواهند کرد، اگر مشخص شود که مفروضات تان اشتباه بوده اند.

این امر هم به شما و هم به سرمایه گذار این امکان را می دهد تا مفروضاتی که می توانند تاثیری عمده بر عملکرد آتی شما داشته باشند را شناسایی کنید، به گونه ای که بتوانید انرژی تان را بر تایید این مفروضات متمرکز کنید.

این مفروضات همچنین باید مقایسه ای با دیگر شرکت های حاضر در صنعت شما را در بر داشته باشند – چیزهایی مثل عایدی به ازای هر کارمند، حاشیه سود ناخالص به ازای هر کارمند، حاشیه سود ناخالص به ازای یک درصد عایدی، و نسبت های هزینه ای مختلف (عمومی و اجرایی، فروش و بازاریابی، تحقیق و توسعه، و عملیات ها به عنوان درصدی از هزینه های عملیاتی کل).

مفروضات محافظه کارانه

هیچکس باور ندارد که مفروضات شما محافظه کارانه هستند، حتی اگر آنها حقیقتا محافظه کارانه باشند.

مفروضاتی واقع گرایانه ایجاد کنید که بتوانید از آنها پشتیبانی کنید، و از استفاده از کلماتی از قبیل “محافظه کارانه” یا “بلند نظرانه” در طرح خود اجتناب کنید.

پیشنهاد کردن یک ارزش گذاری

بسیاری از طرح های توجیهی این اشتباه را مرتکب می شوند که بیان می کنند که شرکت آنها مبلغی خاص ارزش دارد. این را از کجا می دانید؟

ارزش یک شرکت توسط بازار تعیین می شود – با آنچه دیگران حاضرند بپردازند – و جز اینکه کارتان خرید، فروش یا سرمایه گذاری در شرکت ها باشد، احتمالا درک دقیقی از این موضوع نخواهید داشت که بازار چقدر حاضر است بپردازد.

اگر قیمتی را ذکر کنید، یکی از دو حالت زیر اتفاق می افتد:

(الف) قیمت شما خیلی بالاست و سرمایه گذار طرح شما را کنار می گذارد؛ یا

(ب) قیمت شما خیلی پایین است، و سرمایه گذار از شما سوء استفاده خواهد کرد. هر دوی اینها بد است.

هدف از طرح توجیهی آن است که داستان تان را به متقاعد کننده ترین شکل ممکن بیان کنید، به گونه ای که سرمایه گذار بخواهد گام بعدی را بردارد. شما می توانید بعدا در مورد قیمت مذاکره کنید.

 

اشتباهات ادبی طرح های توجیهی

اشتباهات املایی و دستوری

اگر اشتباهات احمقانه ای در طرح توجیهی شما وجود داشته باشد، چه چیزی را در مورد نحوه اداره کردن کسب و کارتان می رساند؟

املاء و دستور زبان طرح خود را چک کنید، از دیگران بخواهید تا طرح شما را ویرایش کنند، هر آنچه لازم است انجام دهید تا اشتباهات شرمنده کننده را از میان بردارید.

تکراری بودن بیش از حد

خیلی وقت ها، یک طرح نکاتی را چندین بار تکرار می کند. طرحی که به خوبی نوشته شده باشد، باید نکات کلیدی را تنها دو بار پوشش دهد: یک بار به طور خلاصه، در خلاصه اجرایی، و یک بار دیگر با جزئیات در پیکره اصلی طرح.

ظاهر اهمیت دارد

در هر مقطع زمانی، یک سرمایه گذار ده ها و شاید صدها طرح در دست دارد که منتظر خوانده شدن هستند.

با اطمینان از اینکه جلد طرح شما جذاب است، صحافی آن حرفه ای است، صفحه آرایی به خوبی انجام شده، و فونت ها به اندازه کافی درشت هستند تا به راحتی خوانده شوند، خود را در صدر این طرح ها قرار دهید.

از سوی دیگر، خیلی زیاده روی نکنید – شما نمی خواهید این تصور را ایجاد کنید که طرح شما فقط ظاهر دارد و باطن آن تهی است.

 

اشتباهات اجرایی طرح های توجیهی

به اندازه کافی منتظر بمانید

فرایند شکل گیری سرمایه زمان زیادی می برد. به طور کلی، روی 6 ماه تا یک سال از زمانی که شروع به نوشتن طرح خود می کنید تا زمانی که پول در بانک به دست شما می رسد حساب کنید.

آن را به تاخیر نیندازید. تیم مدیریتی شما باید آماده باشد که حدود 500 ساعت صرف طرح کند.

اگر بیش از سرتان بابت ساخت محصول، شرکت یا مشتریان شلوغ است (مواردی که احتمالا برای شما استفاده بهتری از زمان هستند)، به برون‌سپاری طرح توجیهی تان فکر کنید.

کوتاهی در بازبینی طرح توسط افراد خارجی

اطمینان حاصل کنید که قبل از فرستادن طرح، حداقل چند نفری آن را مورد بازبینی قرار داده باشند – ترجیحا افرادی که بازار، و استراتژی های فروش و توزیع، بازار سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی پر خطر، غیره را به خوبی درک کنند.

طرح شما ممکن است به نظر شما یا تیم تان بی نقص باشد، اما این احتمالا بدان دلیل است که ماهها به آن زل زده اید.

بررسی توسط افراد خارجی از یک دیدگاه تازه می تواند شما را از این نزدیک بینی نجات دهد.

افراط در آماده سازی

شما می توانید در تلاش برای رسیدن به طرحی کامل و بی نقص، ساعات بیشماری را صرف آماده سازی طرح کنید.

چه بسا بهتر باشد این وقت صرف کار کردن روی محصول، شرکت و مشتریان شود.

یک جایی دیگر باید ماشه را بکشید و طرح را به سرمایه گذار ارائه کنید.

اگر واکنش مثبت بود و آنها بخواهند پا پیش بگذارند، عالی خواهد بود.

اگر واکنش منفی بود (فرض کنید که سرمایه گذار گزینه مناسبی برای این کار بود)، آنگاه ممکن است مسیر شما اشتباه بوده باشد. برخوردهای چندین سرمایه گذار را بگیرید، و اگر به اجماعی کلی رسیدید، برگردید و طرح تان را مورد بازبینی قرار دهید.

 

نتیجه گیری

جو سختی بر سرمایه گذاری حاکم است، اما ایده های خوبی که از حمایت یک تیم خوب و یک طرح توجیهی خوب برخوردار باشند، همچنان می توانند سرمایه مورد نیاز خود را به دست آورند.

با اجتناب از برخی اشتباهات ساده، بهترین شانس ممکن را به خود بدهید.

برای دریافت خدمات تخصصی مشاوره  نوشتن بیزینس پلن برای ایران ، کانادا ، استرالیا یا هر کشوری دیگری به وب سایت تخصصی دیگر ما نیز می‌توانید مراجعه نمایید :

نوشته چرا طرح های توجیهی (بیزینس پلن ها) نمی توانند سرمایه گذار جذب نمایند ؟ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/why-business-plans-can-not-attract-investors/feed 0
5 استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای Branding Strategy https://iranmct.com/news/five-branding-strategies https://iranmct.com/news/five-branding-strategies#respond Thu, 18 Jun 2020 17:04:21 +0000 https://iranmct.com/?p=15562 استراتژی برندینگ چیست؟ استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای چیست ؟ هر کسب و کاری در هر سایزی به دنبال توسعه استراتژی های برندینگ است تا بتواند موجب تمایز برندشان در ذهن مشتری در مقابل رقبا شود. مشتری باید بتواند مانند تقطیر (مانند گلاب گیری) ، جوهره برند را از داستان برند ، فعالیتهای بازاریابی […]

نوشته 5 استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای Branding Strategy اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
استراتژی برندینگ چیست؟ استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای چیست ؟

هر کسب و کاری در هر سایزی به دنبال توسعه استراتژی های برندینگ است تا بتواند موجب تمایز برندشان در ذهن مشتری در مقابل رقبا شود.

مشتری باید بتواند مانند تقطیر (مانند گلاب گیری) ، جوهره برند را از داستان برند ، فعالیتهای بازاریابی و محصولات بیرون بکشد.

نیاز به گفتن نیست که برندسازی نیاز به فکر و برنامه مناسب دارد.

پیام های ارسالی محصول باید بتواند فحوای برند ( مفهوم برند ) را نشان داده و به برجستگی و تشخیص برند کمک نماید.

اگر مشتری متوجه هرگونه موقعیت نامطمئن یا غیرقابل اتکایی از سوی برند شود ، موجب تخریب برند خواهد شد.

چگونه برند کسب و کار کوچک شما میتواند در مقابل یک برند قوی و باسابقه بایستد؟

حال به تشریح چند استراتژی برندینگ موفق میپردازیم. این استراتژیهای برندینگ توسط برندهای بزرگ انجام میشود.

شما میتوانید یک یا چندتا از این استراتژیها را بکار ببرید.

Branding Strategy استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای

استراتژی برندینگ موفق 1 : استراتژی محصولات و خدمات با قیمت سطح بالا ( پریمیوم)

  • طراحی تجربه قابل توجه

این افتخار را داریم که بیان نماییم که “محصول ما بهترین است”، این خود یک استراتژی برندینگ است.

شما باید روی کیفیت بیش از هر چیز دیگری تمرکز نمایید ، نبابراین تگ محصول شما ، دارای قیمت بالاتری از قیمت تمام رقبای بازار است.

برای اینکه این استراتژی برندینگ موفق شود، همه چیز از نام تجاری تا لوگو و طراحی بسته بندی گرفته تا لباس کارکنان را باید تحت شعاع قرار دهد.

غالباً فراموش می شود ، کیفیت باید به ویژه از طریق فروشندگان نیز به درخشش خود ادامه دهید ، فروشندگان و سایر افراد درون سازمان که به نوعی در ارتباط گرفتاری مشتری هستند ، مثل رسانه های اجتماعی ، باید این کیفیت را نمایندگی نماید.

  • کشف نیاز خریداران ایده آل

با توجه به اینکه احتمالاً هزینه های بازاریابی شما زیاد است ، شناسایی بهترین مکان برای قرار دادن محصولات یا خدمات خود برای جلب توجه بازار هدف خود ، بسیار مهم است.

استفاده از شرکت های مشاوره مدیریت یا تحقیقات بازار با کیفیت بالا به شما کمک می کند تا مشتریان مناسب خود را درک کرده و نیازها و خواسته های آنها را کشف کنید.

  • باید بدانید که چرا قیمتگذاری سطح بالا ، قابل اجرا است

هنگامی که بازار با محصولات ارزان قیمت و بی کیفیت پر شده باشد ، یک استراتژی قیمت گذاری سطح بالا ( پریمیوم ) می تواند به خوبی شما را به مقصودتان برساند.

بین برند پریمیوم و یک برند لوکس یک تفاوت ظریف وجود دارد.

برندهای لوکس ( لاکشری برند ) اغلب به سمت منحصر به فرد بودن ، غربال کردن و حتی جذابیت حسی گرایش دارند.

برند لوکس اغلب با بنیانگذاران ، طراحان صنعتگر یا طرفداران خود ارتباط تنگاتنگی دارند .

مثلا اما به رابطه اِما واستون و برند بربری توجه نمایید.

 معمولاً برندهایی مانند دیور ، شانل و هرمس تحت این عنوان برند لوکس قرار می گیرند.

یک برند در سطح پرمیوم نیازی به حضور در بازار نیش ندارد. به عنوان نمونه ، اپل در حالی که در قیمت پرمیوم است ، بر بازار بسیار بزرگتری متمرکز نموده است.

باید در خصوص جایگاه برند ( برند پوزیشنینگ ) خود به درستی تصمیم گیری نمایید.

استراتژی برندینگ موفق 2 : استراتژی ضد برندینگ

  • شناخت رفتار مصرف کننده

استراتژی های ضد برندینگ Anti-Branding یک استراتژی هوشمندانه برای پاسخ به عدم اعتماد مصرف کننده به برندهای بزرگ است.

آنها از شباهتها یا نزدیکی تداعیات برند با برندهای موفق که در لوگو ، نام و سایر ابزارهای بازاریابی خود دارند بهره برداری یا سوء استفاده میکنند.

این همان محصول کپی برداری Me-too product نامیده میشود.

یکی از موفق ترین استراتژی های ضد برندینگ ، فروش محصولات تحت برچسب سفید یا “برند خاص خود” است.

مصرف کنندگان تشویق می شوند که باور داشته باشند که دقیقاً همان کیفیت محصول را دریافت می کنند اما با قیمت ارزانتری.

دقیقا اتفاقی که در حال حاضر در بازار ایران رخ دادن می‌دهد.

مثل  خودروی BMW – Seri 1 در مقابل  H320 -Brilliance تولید چین.

این مدل از بی.ام.دبلیو کوچک ترین محصول خودروساز آلمانی است. از سویی، برلیانس چین هم همکاری گسترده ای با آلمانیها دارد.

بنابراین شباهت هاچ بک H320 برلیانس و نسل اول سری ۱، تصادفی نیست و با نظارت خود شرکت بی.ام.دبلیو به ثمر نشسته است.

این شرکت پلت فرم را در اختیار شریک چینی خود قرار داده است تا سری H300 بر روی آن خلق شود. مردم بسیار هم خوشحال هستند که خودروی آلمانی را با قیمت پایین تری خریده اند.

واقعیت این است که آیا این واقعیت این است یا خیر ؟

استراتژی ضد برندینگ به یک شرکت اجازه می دهد تا با استفاده از تغییر اساسی در بسته بندی ، طرح ها و تبلیغات محدود، هزینه های تولید خود را کاهش دهد.

مشکل در ایران این است که علاوه بر تغییرات جزئی ، گاه محصولات فروخته شده کاملا بیرون و درونش تغییر میکند.

مثل بسته بندی کمپوت سیب با لیبل هلو ، در حالیکه هدف فروش گیلاس بوده است. ( مثال فوق یک نمونه برداری بسیار بد در استفاده از این استراتژی است )

  • ایجاد یک بازار نیش جدید

استراتژی ضد برندینگ میتواند موجب جلب نظر مشتریان علاقه مند به مباحث سبز و ضد سرمایه داری نیز شود.

این نوع مشتریان ، برندهای بزرگ را ضد محیط زیست و بی اخلاق مینامند.

یکی از چالشهای استراتژی ضد برندینگ ، پیروزی از طریق تمایل مشتریان به موفق کردن برندهای کوچک بر علیه برندهای بزرگ است.

این بدان معنی است که هزینه های بازاریابی باید به همان اندازه اختصاص داده شود ، این برند باید به همان قیمت و حتی بالاتر باشد، زیرا برندهای بزرگ، مشتریان خود را به خوبی آموزش میدهند.

  • زیباشناسی را به سطح جدید ببرید تا انتظارات مشتری تغییر نماید

یکی از استراتژیهای ضد برندینگ ، منطقه ای شویی است.

 برندهای بزرگ سعی می‌کنند که ظاهر فروشگاه یا محصولات را به زیبایی شناسی منطقه ای نزدیک نمایند.

مثلا برندی نظیر استارباکس، در سیاتل ، خود را تحت نام ” قهوه و چایی خیابان 15ام” معرفی نموده است .استراتژی برندینگ استارباکس

” استارباکس به دلیل داشتن بخش طراحی نوآورانه در سطح جهانی بسیار معتبر است. آنها می خواستند کافه های کافی شاپی را در مناطق شهری تاسیس نمایند. الهام بخش این مغازه ها، دقیقا محلاتی است که در آن تاسیس شده اند. زمینه آزمایش این ایده جدید است.”

 

استراتژی برندسازی موفق 3 : استراتژی معرفی متخصص

  • کشف تاکتیک ایجاد اعتماد

انسان تمایل دارد که به دنبال متخصصین ، دانشمندان ، پزشکها ، دندانپزشکها و دیگر متخصصین حوزه سلامت باشند و این تمایل توسط بازاریان به کار گرفته شده است.

برای مثال ، در فیلمهای دهه 20 میلادی دیده ام که یک پزشک در حال کشیدن سیگار خاصی است . آنها حتی سیگار خاصی را برای درمان آسم پیشنهاد می‌دادند.

  • شناخت اینفلوئنسرها برند (توصیه های تخصصی) برای معرفی برند

مردم در آمریکا زمان و مشکلات زیادی را پشت سرگذاشتند تا در نهایت تبلیغات سیگار را زیر سؤال برده و از رسانه های عمومی حذف نمایند.

اما محصولات و خدمات متعددی وجود دارد که با توصیه های تخصصی ، بازاریابی می کنند.

اگر شما یک محصول یا خدمات و یک متخصص (یا گروهی از متخصصان) دارید که مایل به استفاده از آنها، موقعیتی طلایی دارید.

شما میتوانید با کمک این افراد، بلافاصله برند خود را تقویت کنید. متخصصان نیاز نیست که خیلی عجیب و غریب باشند.

متخصص در مورد ارزیابی اسباب بازاری کودک ممکن است یک مادر شناخته شده و یا یک یوتوبر کم سن با چند میلیون فالوور باشد.

 

استراتژی برسازی موفق 4 : استراتژی کالت برندینگ ( برند فرقه )

  • ساخت بازار نیش

می‌توان با ارزانترکردن ، متمایز شد، همچنین میتوان باید بهتر بودن یا با رعایت اخلاق حرفه ای ، متمایز شد.

اگر دارای منابع کافی برای رقابت مستقیم با رهبر بازار نیستید، و نمی‌توانید قیمت های خود را پایین بیاورید یا از مخاطبان در بازار نیش استفاده کنید ، اعتماد به نفس خود را از دست ندهید.

همچنان شانس به دست آوردن سهم بزرگی از بازار با انجام کاری منحصر به فرد وجود دارد.

این اقدام همانند کاری است که هارلری دیویدسون یا پورش انجام داده اند. جذب مشتریانی که عاشق چیزهای جان سخت هستند.

چنین مشتریانی جایی دیگری نخواهند رفت حتی اگر پول دریافت نمایند.

  • اطمینان از ثبات برند

برند بین برندهای فرقه ای و رقبای اصلی آنها غالباً یک ستون و پایه اصلی فعالیتهای تجاری این نوع برندها است.

اگر می خواهید یک استراتژی کالت برندینگ را انتخاب کنید ، ثبات برند بسیار مهم است.

فالورهای برند فرقه کاملاً وفادار هستند و به شدت در هر کاری که انجام می دهید سرمایه گذاری می کنند.

این مشتریان انتظار دارند که این برند با استانداردهای خاصی مطابقت داشته باشد.

از این طریق ، کالت برندها با برندهای با قیمت سطح بالا، اشتراک دارند.

باید بتوان کیفیت مورد انتظار را ایجاد نمود و نباید مانند محصولاتی باشد که قرار است نه تمام بازار میتوان فروخت.

 

 استراتژی برندسازی موفق 5: تخصیص برند

  • از خطر آگاه باشید

هشدار! تخصیص برند یک استراتژی ریسکی است که اگر اشتباه کنید ، حتما تا مغز استخوانتان خواهد سوخت.

این استراتژی عبارت است از سوار شدن یک برند بر گُرده برندی قدیمی تر و استفاده از تداعیات آن برند قدیمی.

به عنوان مثال ، برخی گروه های هیپی ها، پارچه بربری را به عنوان نماد انتخاب نموده بودند. بربری برای تغییر چهره برند خود هزینه فراوانی نمود.

  • مجوز بخواهید

هرچه این شرکت بزرگتر باشد ، از چهره برند خود محافظت بیشتری می کند.

برندهای بزرگ همچنین منابع بیشتری برای شکایت از هرگونه نقض حق کپی که علیه آنها صورت می گیرد ، در اختیار دارند.

در صورت انتخاب استراتژی تخصیص برند ، استفاده از خدمات یک وکیل خوب ضروری است.

برندسازی

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته 5 استراتژی برندینگ موفق و حرفه ای Branding Strategy اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/five-branding-strategies/feed 0
4 بعد سیر تکامل برند و برندینگ https://iranmct.com/news/the-4-dimensions-of-brands-and-branding https://iranmct.com/news/the-4-dimensions-of-brands-and-branding#respond Thu, 11 Jun 2020 10:41:46 +0000 https://iranmct.com/?p=15532 سیر تکامل برند و برندینگ در حالی که برخی از اصول هرگز تغییر نمی کنند ، درک سیر تکامل و تحول برند و برندینگ در طول سالها از نظر بازاریابان و مخاطبانشان مهم است. سیر تکامل برند و برندینگ را میتوان به 4 دوره تقسیم نمود : برند به عنوان شیء برند به عنوان ایده […]

نوشته 4 بعد سیر تکامل برند و برندینگ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
سیر تکامل برند و برندینگ

در حالی که برخی از اصول هرگز تغییر نمی کنند ، درک سیر تکامل و تحول برند و برندینگ در طول سالها از نظر بازاریابان و مخاطبانشان مهم است.

سیر تکامل برند و برندینگ را میتوان به 4 دوره تقسیم نمود :

  1. برند به عنوان شیء

  2. برند به عنوان ایده

  3. برند به عنوان تجربه

  4. برند به عنوان رابطه

سیر تکامل برند برندینگ

یک مدیر حرفه ای باید به صورت خستگی ناپذیر برای ایجاد یک تجربه برند جذاب بین مخاطبان خود و برند خود تلاش نماید ، این سیر تکامل برند و برندینگ در ذهن مخاطب صورت میپذیرد.

سیر تکاملی برند و برندینگ 4 بعد ( 4 لایه ) دارد. این سیر تکاملی برای هر برندی باید وجود داشته باشد.

سیر تکامل برند و برندینگ : برند به عنوان شیء

تاریخچه برند به هزاران سال قبل بر میگردد ، هنگامی که مالکان دام ها برای علامت گذاری دام خود از داغ گذاری استفاده میکردند.

به معنای واقعی برند را روی دامها درج میکردند. این آن دوره ، برند به عنوان بخشی از یک کالا محسوب میشود .

در این دوره ، برند مجموعه ای از نمادها و تصاویر یک شرکت یا محصول است. این بدان معناست برند در این دوره در ساده ترین شکل خود مدنظر است

ساده ترین نوع برندینگ

  • یک شرکت
  • یک لوگو یا نماد
  • یک محصول

تفکر در پشت این دوره و این بعد از برندینگ آن است که به سادگی با داشتن یک نام تجاری و با به رسمیت شناخته شدن لوگو، مصرف کنندگان میتوانند یک محصول یا شرکت را از دیگری تشخیص میدهند.

آگاهی از برند اقدام خرید سیر تکامل برند برندینگ

پس ابتدا آگاهی و سپس  اقدام به خرید از سوی مشتری انجام میشود.

در دوران اولیه بازاریابی و تبلیغات، کافی بود که به سادگی نام یا محصول شناخته شود. تبلیغات انبوه، فروش انبوه را ایجاد میکرد.

اما امروز، این اجزای بنیادی در خصوص برند همچنان بسیار مهم و حیاتی هستند. شرکت بدون لوگو، یا محصول بدون نام در بازار وارد نمیشود و یا برای بلندمدت باقی نمی ماند.

اما با گذشت زمان، برندها به رشد بیشتری نیاز دارند و این سطح برای آنها کافی نیست.

سیر تکامل برند و برندینگ : برند به عنوان ایده

به طور کلی ، برند به چیزی بیش از یک شیء نیاز دارد. در این مرحله ( لایه یا بعد جدید) ، فقط کافی نیست که یک لوگو قابل تشخیص داشته باشید و یا محصولی که در فروشگاه ها موجود باشد.

برندها اکنون باید برای جذب ذهن ها رقابت کنند ، یا همانطور که ویل برنز در مقاله خود در فوربز می گوید: “برندبنگ چیزی است که پس از گذراندن زمان و تعامل با شرکت برای افراد رخ می افتد.”

آگاهی از برند درک اقدام خرید سیر تکامل برند برندینگ

هنوز هم مهم است که یک برند فراتر از یک نام و نشان انتزاعی در ذهن مردم وجود داشته باشد.

به عنوان مثال ، اگر به صورت سطحی به برند اپل نگاهی بی اندازیم ، نام اپل ، استارباکس یا مک دونالد چه کاری انجام میدهد ؟

حتی لوگو اپل ارتباطی با کامیپوتر (یا تلفن) ، لوگوی استارباکس با قهوه یا لوگوی مک دونالد با همبرگر ندارند.

بنابراین سوال مهم این است که چگونه برندها توانسته اند خود را به مغز مخاطبان خویش فرو کنند و به آن بچسبند ؟

یک راه این است که برند را بیش از یک ایده ساده در نظر بگیرید، و این ارتباط را در حد ارتباط ساده بین یک لوگو و یک محصول ، در نظر نگیریم.

در این حالت یک لایه یا بعد به برند اضافه میشود. پس ابتدا آگاهی ، سپس درک ، در نهایت اقدام به خرید از سوی مشتری انجام میشود.

از آنجا که مصرف کننده و بازاریابان رشد کرده و پیچیده تر شده اند ، شناخته شدن برند دیگر کافی نیست.

شرکت ها و محصولات باید ادعایی دوست داشتنی و تخیلی بر اساس آنچه مخاطبانشان دوست دارند ، بیان نمایند که به عنوان یک “ایده” مطرح شود.

به عنوان مثال فرض نماید که به کشوری سفر نموده اید و با لوگوی مک دونالد مواجه شده اید، “کمان های طلایی” در لوگوی مک دونالد ، ایده ای به ذهن شما خطور مینماید.

البته برای دوستانی که تاکنون به مک دونالد تشریف نبرده اند ، کمی درک این قسمت شاید سخت باشد . البته اصلا محصولی چندان سالمی هم نیست. برندها و لوگوهای ایرانی به اندازه ای ضعیف هستند که مثال ایرانی به ذهنم نرسید.

شاید این کمان شما را به یاد همبرگرد دوبل ، یا سیب زمینی سرخ کرده یا یک نوشابه بزرگ بی اندازد. اما هرچه هست ، (و هر چه احساس شما نسبت به محصولات مک دونالد باشد) ، آن “M” زرد بیش از یک رنگ زرد یا یک لوگوتایپ قرمز است.

یا همان استارباکس. یک برند تجاری موفق است که یک پری دریایی که هر فردی با دیدن آن میزان قهوه خونش ناگهان می افتد و احساس تشنگی مینماید. اما آن لوگو به تنهایی میتواند این اثر را در ذهن فرد ایجاد نماید.

آنها موفق شده اند مصرف کنندگان را مجبور کنند تا وقتی برند خود را می بینند یا می شنوند ، ایده ای به ذهنشان خطور نماید. در ادبیات مدیریت برند ما با این ایده ” تداعیات برند ” مینامیم.

سیر تکامل برند و برندینگ : برند به عنوان تجربه

با افزایش رقابت و ترجیح مصرف کننده برای محصولات و خدمات متناسب تر ، برندها مجبور شدند خود را فراتر از یک ایده متمایز کنند. برندها نیاز داشتند که خود را در لحظات کلیدی زندگی مصرف کننده قرار دهند و بخشی از تجربه ما شوند.

بگذارید برگردیم به برند اپل ، تجربه برند اپل در تمام مسیر از فروش اولیه (چه در یکی از فروشگاه اپل و چه آنلاین) ، از طریق بسته بندی ای که برای اولین بار توسط مصرف کننده باز میشود، تا تنظیمات اولیه نرم افزاری تا استفاده روزانه از این برند ، همه و همه راحتی را به دنبال دارد.

اگر هم مشکلی دارید ، به راحتی می توانید برای پرسیدن سؤال به فروشگاه اپل مراجعه نمایید.

حتی تبلیغات اخیر اپل بیش از آنچه که در مورد ویژگی های منحصربه فرد محصول باشند، بیشتر روی تجربه برن استفاده از محصولات تمرکز دارد.

در حالی که آنها اغلب یک ویژگی را به نمایش می گذارند ، محتوای تبلیغات آنها بیشتر مربوط به شخصی است که در هنگام استفاده از محصول اپل ، تجربه ای کسب می نماید ، به جای اینکه از محصول خود استفاده کند.

بنابراین تجربه برند Brand Experience  بسیار حائز اهمیت است.

در این حالت یک لایه یا بعد به برند اضافه میشود.

آگاهی از برند درک تعامل اقدام خرید سیر تکامل برند برندینگ

پس ابتدا آگاهی ، سپس درک ، پس از آن حس تعامل و در نهایت اقدام به خرید از سوی مشتری انجام میشود.

به تازگی ، برندها به دنبال استفاده از تجربه برای حذف درهم ریختگی برنامه های بازاریابی و فروش هستند، که باعث عمیق تر شدن وابستگی و پیوند مشتری با برند میشود.

برند به مثابه تجربه این ایده را تقویت میکند که شاید مشتری ، به تعامل (حس پیوند) با شرکت از طریق یک کانال رسانه نرسد ( آنلاین ، تلویزیون ) و یا حتی روی یک دستگاه خاص .

در حقیقت، مصرف کنندگان از طریق تجهیزات ارتباطی متفاوت در آن واحد با برند در ارتباط خواهند بود.

مثلا گوشی اپل ، لب تاپ اپل ، تب لت اپل …

برای همین یک استراتژی چند کاناله برای برندها بسیار ضروری است.

سیر تکامل برند و برندینگ : برند به عنوان رابطه

هرچه برندها بیشتر و بیشتر رویکرد تجربه را پذیرفته اند ، واضح تر شده است که یک لحظه برای تقویت وفاداری به برند کافی نیست.

این ما را به مرحله فعلی تکامل برند می برد: برند به عنوان رابطه.

این بعد یا لایه جدیدی برای برند است .

Mark Bonchek و Cara France در مقاله خود در مجله کسب و کار هاروارد از این موضوع استفاده نمودند:

برای شروع ، به روابطی که امروزه مردم با برند شما دارند فکر کنید.

پاسخ خود را به عنوان نقش های اجتماعی دسته بندی نمایید. به عنوان مثال ، اگر ارائه دهنده خدمات درمانی هستید ، احتمالاً بر اساس پزشک / بیمار رابطه تجاری خود را دسته بندی مینمایید.

حال در مورد انواع دیگر روابط خارج از حوزه شغلی خود فکر کنید.

به عنوان مثال ، در مراقبت های بهداشتی جنبه های معلم / دانش آموز (برای آموزش) ، مربی / ورزشکار (برای ایجاد انگیزه) ، یا راهنمایی / مسافر (برای مسافرت) وجود دارد.

حتماً نقش هایی را که متقارن هستند در نظر بگیرید ، مانند دوست / دوست ، همسایه / همسایه یا همکار / سازنده.

اکنون که تقریباً هر برند در رسانه های اجتماعی است و نوعی حضور تعاملی دارد ، کافی نیست که به سادگی در دسترس باشد و امکان جستجو و یافتن آن محیا باشد. همچنین داشتن یک تجربه یکجانبه با مشتری کافی نیست.

برای ایجاد ارزش واقعی دراز مدت با مشتری ، باید نوع رابطه مورد نظر خود را با مخاطبان خود در نظر بگیرید و آن را پایه گذاری نمایید.

این یک رویکرد جامع به تجربه مشتری است که فراتر از کانال ها، دستگاه ها یا رویدادها است.

با قصد ایجاد یک رابطه طولانی مدت با ارزش ، به جای کوتاه مدت ، برند شما جان تازه ای خواهد گرفت و یک استراتژی منسجم چند کانال حتی اهمیت خود بیشتر نشان میدهد.

دو فاز وجود دارد :

  • تجربه اولیه مشتری :

آگاهی برند – درک برند – تعامل با برند – اقدام به خرید

  • تجربه برند مدت مشتری:

دور (تعامل با برند – اقدام به خرید) دائما تکرار میشود.

4 بعد سیر تکامل برند و برندینگ

به خاطر داشته باشید که ممکن است مشتریان شما همیشه آماده خرید نباشند ، اما با مشغول نگه ذهن داشتن آنها ، در صورت آمادگی، آماده خرید از شما خواهند بود.

درک این نکته نیز حائز اهمیت است که ، گرچه مشتری ممکن است وفادار باشد ، ممکن است همیشه در روحیه “خرید” نباشد.

بازاریابان هوشمند آموخته اند که چگونه مشتریان را تغذیه روحی و ذهنی نمایند و آنها را در حالت تعامل نگه دارند ، حتی اگر همیشه آماده اقدام نباشند.

این وضعیت درگیری ذهنی همچنین به این معنی است که آنها برند آنان در اولویت انتخاب شدن قرار خواهند گرفت تا زمانی فرا رسید که موقع خرید یا معرفی برند به دیگران باشد.

تبلیغات دهان به دهان از سوی مشتریان درگیر بالایی ایجاد مینماید.

تفاوت بسیار زیادی بین برندهایی است که میتوانند با آنهایی که نمیتوانند مشتری وفاداری و معرف ایجاد نمایند.

 

نتیجه گیری

نکته مهمی که باید از موارد بالا به آن توجه داشت این است که برندها از یک برند ساده به یک تجربه و شیوه زندگی تبدیل شده اند.کدام برند ایرانی چنین خصوصیتی دارد ؟

اینگونه نیست که برندها در آخرین مرحله سیر تکامل برند و برندینگ ، ناگهان از همه چیز دست کشیده و به مرحله رابطه نرسیده اند.

بلکه بسیاری برای آن یا آماده نیستند یا برنامه ای ندارند.

وقتی با مشتریان خود رابطه ای محکم برقرار می کنید ، ناگزیر یک پیوند عمیق تر و چند جانبه ایجاد خواهید نمود که فراتر از یک محصول ، یک ایده و یک تجربه است. امروز صحبت از چگونگی شروع رابطه با مشتری است.

برندسازی

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نوشته 4 بعد سیر تکامل برند و برندینگ اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

]]>
https://iranmct.com/news/the-4-dimensions-of-brands-and-branding/feed 0